نباید می رفتی،حالا که رفتی با همه چیز بساز!

سال ۱۳۸۵ و در ۲۰ سلگی ازدواج کردم. مهریه‌ام ۷۰۰ سکه بود و پدرم آپارتمانی سر عقد به من هدیه دادند و سندش به نام من شد. ۷ سال بعد قصد داشتم برای ادامه تحصیل به فرانسه بروم. همسرم در تمام مراحل در جریان بود و هیچ اعتراضی نمی‌کرد فقط ابراز دلخوری و دلتنگی که اگر بروی رابطه‌ی از راه دور برایمان سختی ایجاد می کند.

وقتی ویزای من رسید نظر ایشان کلا عوض شد و گفت حق نداری بروی و از من خواست که مهریه‌ام را ببخشم تا حق خروج از کشور بدهد. برخی دفترخانه ها حضور والدینمان را ضروری می دانستند و من هم موافق بودم اما  ایشان مخالفت کردند و با دفترخانه‌ایکه از آشنایانش بود هماهنگ کرد.

. من از خانم دفتردار خواستم که قید کند  بذل مهریه به شرط خروج از کشور است ولی ایشان گفتند فرقی نمی‌کند این شرط را بگذاری, چون با این شرط هم به محض این‌که که از ایران خازج شوی حتی اگر فردایش هم برگردی همه چیز تمام است! علاوه بر این همسرم در محضر با سر و صدا و تهدید گفت که اگرشرط بگذاری اجازه‌ی رفتنت را نمی‌دهم!

از طرفی همسرم برای سفارت، رضایت‌نامه‌ی محضری داده بود که مرا در طول مدتی که در  فرانسه هستم  حمایت مالی خواهد کرد. در مورد خانه هم, چند سال بعد از ازدواج به بهانه‌ی عوض کردن خانه و گرفتن وام , خانه را به نام ایشان کرده بودم که پیش از رفتن در مورد آن هم حرف زدم و ایشان هم گفت آن خانه مال توست و نگران نباش.

در ضمن در طی این سال‌ها من کار کرده بودم, و بااینکه همسرم وضع مالی خوبی داشت اما تمایل نداشت من حساب بانکی جداگانه‌ای داشته باشم و از ریز مسائل مالی من خبر داشت. من هم به این دلیل  که  دیده بودم مادرم هم تمام حقوقش را به خانه می‌آورد و پدر و مادرم حساب و کتاب جدایی نداشتند , هیچ اهمیتی به این ماجرا نمی‌دادم.

IMG_4257

روزی که می خواستم از ایران بیام ایشان به همه گفته بود که من حمایت مالی می‌کنم و حتی به خود من هم این‌طور گفته بود. اما از روزی که من از کشور خارج شدم ایشان یک ریال هم به من کمک مالی نکرد و رابطه‌اش را به حداقل ممکن با من رساند. از دیگران خبر روابطش را با زنان مختلف را می‌شنیدم و به همین دلیل دیگر نمی خواستم در این رابطه بمانم. از او خواهش کردم به ترکیه بیاید تا برای بار آخر حرف‌هایمان را بزنیم. چون می‌ترسیدم اگر به ایران برگردم ممنوع‌الخروجم کند و الان مطمئنم اگر می‌رفتم این‌کار را می‌کرد. حاضر نشد بیاید و من گفتم پس جدا می شویم.

وکیلش وکالت نامه‌ای برای سفارت ایران در پاریس فرستاد و من آن را در سفارت امضا کردم. چند ماه بعد، از دوستی که شاهد طلاقم بود، شنیدم که ایشان ۶ ماه بعد از طلاق ازدواج مجدد کرده‌اند. در مورد خانه‌ام به من گفت «نباید می‌رفتی, حالا که رفتی به قول خودت با همه چیز بساز!» برای من مسائل مادی این ماجرا اصلا مهم نیست. چیزی که آزار دهنده است این است که من به عنوان زنی به اصطلاح تحصیل‌کرده، به دلیل عدم آگاهی از حق و حقوق خودم و وابستگی کور کورانه به همسرم. خودم را در سختی و دردسر بزرگی انداختم.

در انتها می خواهم از شما بابت اطلاع‌رسانی تشکر کنم  زیرا می دانم من اگر از خیلی چیزها آگاهی داشتم این‌همه مشکلات برایم ایجاد نمی‌شد

با سپاس از فروزان عزیز که تجربه شان را با ما به اشتراک گذاشته اند

برچسب ها:, , , ,

بازتاب از سایت

Hamsari

همسری وب‌سایتی است که گروهی از فعالان مسائل زنان، وکلا و حقوقدانان به منظور آگاهی رسانی در خصوص "شروط ضمن عقد" راه اندازی کرده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

شما برای ارسال نظر باید وارد اکانت خود شوید

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد