اصل موضوع اجازه ی شوهر است!

«شما فکرکنید زنی هستید در اجتماع. مدرن. مستقل. شغل. درآمد”مکفی”.از آن ها که نیاز مالی به شوهر/ پارتنر ندارند. همچین زنی. نیاز عاطفی هم که بحثش سواست و بماند. حالا قصد دارید پاسپورت بگیرید. اصلن تا همین ترکیه، تا همین دوبی بروید.مدارک کامل. می روید پلیس به اضافه ی ده.آقای افسر نشسته پشت میز.مدارک را نگاه می کند. اجازه ی شوهر کو؟ می گویید اجازه ی شوهر دیگر چیست؟ می گوید آها.. اصل موضوع اجازه ی شوهر است. همین جاست که آدم می رود می نشیند و فکر می کند حیف درسی که خواندم و کاری که کردم و هیچ نیرزید اگر برای گرفتن پاسپورتی که جز در یکی دوتا کشور، به هیچ جا حساب نیست، باید اجازه بگیرم.از خواص هستند آن ها که برای داشتن همین اجازه ی توهین آمیز، به خفت نمی افتند. خوش به حال شان.» نقل قولی از غزل صدر

مهمانی خانوادگی به صرف شروط ضمن عقد!

نجمه واحدی خیلی هم کار سختی نبود. پیشنهاد می کنم شما هم انجامش بدید. شمایی که دختران و پسران مجرد، یا زوجهای جوان در بین آشنایان و اقوامتون دارید، و از «شروط ضمن عقد» اطلاعاتی دارید. جریان از این قرار بود که من هم که اون قدیما یه چیزهایی شنیده بودم راجع به نابرابری حقوقی توی شرایط عقدنامه های ازدواج، و فهمیده بودم خانمها می تونن برن در مقابل، حق فلان و بهمان بگیرن، به جای گرفتن مهریه های سنگین که هیچی رو تضمین نمی کنه؛ توی کارگاه های شروط ضمن عقدی که دوستان حقوقدان برگزار کرده بودن شرکت کردم و از جرئیات این شروط هم با خبر شدم. خاطراتی که توی صفحه ی هم سری از سختی ها یا خوشی های آدمها برای گرفتن شروط ضمن عقد خونده بودم هم بهم نشون داد چقدر مقاومت خانواده و اقوام می تونه تاثیرگذار و مهم باشه برای گذاشتن این شروط. و دیدم چی از این بهتر که به دختران و پسران فامیل (و همین طور خانواده حتی)، در یک کارگاه رسمی، خعلی هم جدی و تخصصی طور (که من دارم اطلاعات کاملا حقوقی و مفید در اختیارتون می ذارم! نظم جلسه رو حفظ کنید مثلا! )، در حضور خود خانواده ها و اقوامشون [که ممکنه در آینده بهشون فشار بیارن برای درج نکردن این شروط]، به لزوم و چگونگی این شروط ضمن عقد، و اهمیت یا نقص های مهریه، اشاره کنم و ازشون بخوام که به جنبه ی حقوقی ازدواج بیشتر فکر کنن. کارگاه اولم اینطوری برگزار شد که از یکی دو هفته قبل (که می دونستم همه می تونن فلان روز در بهمان جا دور هم جمع بشن) به همه گفتم که می خوام کارگاه شروط ضمن عقد برگزار کنم که دو الی سه ساعت هم طول می کشه. برخلاف اونچه که فکر می کردم که لابد این نمیاد و اون میگه خوابم میاد و اون میگه حال ندارم، اما کسانی که اومدن حتی بیشتر از تعدادی بود که دعوت شده بودن!  جلسه که بنا بود دیگه نهایتا در سه ساعت تموم بشه؛ اونقدر مفصل شد که بعد از سه ساعت، نصفه موند و در دو جلسه برگزار شد! حتی قرار شد که این جلسات ادامه پیدا کنه و بعضی بحثهامون رو با هم ادامه بدیم یا موضوعات دیگه ای تعیین کنیم و همین طوری «خعلی جدی طور و منطقی» راجع بهش بحث و گفتگو کنیم! [بنده از همین تریبون به داشتن این فامیل فرهیخته که غافلگیرم کردن واقعا، مفتخرم!  ]. بین اقوام ما هم کسانی بودن که انواع و اقسام باورهای غلط رو نسبت به شروط داشته باشن. مثلا اینکه «اینطوری که دیگه زندگی میشه معامله»، «داری از حقوق زنان دفاع می کنی، پس حقوق مردان چی» (حالا خوبه یه خط در میون راجع به مهریه و توافقی بودنش هم حرف می زدم ها!)، «آگاهی زیادی پیدا کردن هم خوب نیست، آدم رو به تردید میندازه»، «فلان حق با بهمان چیز دیگه با هم جور در نمیان که» و حرفهایی که ما معمولا راجع به این شروط می شنویم. اما نگران پاسخگویی به این باورها نباشید! اولا که با خوندن باورهای غلطی که انتهای این دفترچه ها هست و می تونید از روی سایت همسری بردارید، خودتون به پاسخ و واکنش درست در مقابلش می رسید؛ دوم اینکه در کارگاهی که خودم برگزار کردم نیمی از شرکت کننده ها با اینکه قبلش هیچ صحبت و همفکری ای باهشون نشده بود (که شما می تونید این کار رو بکنید تا همیار داشته باشید موقع برگزاری کارگاه)، ولی خودشون جواب دیگر شرکت کننده ها رو تا حدی می دادن! ۱۲۰۲۸۸۷۸_۱۰۱۵۳۲۱۷۱۱۱۷۲۲۷۱۲_۵۵۸۷۸۶۳۵۳۸۴۱۶۸۳۴۱۶۸_o در کل برگزاری این کارگاه حس خوبی برام داشت که تونستم به اطرافیان خودم هم آگاهی‌ای که به دست آوردم رو منتقل کنم؛ و به این فکر وادارم کرد که اگر همه ی ماهایی که این اطلاعات رو داریم و به درستیشون واقفیم، از این مدل کارگاه ها برای اطرافیانمون برگزار کنیم، چقدر می تونیم در بالا بردن سطح آگاهی جامعه موثر باشیم. از همین تریبون از گردانندگان سایت هم سری هم که برای این موضوع تلاش زیادی می کنن، می خوام که فکری برای راه اندازی و توانمندسازی اعضای عادی جامعه، برای برگزاری این کارگاه های خانوادگی و فامیلی بکنن! میشه با هم اینجا گروه یا ایونتی بسازیم و هرکس تا بحال این کارگاه ها رو برگزار کرده یا می خواد برگزار کنه، اطلاعاتش رو در اختیار دیگران بذاره! پی نوشت: دفترچه هایی که می بینید رو سایت همسری آماده کرده و من برای کارگاهم برای هر خونواده یکیش رو خودم پرینت کردم و کپی گرفتم و منگنه کردم! به راحتی! توی این دفترچه ها، هم شروط اومدن، با عبارات حقوقی ای که باید در عقدنامه و سند محضری، ثبت بشه؛ و هم در انتهاش باورهای نادرستی اومده که در مخالفت با درج این شروط هست به همراه پاسخ به این باورهای نادرست! کلا هزینه ی برگزاری این کارگاه، جدا از اطلاعات من، ۶ ساعت زمانی بود که گذاشتیم، یک ماژیک و برگه های آصفر بزرگ که می شه به دیوار یا هرجا نصب کرد و روش نوشت (که خودم هم همین قصد رو داشتم ولی خوشبختانه تونستیم جلسه مون رو به یه فضای آموزشی، با تخته و میز و صندلی انتقال بدیم)، و همین دفترچه ها! پذیرایی از شرکت کننده ها هم راستی یادتون نره!

حق دادنی را باید داد در بستنی را هم باید بست

  ۱۱۰۵۳۱۸۶_۱۰۱۵۲۹۵۰۸۳۶۳۵۱۶۸۵_۶۸۴۶۶۵۲۱۳۸۱۲۴۴۶۶۳۴۰_n سال‌‌ها پیش درست وقتی گمان می‌کردم ماتحت زندگی را با تیغ اخلاق‌مداریِ اصول‌گرایانه‌ی خود پاره می‌کنم ،دوست سرد و گرم چشیده‌ای از من پرسید اگر شریک زندگی‌ات یک روز صبح از خواب پرید و بساطش را جمع کرد و رفت که از دست تو و این زندگی خسته شده،حکم‌اش چیست؟ گفتم مثل فلان بُز روشن است که بی معرفت و بی‌ملاحظه است و باید دهانش را فیلان. سوال بعد این بود که پس ترجیح می‌دهی برای رعایت حال تو پنهانی با کسی روی هم بریزد و سر زندگی‌اش بماند یا از آن بدتر با بی خیالی و حرام کردن عمر به زندگی دروغین تن دهد. گفت و گو ندارد که از آن به بعد برای من جدا شدن حقی یک طرفه‌ شد. حالا این‌ها شاید بنظر شما اظهر من الشمس و جز بدیهیات باشد که همین چند وقت پیش برای من هم بود. بعد طلاق مثل دومینو بین دوستان روشن‌فکر و اطرافیان دانا و اقوام سنتی شروع به افتادن کرد. جدای این‌که من اعتماد به نفس فمینیستی ضعیفی دارم و غیر از شعارها و فعالیت‌های برابری‌طلبانه بارها در مواجهه با خواهر و مادر و همسرم نشان داده‌ام که یک ماچوی درون به قاعده‌ی زنده یاد روح‌الله داداشی درونم وزنه می‌زند،دیدن اقسام عکس‌العمل‌های عجیب و گاها باور نکردنی دوستان باعث شد از خودم بترسم.به هیچ عنوان قصد قضاوت کسی آن هم در شرایط پیچیده‌ی جدایی را ندارم.اما از خودم ترسیدم .از اینکه توی کانادا به دنیا نیامدم و بالا و پایین به هر حال توی این مملکت بزرگ شدم.این شد که رفتم وکالت‌نامه‌ی حق طلاق و یک مشت حق شرم آور دیگر مثل اجازه خروج و جراحی بدن و حضانت فرزند و غیره که به گردنم بود دو دستی تقدیم استاد کردم. شق‌القمر نکردم و فلان غول را هم نشکستم. دو سال هم از گشادی دست دست کرده بودم. حق دادنی را باید داد در بستنی را هم باید بست. اما چیزی را که نمی‌شود ثبت کرد و وکالت داد حرف و حدیث‌های بعدی است. حالا که خوبیم و نه به اندازه‌ی عکس‌هایی که می‌بینید اما خوشحالیم،اینجا به همین زبان ساده نوشتم که اگر روزی اتفاقی افتاد و ننه من غریبم و آه و ناله‌ام گرفت و کسی به ناحق خواست ببیند حق با کیست ،بداند که خط چه بود و چه شد.خلاص. از صفحه فیس بوک poyesh Azizedin  

مهریه برای گذشتن از هفت خوان

با همسرم که آشنا شدم به دلیل ذهنیت منفی ای که همیشه در مورد مهریه و ارزش گذاری زن بر اساس پول و موارد دیگر داشتم برایم مهم نبود که چقدر مهربه ام باشد. در دو جمله که بین خودمان رد و بدل شد ، در مورد میزان آن به توافق رسیدیم و البته نسبتا میزان قابل قبولی بود . زندگی را که شروع کردیم ایشان خانه کوچکی داشت و من هم شاغل بودم و درآمد نسبتا خوبی داشتم.اما نه آدمی بودم که درآمدم را مختص خودم بدانم و نه اصلا روی این را داشتم که در مورد دارایی هامون حرفی به زبان بیاورم. بر خلاف او که تا بحثی پیش می آمد به طرز خنده داری و بدون هیچ دلیلی بحث حقوق من را پیش می کشید و می گفت به من فخر میفروشی!! از همون ابتدا ایشان مشکلات روحی و جسمی فوق العاده زیادی داشتند که نیاز به روانشناس و مشاوره داشتند ولی به دلیل تنبلی و غرور بیجا هرگز در پی درمان نبودنذ. ۶ سال با مشکلات و بد دهنی ها و کتک ها و سر کار نرفتن ها و ارتباطات متعدد مجازی او سر کردم تا اینکه طاقتم تمام شد. وکیل گرفتم و قرار شد توافق کنیم. خانه کوچکی را که در ابتدا ی زندگی ساکنش بودیم سالها بود که با کمک هم تعویض کرده بودیم و شریک بودیم .اما موافقت نمی کردتا بفروشیم و هر کسی سهم خودش را بگیرد.بگذریم که تمام مخارج خانه از بعد ازدواجمون با من بود و ایشان هیچ زحمتی بابت هزینه های زندگی تقبل نمی کردند.   ۱۱۷۰۵۲۵۲_۱۰۲۰۶۴۵۰۴۰۸۶۱۳۳۴۵_۸۴۰۰۲۶۷۴۲۲۵۲۲۱۱۳۰۳۵_n هرگز وقتی درگیر زندگی بودم به این فکر نمی کردم که اگر روزی خواستم جدا شوم بخواهم مهرم رو به اجرا بگذارم. اما همین به دادم رسید و اگر چه هنوز نتوانستم به این دلیل که در قوانین ما تمام حقوق از آن مردهاست، طلاق را بگیر، اما همیشه به خودم میگویم اگه تحت فشارهایی که بعد از ازدواج به من وارد میکرد من تا پای بخشش مهریه بدون اطلاع کسی پیش می رفتم و مهریه ام را بخشیده بودم الان کجای داستان بودم؟ در شرایطی که حرف زن حتی اگر مدرک داشته باشد احتمال پذیرفته شدنش بسیار نا چیز است و نیاز به مدارک بسیار جکمی برای اثبات ادعاهای حتی ساده وجود دارد، مرد می تواند هر شکلی بخواهد زن را تحت فشار قرار دهد! با تمام این احوال شاید گرفتن وکالت در طلاق شاید تا حد زیادی این مسایل را جبران کند اما برای زنی که خودش درآمدی نداشته باشد و زندگیش را وقف آدمی کرده که اثبات در عسر و حرج بودنش با او طبق قوانین مردسالارانه مثل گذشتن از هفت خوان رستم می ماند، فقط همین مهریه است که شاید کمک کند تا ب به سلامت از این هفت خوان عبور کند دستنوشته سارا برای ایونت مهریه

چکونه با همسر آینده خود بر سر حقوق خود مذاکره کنیم؟

  از خلال صحبتهای چند دوست: مینا: در دانشگاه حرف شروط ضمن عقد شد . دغدغه مهم خانمها پاپس کشیدن خواستگار یا همان همسر آینده بود .اکثریت موافق شروط ضمن عقد بودند اما نگران بر هم خوردن رابطه بودند .من گفتم اقایی که اول زندگی روشن اندیشی و احترام به حقوق برابر ندارد چگونه میتوان برای خوشبخت کردن اعتماد کرد. رها: متاسفانه این دغدغه در بین خانمها وجود دارد، اما شرایطی را در نظر بگیرید که مثلا این آقا بگوید باید در منزل مادرم و همراه او زندگی کنیم٬ آیا شما از ترس پشیمانی او قبول می کنید؟ یا اگر بگوید باید برای زندگی به شهر دوری بروید، شما قبول میکنید؟ بسیای از خانمها ساعتها در مورد نحوه برگزاری مراسم عقد و عروسی بحث و چانه زنی می کنند و اصلا هم نگران از دست دادن اقای داماد نیستند اما به حق طلاق که می رسد دست و پایشان می لرزد. مینا : من هم با دوستانم همین بحث را داشتیم، که تا کجا پای حقوقمان میمانیم. من شخصا نمیتوانم با کسی ازدواج کنم که بخواهم در این مسائل اساسی با او وارد مذاکره شوم تا ثابت کنم که آن حقی که او قرار است امضا کند و به من بدهد٬ حق طبیعی من است که بخاطر یک سری مناسبات ناعادلانه منوط به امضای او شده است. من در این مورد کوتاه نمی ایم و شخصیت و فردیت خود را ارزشمندتر از ازدواج میدانم. دوستم پرسید اگر سنت بالا رفت و از اینکه ازدواج نکرده ای پشیمان شدی چه ٬ من سکوت کردم و هنوز دارم بهش فکر میکنم. رها: این همان نقشی است که از ازدواج در ذهن همه ما شکل بسته است. تصوری که زنان را از تنهایی می ترساند. این نگرانی را می فهمم. اما تجربه ام میگوید یک زندگی نامطلوب چنان اثاری بر عملکرد ما می گذارد که تنهایی نخواهد گذاشت. علاوه بر آنکه وقتی دختران زیادی این موضوع را مطرح کنند مردان کمتر و کمتر لجبازی خواهند کرد. مینا : دقیقا راه حلی که فکر میکنم باعث شود این مسیر کمی هموار تر شود ، گسترده شدن این مطالبه هست. به قولی مد شود٬ این مدت با بعضی از دوستانم که در شرف ازدواج هستند موضوع شروط ضمن عقد را مطرح کردم. اما همه گفتند این بحث ها روابط را سرد میکند. تلاش کردم متقاعدشان کنم، اما نشد. به هر حال معتقدم باید عمومی شود. من اگر در شرایطی قرار بگیرم که احساس کنم گزینه موجودم با چیزی که در ذهنم بوده فاصله دارد تن نمیدهم و بخاطر همین است که فعلا ترجیحم تنهایی هست. میگویند مردان در عوض مهریه٬ حق طلاق را به راحتی میدهند. من اصلا به مهریه اعتقاد ندارم اما همین شرایط را با دو سه تا مرد مدعی مطرح کردم باز هم گفتند نه، ما حتی اگر خانممان مهر هم نخواهد باز حق طلاق نمیدهیم. رها: یکی دیگر از مخالفتهایی که زیاد میشنوم از سوی خیلی از زنها این است که با گرفتن حق طلاق در برابر بخشش مهریه٬ عملا راه را برای طلاق از سوی شوهر باز کرده ایم. دغدعه این زنان قابل درک است چرا که از طلاق بدون دریافت حق و حقوق قانونی خود میترسند٬ اما برای رفع این دغدغه٬ به جای نگرفتن حق طلاق٬ بهتر است به راههای جایگزین دیگری فکر کرد مثل شرط تقسیم برابر اموال و دارایی ها در صورت جدایی. ============== شما در این زمینه چه فکر می کنید؟ تا کجا باید پای حقوقمان ایستادگی کنیم؟ تا چه حد قواعد مذاکره بر سر حقوق و آزادی های خود را میدانیم و عمل میکنیم؟ چه عواملی موجب موفقیت ما در روند مطالبه حقوق خودمان میشوند؟ برای ما بگویید شما بر سر کدام حق خود به هیچ وجه کوتاه نمی آیید؟

عضویت در سایت

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد