این معنی ازدواج است

برگردان: ندا کاشی مرد کلاه آبی‌ مایل به سبزی سرش کرده است که بی‌شباهت به رنگ چشمهایش نیست. پتو را به دور خودش پیچیده است و کیسه سرم به او وصل است. روی صندلی چرخ‌دار نشسته است تا چند دقیقه دیگر به اتاق عمل برود. می‌خواهد استخوان شکسته‌ای را که نزدیک دو سال است دارد دردش را تحمل می‌کند جراحی کند و بیرون بیاورد. من نفسم را نگه می‌دارم، قدری نگران هستم هرچند که می‌دانم او خوب خواهد شد و پس از عمل تا چند ساعت آینده در خانه درمورد عصایش و اینکه باید مدتی را در بستر استراحت کند غر خواهد زد. من چند هفته آینده را با عشق از او مراقبت خواهم کرد. وقتی روزهایی را تصور می‌کنم که سرسختانه اصرار می‌کند تا خودش کارهایش را انجام دهد، احساس ناامیدی می‌کنم. هرچند در زندگیمان لحظه‌های خنده و گریه زیاد داشته‌ایم که در یک لحظه بدون هیچ دلیلی خندیده‌ایم و چند دقیقه بعد بدون هیچ دلیلی با هم جروبحت کرده‌ایم. هر دوی ما دوست داریم که این روزهای بیماری زودتر تمام شود. اما هرگز نمی‌خواهم که فرد دیگری از او مراقبت کند.    
واقعا ازدواج کردن چه معنایی دارد؟ ازدواج کردن یعنی مدتی را با فردی گذراندن و درنهایت تصمیم‌گیری برای به گذراندن تمام زندگی با هم. برای ازدواج باید به اندازه کافی شجاع باشی تا بتوانی سوار کشتی خرابی برای یک سفر بشوی. باید بیشترِ قلب خودت را بدهی و در مقابل قلب دیگری را قبول کنی.
۲۰۱۵-۰۲-۱۳-ThisisMarriage
  ازدواج یک افسانه نیست. ازدواج همیشه ساده نیست. ازدواج درمورد کامل شدن و رسیدن به کمال نیست. ازدواج فقط عشق نیست اگرچه در بیشتر ازدواج‌ها می‌توان معنای درست عشق را یاد گرفت. اینجا من به شما میگویم که معنای واقعی ازدواج چیست.
 
ازدواج یعنی قبول کردن   ازدواج یعنی داوطلب بودن   ازدواج یعنی بخشش   ازدواج یعنی راست‌گویی   ازدواج یعنی همکاری   ازدواج یعنی انتخاب و تعهد   ازدواج یعنی خنده   ازدواج یعنی به اشتراک گذاشتن رویاها و تجربه‌ها   ازدواج یعنی سرخوردگی و گاهی عصبانیت   ازدواج یعنی عشق و لذت   ازدواج یعنی ناامیدی و گاهی اشک   ازدواج یعنی کار کردن   ازدواج یعنی خانواده   ازدوج یعنی سفر
 
من و همسرم تقریبا ده سال است که در این سفر هستیم. بعضی روزها سرم را تکان می‌دهم و متعجبم که چگونه و چرا تمام این اتفاق‌ها شروع شد. تعجب می‌کنم که من به تنهایی چطور توانسته‌ام این سفر را ادامه دهم، اما بعد که به چشم‌های او نگاه می‌کنم به خاطر میآورم که این یک ازدواج واقعی است، ازدواج ما. در بیماری و سلامتی با پاهای شکسته و تمام سختی‌ها ما به یکدیگر تعلق داریم.
منبع: هفینگتون پست

پیام اشتباه و آغاز عشق

خانواده سنت لوییس که سی سال اختلاف سن دارند ، عشق را در پیامی که به یک شماره اشتباه فرستاده شد پیدا کردند. کیسی بِرگ در سال ۲۰۱۲ در سفری کاری در دنوِرن به سر می‌بُرد و برای برقراری تماس با همکارانش به مشکل برخورده بود. ظاهراً پس از آخرین مکالمه با یکی از همکارانش شماره موبایل او به صاحب جدیدی با نام هنری گِلِندِنینگ واگذارشده بود. کیسی بی‌خبر از ماجرا در طی پیامکی به شماره واگذارشده نوشت: سلام. کیسی هستم. قرار بود ماریا را در پارک ببینم اما پروازش تأخیر داشت، الآن هم در وستین هستم. می‌خواستم ببینیم اگر کس دیگری از همکاران هست که با او تماس بگیرم. article-text-0930-1 هنری نیز در پاسخ او نوشت: متأسفم. شماره را اشتباه گرفته‌اید اما اگر سر کار نمی‌رفتم کمکتان می‌کردم. موفق باشید.   هنری تصور می‌کرد مکالمه به پایان رسیده اما کیسی پاسخ داد: واقعاً در وضعیت بدی گرفتار شدم چون نمی‌توانم هیچ‌کدام از همکارانم را پیدا کنم.   article-text-1001 در طی روزهای بعد انها در خصوص کتابهاو موسیقی و فیلمهای مور علاقه شان حرف زدند و نهایتا وقتی ب با نگرانی سن خود را به هنری گفت، پاسخ شنید که این موضوع اصلا مهم نیست زیرا ما در مسایل عمیق تری بهم نزدیک به نظر می رسیدم. در آن زمان رگ پنجاه ساله و هنری بیست‌ساله بود.   article-text-0930-3 تنها یک هفته بعد از اولین پیغام، آن دو برای خوردن قهوه با یکدیگر قرار گذاشتند، دیداری که نهایتا ختم به یک رابطه عاشقانه شد. آن‌ها در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۵ ازدواج کردند. آنها می گویند وقتی دیگران آنها را مادر و پسر فرض می کنند، با شوخی از آن می گذرند و معتقدند : «دیگران مقصر نیستند، این رابطه یک رابطه معمولی نیست بلکه چیزی بر خلاف کلیشه های رایج در مورد سن زوجهاست»   منبع: دیلی نیوز 

همه چیز از بدبینی شروع شد!

گزارشی از ثمین چراغی   داستان زندگی «ف.ر» شاید داستان برخی از اطرافیان ما باشد، کسانی که می‌شناسیمشان. سال ۱۳۷۸ «ف.ر» و« ک.م» ازدواج کردند. آن‌ها اکنون یک دختر ۸ ساله دارند. اوایل زندگیشان همه چیز خوب و مطلوب بود، اما مدتی بعد شوهر بشدت بدبین و دچار سو‌ءظن و توهم می‌شود. این اما تمام داستان زندگی آن‌ها نیست: «در پی این بدبینی، شوهر زنش را مورد آزار و صدمه عمدی قرار می‌دهد، کار بالاتر می‌گیرد و حتی هنگام زندگی از زنش شکایت می‌کند، آن هم به اتهام رابطه نامشروع، اما زن از این اتهام تبرئه می‌شود.» زندگی <ف.ر> و <ک. م> بر پایه شک بنا شده بود. همه چیز از بدبینی شروع شده بود و سپس خشونت روانی به خشونت فیزیکی تبدیل شده بود به طوری که مرد بی دلیل دعوا راه می‌انداخت و کتک می‌زد و علاوه بر درگیری فیزیکی، به همسرش تهمت‌های نابه‌جا می‌زد.   suspicious-husband-checking-wife-s-mobile-phone-19063147 «زن از اسفند ۸۹ مسکن را ترک می‌کند. او تأکید می‌کند همسرش به هیچ چیز اعتیاد ندارد. فقط هر از گاهی سیگار می‌کشید. «ف.ر» بر این اعتقاد است که شوهرش یک بیمار روانی است. «تا به حال او در خانواده خود سرگردان است و به هیچ یک از حق‌هایش نرسیده است.» این را وکیل زوجه بیان می‌کند. مرضیه محبی، وکیل پایه یک دادگستری در ادامه توضیح پرونده می‌گوید:« همسر این خانم در ابتدا مدعی شده بود که ایشان مهریه را بذل کرده، در صورتی که چنین نبود. این روند از ابتدای سال ۹۱ تا مرداد ۹۲ طول کشیده بود تا سرانجام رأی بدوی صادر شد.» <ف.ر> و <ک. م> وقتی داشتند پای سند عقد ازدواج را امضا می‌زدند، به ذهنشان خطور نمی‌کرد که روزی رابطه شان آنقدر پیچیده شود و مهر طلاق بر شناسنامه‌هایشان بخورد و ف.ر وقتی در بیمارستان نوزادش را در آغوش می‌کشید، شاید هیچ گاه گمان نمی‌کرد از دیدن کودکش محروم شود. عقد ازدواج، جزو معدود عقودی است که می‌توان در حین انعقادش شروطی به آن اضافه کرد که اصطلاحا به آن « شروط ضمن عقد» می‌گویند. این شروط با توافق زن و شوهر در مفاد عقد وارد می‌شود. فایده این شروط زمانی است که زوجه یا زن، می‌خواهد مثلاً از کشور خارج شود، طلاق بگیرد یا ادامه تحصیل دهد. اگر سوژه این پرونده پیش از ازدواج، حق بر مسکن یا حق بر طلاق داشت و به عبارتی این شروط در ضمن عقد ازدواجش ذکر شده بود، با این مشقت درگیر پروسه روند گرفتن طلاق نمی‌شد. گرفتن مهریه این روزها به یکی از موضوعات مهم روز بدل شده  که پرونده خانم «ف.ر» هم درگیر آن شده است. محبی می‌گوید در پرونده مهریه :« زوج ادعای اعسار ( ناتوانی و مشکل در پرداخت) کرده بود، این در حالی است که او کارخانه داشت. در نهایت حکم به پرداخت هر پنج ماه یک سکه صادر می‌شود.» وکیل پرونده شرایط عسر و حرج را این گونه توصیف می‌کند: « عسر و حرج یک قاعده فقهی است، به این معنا که شرایط سخت و غیرقابل تحمل، تکلیف مؤمن را ساقط می‌کند. اعمال این قاعده نسبت به اشخاص مختلف و شرایط آنها متفاوت است.» ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی برخی شرایط عسر و حرج را معین کرده، اما قاضی هر پرونده شخصاً مرجع تشخیص عسر و حرج است. مرضیه محبی توضیح می‌دهد:« در مورد این پرونده جدایی طولانی زوجین، طرح دعاوی متعدد و کراهت شدید زن هم دلیل بر عسر و حرج است، اما قبولاندن این امر به دادگاه‌ها سخت است. در این پرونده یک بار دادخواست طلاق زوجه بر مبنای عسر و حرج رد شد. دادخواست مجدد تحت عنوان «سوءرفتار» به دادگاه تسلیم شد. در این دادخواست به همان تهمت رابطه نامشروعی که مرد به زن زده بود هم اشاره کردم و مرد به پزشکی قانونی معرفی شد، اما هنوز بلاتکلیفند.» در صورتی که  مشقت و سختی زن هم در زندگی مشترک اثبات شود، حکم طلاق باید صادر شود اما همانطور که وکیل پرونده می‌گوید، اثبات سختی و عسر و حرج زن در دادگاه‌ها دشوار است. مرد در راستای فشار آوردن به همسرش، او را از ملاقات فرزندش هم منع کرده بود و حتی دستور موقت دادگاه برای ملاقات هم زوجه را از این حق بهره مند نکرد و مرد به او اجازه ملاقات نداد. منبع: روزنامه ایران 

کیف پول زنان همچنان خالی است!

مترجم: مریم نظری من پیشینه خانوادگی طولانی در زمینه حضور در مبارزات فمنیستی دارم. مادربزرگ من در راهپیمایی حق رای زنان در سال ۱۹۱۲ در نیویورک شرکت کرد. او از جمله زنان پایه‌گذار هتل باربیزون برای زنان  در دهه ۲۰ بود. تا آن موقع زنان «خوب» نمی‌توانستند تنها سفر کنند و اگر این کار را می‌کردند به چشم روسپی دیده می‌شدند. نمی‌توانم درباره عدم برابری دستمزدها بگویم چون آن موقع زنان زیادی کار نمی‌کردند و دستمزدها نیز به خوبی ثبت نشده است که اما می‌توانم بگویم که زنان کمتر از مردان دستمزد می‌گرفتند. در سال ۱۹۷۲ من به بانک چیس منهتن پیوستم و در برنامه آموزشی اعتبار جهانی آنها شرکت کردم تا یکی از اولین مدیران زن در عرصه بان‌کداری شوم. حقوق من در ابتدا ۱۱ هزار دلار بود که برابر همکاران مرد بود. اما بعد چند هفته روزی مدیر منبابع انسانی مرا به دفترش دعوت کرد و به من گفت تو زنی جوان هستی و نباید برابر مردان حقوق بگیری بنابراین ما حقوق تو را ۶۵۰۰ خواهیم کرد. من پرسیدم چه باید کنم که اندازه مردان حقوق بگیرم و او گفت سعی کن ابتدا از این دوره فارغ التحصیل شوی و بعد ما حقوقت را زیاد می‌کنیم. من این کار را کردم اما آنها هرگزاین کار را نکردند. در سراسر دوره‌ای که در چیس بودم همیشه از همکاران مردم حقوق کمتری می گرفتم. حتی زنانی که امروز از دانشگاه ها فارغ التحصیل می‌شوند نیز برابر مردان حقوق نمی‌گیرند. طبق آمار در امریکا امروز یک زن متولد اوایل دهه هشتاد میلادی، ۳۳ درصد بیشتر احتمال دارد که تا سن ۲۷ سالگی فارغ‌التحصیل دانشگاه شود اما همچنان میانه حقوق زنان نسبت به مردان هم‌رده ۷٪ کمتر است. شاید ۷ درصد به نظر زیاد نیاید اما وقتی به این فکر کنید ک همه این افرد باید وام تحصیلات، کارت‌های اعتباری و هزینه های زندگی را بدهند و برای آینده پس‌انداز کنند ارزش این هفت درصد بیشتر نمایان می‌شود. همچنین کمیته ملی حقوق برابر اعلام کرده است به ظور متوسط با فرض ۴۷ سال عمر کاری، زن بین ۷۰۰ هزار دلار تا دو میلیون دلار به خاطر اختلاف حقوق با مردان از دست می‌دهد. آیا زنان در دنیای شرکت‌های بزرگ چند ملیتی ارزش کمتری دارند که حقوق کمتری می‌گیرند و حضور کمتری در ترکیب هیئت مدیره دارند؟ ذستمزد برابر «جک ما» موسس کمپانی بزرگ علی بابا در مصاحبه‌ای با یکی سی‌ان‌بی‌سی گفت یکی از دلایل بزرگ موفقیت عظیم این کمپانی این است که زنان زیادی را استخدام می‌کنند. ۴۷ درصد کارمندان علی بابا و ۳۳ درصد کارکنان ارشد زن هستند . آیا سایر کمپانی‌ها نیز جادوی روش «جک ما» را دریافته‌اند؟ این‌طور به نظر نمی‌رسد. در امریکا تنها ۴.۶ درصد زنان مدیر عامل یکی از ۵۰۰ شرکت بزرگ امریکا هستند و تنها ۱۹ درصد عضو هیئت‌مدیره هستند. در نروژ که برابر جنسیتی به خوبی محقق شده است، این رقم حدو ۳۵ درصد است و در ژاپن کشوری که هنوز برخی از زنان همسران‌شان  را سرور خطاب می‌کنند تنها ۳ درصد زنان در مشاغل مدیریتی هستند.   اما پدرها و پدر بزرگ‌ها! ما به کمک شما هم احتیاج داریم. مطمئنم شما نیز می‌خواهید که فرزندان و نوه‌هایتان از حقوق برابر لذت ببرند. زنان نیازمند حمایت مردان هستند تا با این بی‌عدالتی مبارزه کنند. مردان باید سعی کنند صدای زنان در کمپانی‌ها برای حقوق برابر و برای مرخصی زایمان با حقوق ( هم برای مادر و هم برای پدر ) شنیده شود. اگر شما مدیر استخدام هستید مطمین شوید که حقوق‌ها برابر است. اگر کارمند زن دارید مطمین شوید که آنها در شرایط برابر با مردان حقوق می‌گیرند و به مراتب شغلی بالا می‌رسند. ما باید کلیشه های جنسیتی را که مانع رشد زنان هستند در محیط کار از بین ببریم . صدای یکی از طرفدارانم وفتی که رییس اولین بانک زنان بودم هم‌چنان در گوش من است:« ما شروع کرده‌ایم که دخترانمان را شبیه به پسران بزرگ کنیم اما تعداد کمی از ما هنوز این جرات را یافته‌اند که پسرانمان را مانند دخترانمان پرورش دهیم.» منبع: فوربز

چرا زنان در ازدواج بازنده اند!

وندی ویلیامز که یک مجری، کمدین و بازیگر معروف آمریکایی است به تازگی در یکی از موفق ترین سخنرانی های خود می گوید: \ هنگامی که شما در یک گروه یا محیط به نوعی وصله ناجور باشید تلاش می کنید شخصیت درونی خود را هوشمندانه نمایش دهید و شعار شما باید این باشد،” من شخصیت خود را به آنها نشان میدهم. من شخصیت خود را به شما نشان میدهم.” ویلیامز این حالت غریبه بودن در جمع را هنگامی که به عنوان فرزند وسط یک خانواده طبقه کارگر در حومه نیوجرسی بزرگ میشد، حس کرد. او با داشتن وزن زیاد، قد بلند و “شاگرد زرنگ نبودن”، از این حالت وصله ناجور بودن در محیط پیرامون خود به عنوان عامل محرکی برای تلاش بی وقفه خود برای رسیدن به موفقیت نام می برد. “من می خواهم به عنوان یک برنده زندگی کنم… من برنده ام، حتی زمانی که ببازم.” ویلیامز بیش از ۲۰ سال پیش کار خود را در رادیو آغاز کرد. او در یک ایستگاه کوچک با فقط درآمدی معادل ۳٫۷۵ $ در ساعت با سختی زیاد کار میکرد. “من تقریبا تمام روز را آن پایین صرف میکردم که با احساسی از بدبختی و گریه کردن میگذشت،” ویلیامز به یاد می اورد که پول اندک خود را صرف ارسال نوارهای صوتی خود می کرد. او به سرعت برنامه دیگری را که در DC بود با سختی فراوان، شروع کرد. گاهی لازم بود که در ماشین خود بخوابد تا بتواند اجرای زنده ای در برنامه فردا داشته باشد. ویلیامز می گوید “من دارای شخصیت انعطاف پذیری هستم و به سرعت آموختم چگونه حرفهای دوستان و خانواده ام را که زرق و برق ظاهر را بیشتر می بینند تا سخت کوشی٬ را از سرم بیرون کنم.” ترقی و پیشرفتش در رادیو بدون چالش با این موارد نبود. ویلیامز با سوء مصرف کوکائین و نیز تصور بد از بدنش چالش داشت. او می گوید” در گذشته هر فردی همیشه نقاط تاریکی وجود دارند”.

وندی ویلیامز او پس از راه اندازی نمایش تلویزیونی ” “The Wendy William show” در سال ۲۰۰۸ ،با سبکی مستبدانه و ساختارشکن توانست در بین مخاطبان تلویزیون جایگاه بالایی پیدا کنید. ویلیامز بدون پشیمانی می گوید “من همیشه این طور بوده ام، کمی نامتناسب، البته آنطور که دیگران می گفتند”. شوهر او، کوین هانتر، در کنار کارهای ویلیامز به عنوان مدیر برنامه هایش کار میکند و پسر نوجوانش برای او در اولویت قرار دارد. او هرگز فردی نبوده است که از بابت دیدگاهش خجالت بکشد، او در مورد چالشهایی که زنان در متعادل کردن خواسته های شغلی و خانوادگی با آنها مواجه میشوند شجاعانه می گوید : “پیشنهاد من به زنان همیشه این است که در مسیر شغلی از تمام سالهای دهه ۲۰ سالگی خود حداکثر استفاده را بکنید … و پس از آن به رابطه با یک آقا فکر کنید، زیرا ما خانم ها هستیم که در ازدواج بازنده هستیم نه مردان .” و این پند ویلیامز ۵۰ ساله است. او می گوید: “برای آقایان پذیرفتن خانمهایی که واقعا در مسیر شغلی موفق هستند، کار دشوار و سختی است. خواه به این دلیل باشد که ما بیش از آنها درآمد داریم خواه اینکه اسم ما درخشانتر از آنها باشد. من هم ازدواج و بچه داشتن را دوست دارم اما باید بدانیم که اینها مانع رشد خانمها در مسیر شغلی میشوند … هنگامی که شما ازدواج میکنید و بچه دار میشوید، نمیتوانید تمام کارهایی را که قبلا انجام می دادید، باز هم ادامه بدهید و از شما انتظار میرود که خانواده را مهم تر از خود و علایق و استعدادهای خود قرار دهید.”

منبع: فوربز

عضویت در سایت

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد