کمی احتیاط چاشنی عاشقی کنیم

من هم مانند خیلی دیگر زود ازدواج کردم.تنها نوزده سالم بود که انتخاب کردم اسمم در شناسنامه ی پسری برود که احساس کردم میتوانم به او اعتماد کنم واو را برای شریک زندگی مبهم ام انتخاب کنم.بااینکه میدانستم ازدواج دراین سن کم ریسک بالایی دارد برای اطمینان خودم وخانواده ام یک سالی را نامزد ماندم تا هم خودم را با وضعیت جدید ومسئولیت هایم وفق دهم وهم به دیگران این اطمینان را بدهم که ریسک ازدواجم کمترشده است. آن روزها هنوز راهم را انتخاب نکرده بودم وفمینیست بودنم را نه یک افتخار میدانستم ونه یک ننگ.سردرگم در بین چیزی که وجودم وذاتم از کودکی به سویش گرایش داشت وحرفهای اطرافیان وانتقادهای خاردار آنها از واژه فمینیست که بعضا آن را بدتر از شیطان پرستی میدانستند!!!! من حالا فمینیست شده از گذشته ایی میخواهم بنویسم که در اوج سردرگمی بین بودن ونبودن دست به انتخابی زدم که هرچند شاید هنوز از ابهام زندگیم نزدوده اما شاید شانس واقبال مرا به ساحل امن وپر آرامشی رساند که توانستم خودم را پیدا کنم،بدانم که راهم چیست،بدانم که میخواهم سنگ مخالفین فمینیست که به جرات میتوانم بگویم حتی نمیدانند فمینیست چیست بر سرم بخورد،بدانم که طرد میشوم از طرف تمام کوته فکرانی که همیشه در محدودیت بوده اند وبوی آزادی مانند بمب خردل از پا درشان می آورد… اکنون من ۲۴ساله ام وپنج سال از انتخاب تاریخی ام که ثبت در شناسنامه ام شده است میگذرد…چندی پیش با سایت همسری آشنا شدم و واژه “شروط ضمن عقد”… برای منی که خودم را فمینیست میدانستم این واژه مانند خیلی از زنهای دیگر که تازه این واژه را میشنوند جدید بود.همین کنجکاوی مرا برآن داشت تا سراغ سند ازدواجم بروم وچیزی را ببینم که بعد از ۵سال برای اولین بار میدیدم….شروط ضمن عقد…در دفترچه سند ازدواجم که زیرش خط کشیده شده بود!!!!یادم نمی آید کسی بمن درمورد این بند چیزی گفته باشد…تنها چیزی که یادم هست عجله عاقد برای گرفتن امضا بود که مدام خودش مکانهایی را که باید امضا میکردم بدون آنکه اجازه بدهد بخوانم نشانم میداد…دستانم از استرس آنقدر میلرزید که خودکار را دودستی گرفته بودم تا از زیر دستم در نرود…. شاید خیلی ها بگویند به عاقد ربطی ندارد که درباره شروط ضمن عقد حرفی بزند شما خودتان باید مطرح میکردید…   photo_2015-09-02_23-05-18 چیزی که میخواهم بگویم اینکه اگر او سوال میکرد وبمنی که از وجود چنین بندی در دفترچه وسند ازدواجم خبری نداشتم چیزی میگفت شاید تمام شرطهایی را قبل ازدواج باشوهرم درمیان گذاشته بودم همانجا محضری ورسمی اش میکردم…دیگر نیازی نبود بعد از ۵ سال از شوهرم مطالبه حقوق سرعقد گفته اش را بکنم که از ترس اینکه نکند مشکلی بوجود آمده است دلش راضی نشود شروط رابرایم محضری کند یا… دریک کارگاه آموزشی که باهمکاری دوستان برگزار شد خیلی ها از خانم ها وآقایان بمن انتقاد کردند که چرا شما که از شروط ضمن عقد میگویی ورفته ایی بالای منبر خودت سند ازدواجت را برای نمونه به ما نشان میدهی امضا نکرده ایی؟!!پاسخ من این بود…:(( من نمیدانستم ومیخواهم به تمام کسانی که نمیدانند بگویم هنوز هم دیر نیست….حالا که فهمیده اید حتی اگر متاهل هم باشید میتوانید شروط دلخواهتان را اضافه کنید…خیلی از مردان اگر قبل از ازدواج برایشان شرط وشروط مطرح کنید این کارا مبنی بر عدم اعتماد میدانند اتفاقا حالا که شما خانم ها ازدواج کرده اید وبه مردان اعتماد کرده اید شاید زمانش رسیده باشد که آنها نیز به شما اعتماد کنند…)) مراحل قانونی طولانی ثبت شروط وشمار اندک وکم مراکز ثبت قانونی شروط از جمله موانعی است که جامعه سرراه زنان قرار داده است تا از شمار ثبت کنندگان شروط کم شود،این هم یکی از نمونه هایی است که جامعه می اندیشد اگر زندگی با شرط وشروط آغاز شود پایدار نخواهد بود.اما عقل سلیم حکم میکند که بجای روابط عاطفی صرف،اندکی آینده نگری ومحکم کاری را هم چاشنی زیبایی های زندگیمان کنیم…سوالی که میخواهم از عزیزانی که همیشه شعار “زندگی با شروط شیرین نمیشه” را سر میدهند بپرسم….آیا وقتی پدرتان به شما خانه ایی را میبخشد وشما تقاضا وتوقع دارید تا سند قانونی برای این بخشش فراهم کند توهین به پدر وعدم اعتماد به اوست؟چه رابطه ایی نزدیکتر از رابطه فرزند وپدر؟حال شما که این کار را طبیعی میدانید ومیپذیرید چطور خشمتان میگیرد وقتی یک زن ومرد غریبه که بودن باهم را آن هم در بیشتر اوقات ازروی احساس انتخاب میکنند نباید برای آینده شان قانون را حامی وعده ها وداشته هایشان بخواهند؟!!! متاسفانه برخی مردان آنقدر خوب باکلمات بازی میکنند وبرای خودشان حق میتراشند که کمتر زنی میتواند از راه منطقی ودرست با آنها کنار بیاید…حربه ی “عدم اعتماد” که در مقابل مهریه های بالا وشروط ضمن عقد از سوی مردان مطرح میشود حالا دیگر کارایی اش را روز بروز با جسارت وافزایش آگاهی زنان از دست میدهد…مردهای عزیزمان خوب است در مقوله ازدواج به بازتعریف واژگان نپردازند وبرای یکبار هم که شده از قدرت تعقلشان ومنطقشان که مدام سرکوفتش را در طول تاریخ به زنان میزنند استفاده کنند وبدانند که بهانه های اینچنینی نه تنها با ادعای مردانگی وشعورشان همخوانی ندارد بلکه یاداور زمانیست که وقتی کودکان را تحت فشار میذاریم میشنویم که میگویند”مگر تو مرا دوست نداری”؟!!! به امید افزایش آگاهی زنان ومردان سرزمینم …. باتشکر از فعالین وزحمتکشان همسری ================================= با تشکر از لیسای عزیز که عکس و تجربه اش را با ما شریک شده است.  

شروط ضمن عقد چیز عجیبی نبود!

photo_2015-09-02_23-00-39   وقتی رابطه ما جدی شد، تنها مسئله‌ای که مطرح کردم حقوق برابر بود و مهریه اهمیتی برایم نداشت، همسرم خوشبختانه هیچ مشکلی نداشت ولی به دلیل درگیر بودن با مسایل و کارهای عروسی،تنظیم اسناد را به بعد عقد موکول کردیم و با وجود واکنش نه‌چندان جالب برخی دوستان‌مان که اکثرا آقا بودند، یکی دو ماه بعد از ازدواج، به اتفاق همسرم به دفتر ازدواج و طلاق مراجعه کردیم و در آنجا متوجه شدیم این شرایط در دفترخانه اسناد رسمی باید ثبت شود . خوشبختانه برخورد سردفتری که مراجعه کردیم برخورد خوبی داشتند و همه شرایط را برای ما توضیح دادند و از ما خواستند تا با آگاهی کامل تصمیم بگیریم. برخورد اکثر دوستان هم واکنش خوب بود و مشکلی خاصی نداشتیم حتی تعدادی از آنها هم این شروط را در سند ازدواج‌شان ثبت کرده بودند، جز موارد معدودی که سعی در تغییر نظر همسرم داشتند و بارها و بارها به او یاداوری کردند که دادن این حقوق درست نیست ولی همسرم تصمیم‌اش تغییر نکرد. در مورد خانواده ها هم معتقد بودیم نیازی به توضیح به کسی نیست، چون این مسئله کاملا شخصی و بین ما دونفر بود. و نکته آخر اینکه اگرچه من مهریه مد نظرم نبود ، ولی همسرم به عنوان هدیه ملکی به نام من کرده اند ولی این نه درخواست من بود و نه خانواده‌ام. به نظر ما شرایط ضمن عقد چیز عجیبی نبود که برای توافق بر آن نیاز به کار خاصی باشد به همین دلیل همسرم با مطرح کردن این قضیه از جانب من به راحتی موافقت کرد. ==================== با تشکر از گلناز عزیز که تجربه شان را با ما به اشتراک گذاشته اند.  

پله های دادگاه به دنبال حق مادری

عاطفه خلفی

ناهید ۴۰ سال دارد و نزدیک به ۱۲ سال با همسرش رضا زندگی کرده است. این زوج در پی بروز اختلاف شدید در نهایت از یکدیگر جدا شده اند. مرد در ازای بخشش مهریه راضی به طلاق می‌شود، ولی زن را تهدید می‌کند که حضانت فرزندانش را خواهد گرفت. این زوج صاحب دو فرزند هستند؛ دختری ۷ ساله و پسری ۵ ساله که تا زمان صدور حکم و جاری شدن صیغه طلاق، با مادر زندگی می‌کردند و بعد از طلاق هر دو فرزند با پدر زندگی می‌کنند. اکنون مسأله حضانت فرزند دختر مطرح است که ۷ سالگی را پشت سر گذاشته و همچنین تحویل پسر ۵ ساله به مادر که طبق قانون حضانتش با مادر خواهد بود. مادر به دادگاه مراجعه کرده تا حضانت فرزندانش را به موجب حکم دادگاه بگیرد

در خصوص این پرونده دادگاه رای داده است: نظر به اینکه پدر شرایط مالی مناسبی دارد و اینکه هیچ کدام از موارد قانونی برای اینکه از وی سلب حضانت شود را ندارد طبق حکم دادگاه حضانت فرزند دختر به پدر و فرزند پسر که ۵ سال دارد به مادر واگذار می‌شود.

براساس ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی: «برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است.» به علاوه در تبصره این ماده آمده است که «بعد از هفت سالگی، در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می‌باشد.»

ناهید کارمند یک شرکت بسته‌بندی مواد غذایی است و حقوق مقرر ماهیانه به اضافه بیمه دارد، می‌گوید: «می‌خواهم حضانت فرزندانم را بگیرم، تمامی‌خرج و مخارجشان را هم خودم می‌دهم چون کار می‌کنم و توانایی مالی دارم، ولی می‌خواهم همسر سابقم به کلی از زندگی من و بچه‌هایم دور باشد، ما روزگار سختی را در کنار هم داشتیم و این مسأله روحیه فرزندانم را تحت تاثیر قرار داده است. آنها بشدت عصبی هستند.»

طبق قوانین کشور اعطای حضانت به هر یک از والدین به معنی حذف پدر یا مادر از زندگی فرزند نیست. پدر و جد پدری بر طفل ولایت قهری دارند و این ولایت به هیچ وجه قابل اسقاط نیست، مگر در مواردی که در قانون مشخص شده و به حکم دادگاه.باید توجه داشت که مسأله حضانت با ولایت متفاوت است و اگر حضانت طفلی به مادر تعلق بگیرد به معنی عدم ولایت پدر و جد پدری بر طفل نیست.

طبق قوانین کشور ما ولایت بلافاصله پس از تولد به صورت قهری برای پدر و جد پدری ایجاد می‌شود. و پدر و جد پدری برای اداره امور طفل از جمله امور مالی وی ولایت خواهند داشت. «حضانت» در معنای لغوی به معنی نگهداری و در معنای حقوقی به معنی نگهداری و تربیت طفل از سوی کسانی است که قانون آنها را مشخص کرده است.

این مادر در ادامه در حالیکه بشدت مستأصل و مضطرب است می‌گوید:«اگر از هر دو فرزندم بپرسید می‌گویند که می‌خواهند با من زندگی کنند. من مادرشان هستم و طبیعتا به من بیش از پدر نیاز دارند.» از ناهید می‌پرسم که مگر پدر فرزندانش دچار مشکل خاصی مانند اعتیاد یا فساد و فحشاست که نمی‌خواهد کودکانش ارتباطی با پدر داشته باشند؟ می‌گوید:«پدر فرزندانم مشکل خاصی ندارد. ما با یکدیگر سازش نداشته و مرتب با یکدیگر در حال جنگ وجدل بودیم و من برای اینکه آنها را از این وضع دور نگه دارم با دو فرزندم بیشتر در خانه پدرم زندگی می‌کردیم. پس از مدتی راضی شدم در قبال بخشیدن مهریه‌ام طلاق بگیرم ولی شوهرم تهدید کرد که نمی‌گذارد روی فرزندانم را ببینم و این مسأله ترس و نگرانی در فرزندانم به وجود آورده است. آنها بشدت به من وابسته هستند و همین مسأله من را تحت فشار قرار می‌دهد. مخصوصا فرزند اولم که دختر است و بیشتر به من احتیاج دارد، اما اکنون دادگاه حضانت او را به پدرش داده است.

۶۳۵۷۳۰۷۰۲۵۰۹۳۹۱۵۹۴

ناهید می‌گوید: «به حکم دادگاه در خصوص دخترم اعتراض خواهم کرد ولی اکنون همسر سابقم فرزند پسرم را هم به منزل خودش برده و می‌گوید همان طور که حضانت دخترم را گرفتم حضانت پسرم را هم خواهم گرفت. البته قاضی دادگاه گفته است که این کار پدر غیر قانونی است و من می‌توانم علیه او شکایت کنم. مقاومت در مقابل تصمیم دادگاه درباره حضانت کودکان و اجرا نکردن آن منجر به بازداشت فرد متخلف می‌شود. ماده ۴۰ قانون حمایت خانواده مقرر کرده است: «هر کس از اجرای حکم دادگاه در مورد حضانت طفل استنکاف کند یا مانع اجرای آن شود یا از استرداد طفل امتناع ورزد، حسب تقاضای ذی نفع و به دستور دادگاه صادر کننده رأی نخستین تا زمان اجرای حکم بازداشت می‌شود.»

مواردی که می‌تواند از مصادیق سلب حضانت از یکی از والدین باشد عبارتند از: اعتیاد زیان‌آور به الکل، مواد مخدر، قمار اشتهار به فساد اخلاقی و فحشا، ابتلا به بیماری روانی به تشخیص پزشکی قانونی، سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به ورود مشاغل ضداخلاقی مانند فساد، فحشا، تکدیگری، قاچاق تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف و البته موارد محدود به اینها نیست و مواردی از جمله ساعات کار بیش از حد پدر یا مادر که سبب عدم رشد و تربیت صحیح کودکان شود هم ممکن است از موارد سلب حضانت تلقی شود. همچنین به موجب ماده ۴۵ قانون حمایت خانواده «رعایت غبطه و مصلحت کودکان و نوجوانان در کلیه تصمیمات دادگاه‌ها و مقامات اجرایی الزامی‌ است.»

ناهید می‌گوید: «شاید اگر حق حضانت فرزندانم را جزو شروط ضمن عقد و به صورت جداگانه از همسرم می‌گرفتم، اکنون مجبور نبودم پله‌های دادگاه را بالا و پایین کنم تا حضانت دختر ۷ ساله‌ام را در شرایطی که بیش از همیشه به من نیاز دارد، بگیرم.» بر طبق قوانین موجود، پدر و مادر می‌توانند از حق حضانت خود صرفنظر کنند. بنابراین توافق والدین در مورد حق حضانت در صورتیکه برخلاف مصلحت کودک نباشد، معتبر است، اما ازآنجا که قانون می‌گوید حضانت تکلیف والدین است. بنابراین پدر و مادر نمی‌توانند همزمان حضانت را از خود ساقط و طفل را بی‌سرپرست رها کنند.

منبع: ایران بانو 

«برای دوری از زور و تهدید، راهکار شرایط ضمن عقد را پیدا کردیم»

سلام. ممنون از تلاشهایتان. چون به کمک سایت شما با شروع ضمن عقد آشنا شدم و موفق به ثبتشان شدم وظیفه خود می دانم تجربه ام را در این زمینه بنویسم. در ابتدای تصمیم ما برای ازدواج هیچ کداممان دقیقا نمی دانستیم که قانونا بعد از ثبت ازدواج چه حقوق و محدودیت‌هایی خواهیم داشت برای همین شروع به مطالعه کردیم و در آخر هر دوی ما متعجب بودیم که چطور ممکن است یک زن زیر بار امضای چنین قراردادی برود و به این نتیجه رسیدیم که احتمالا زنان با تکیه به مهریه بالا حاضر به پذیرش واگذاری همه حقوق انسانی خود به همسرشان می شوند. در بین دوستان خودمان می دیدیم که گاهی مردانی که خیلی هم روشنفکر بودند، وقتی موفق نمی شدند از راه منطقی همسرشان را از یک تصمیم بازدارند٬ مثلا پذیرفتن یک شغل که به نظر آنها شرایط خوبی نداشت٬ مثلا حقوق پایینی داشت یا فاصله زیادی از محل زندگی شان داشت، نهایتا به این قوانین غیر انسانی متوسل می شدند و می گفتند اجازه کار کردن تو قانونا با من است و من اجازه نمی دهم.

۱۱۸۲۲۵۱۲_۷۶۰۲۹۲۶۴۴۰۷۹۴۰۰_۳۲۴۰۴۱۹۰۵۵۲۷۹۹۵۶۹۰۱_n

در این شرایط خانمها هم برای پس گرفتن حق شان تهدید به درخواست مهریه می کردند. اگر چه شاید در نهایت خانم می توانست حق خودش که تصمیم گیری در مورد کار و تحصیل و… بود را با ابن ابزار بگیرد، ولی من و همسرم از این بازی زور و تهدید در زندگی زناشویی خوشمان نمی آمد و دنبال قاعده و قراردادی بودیم که گفتمان صلح و آرامش را در زندگی مان به همراه داشته باشد و با همدیگر راهکار شرایط ضمن عقد را پیدا کردیم.

به نظر ما بهتر است هر کس حقوق و وظایف انسانی خودش را داشته باشد. در مورد خانواده ها ما اصلا با ایشان مشورت نکردیم فقط تصمیم جدی خودمان را اعلام کردیم. تصمیم هم گرفتیم که در این مورد توضیح هم ندهیم. چون وقتی شروع کنیم توضیح دادن آنها هم دلایل خودشان را مطرح می کنند و مخالفتها شروع می شود. ولی وقتی دیدند که ما تصمیمان را گرفته ایم و قصد نظرخواهی هم نداریم سکوت کردند. شاید مخالفتهایی هم وجود داشته ولی وقتی با تصمیم قاطع ما مواجه شدند، حمایتمان کردند. من و همسرم تصمیم گرفتیم مهریه هم نداشته باشیم.

من می دانم که این شروط ضمن عقد همه حقوق من را تضمین نمی کند و توصیه می شود که مهریه هم وجود داشته باشد ولی من دلم نمی خواست این ادبیات غیردوستانه و غیرانسانی وارد زندگی ام شود و خسارت احتمالی اش را پذیرفتم.

من و همسرم از طریق سایت همسری با شروط ضمن عقد آشنا شدیم. برای ثبت عقد که رفتیم عاقد نگاهی به برگه شروط کرد و از من پرسید شما باکره هستید؟ و در جواب چشمان متعجب من از این سوال خیلی خصوصی گفت آخه دوشیزگان معمولا شرط و شروط برای عقد نمی گذارند ولی کسانی که رابطه و ازدواج ناموفق داشته اند عقده ای می شوند و از این شروط می گذارند. بعد از آن همسرم با محضر دیگری تماس گرفت و برای اینکه چنین مساله ای تکرار نشود توضیح داد که ما شرایطی به این ترتیب داریم. آقای عاقد گفت اگر ولی تان اجازه دهد من ثبت می کنم! همسرم شاکی شد که من یک انسان عاقل و بالغ سی ساله هستم٬ ولی ندارم! در نهایت ما مجبور شدیم برای ثبت عقدمان به تهران بیایم چون در شهر من و همسرم که هر دو از کلان شهرهای ایران هستند محضری که شروط ما را ثبت کند نیافتیم. بعد هم به توصیه سایت همسری این شروط را در دفترخانه ثبت استناد رسمی هم ثبت کردیم. متشکرم که راهنمای ما بودید. ==================== با تشکر از سمیرای عزیز که تجربه شان را با ما به اشتراک گذاشته اند.

«ما از بازی زور و تهدید در زندگی زناشویی خوشمان نمی آمد و راهکار شرایط ضمن عقد را پیدا کردیم»

سلام. ممنون از تلاشهایتان. چون به کمک سایت شما با شروع ضمن عقد آشنا شدم و موفق به ثبتشان شدم وظیفه خود می دانم تجربه ام را در این زمینه بنویسم. در ابتدای تصمیم ما برای ازدواج هیچ کداممان دقیقا نمی دانستیم که قانونا بعد از ثبت ازدواج چه حقوق و محدودیت‌هایی خواهیم داشت برای همین شروع به مطالعه کردیم و در آخر هر دوی ما متعجب بودیم که چطور ممکن است یک زن زیر بار امضای چنین قراردادی برود و به این نتیجه رسیدیم که احتمالا زنان با تکیه به مهریه بالا حاضر به پذیرش واگذاری همه حقوق انسانی خود به همسرشان می شوند. در بین دوستان خودمان می دیدیم که گاهی مردانی که خیلی هم روشنفکر بودند، وقتی موفق نمی شدند از راه منطقی همسرشان را از یک تصمیم بازدارند٬ مثلا پذیرفتن یک شغل که به نظر آنها شرایط خوبی نداشت٬ مثلا حقوق پایینی داشت یا فاصله زیادی از محل زندگی شان داشت، نهایتا به این قوانین غیر انسانی متوسل می شدند و می گفتند اجازه کار کردن تو قانونا با من است و من اجازه نمی دهم. در این شرایط خانمها هم برای پس گرفتن حق شان تهدید به درخواست مهریه می کردند. اگر چه شاید در نهایت خانم می توانست حق خودش که تصمیم گیری در مورد کار و تحصیل و… بود را با ابن ابزار بگیرد، ولی من و همسرم از این بازی زور و تهدید در زندگی زناشویی خوشمان نمی آمد و دنبال قاعده و قراردادی بودیم که گفتمان صلح و آرامش را در زندگی مان به همراه داشته باشد و با همدیگر راهکار شرایط ضمن عقد را پیدا کردیم.   ۱۱۹۰۲۲۹۴_۹۶۲۳۹۰۰۰۰۴۴۸۱۲۴_۶۴۵۷۸۷۴۳۱۶۶۶۴۹۰۱۲۰۳_n به نظر ما بهتر است هر کس حقوق و وظایف انسانی خودش را داشته باشد. در مورد خانواده ها ما اصلا با ایشان مشورت نکردیم فقط تصمیم جدی خودمان را اعلام کردیم. تصمیم هم گرفتیم که در این مورد توضیح هم ندهیم. چون وقتی شروع کنیم توضیح دادن آنها هم دلایل خودشان را مطرح می کنند و مخالفتها شروع می شود. ولی وقتی دیدند که ما تصمیمان را گرفته ایم و قصد نظرخواهی هم نداریم سکوت کردند. شاید مخالفتهایی هم وجود داشته ولی وقتی با تصمیم قاطع ما مواجه شدند، حمایتمان کردند. من و همسرم تصمیم گرفتیم مهریه هم نداشته باشیم. من می دانم که این شروط ضمن عقد همه حقوق من را تضمین نمی کند و توصیه می شود که مهریه هم وجود داشته باشد ولی من دلم نمی خواست این ادبیات غیردوستانه و غیرانسانی وارد زندگی ام شود و خسارت احتمالی اش را پذیرفتم. من و همسرم از طریق سایت همسری با شروط ضمن عقد آشنا شدیم. برای ثبت عقد که رفتیم عاقد نگاهی به برگه شروط کرد و از من پرسید شما باکره هستید؟ و در جواب چشمان متعجب من از این سوال خیلی خصوصی گفت آخه دوشیزگان معمولا شرط و شروط برای عقد نمی گذارند ولی کسانی که رابطه و ازدواج ناموفق داشته اند عقده ای می شوند و از این شروط می گذارند. بعد از آن همسرم با محضر دیگری تماس گرفت و برای اینکه چنین مساله ای تکرار نشود توضیح داد که ما شرایطی به این ترتیب داریم. آقای عاقد گفت اگر ولی تان اجازه دهد من ثبت می کنم! همسرم شاکی شد که من یک انسان عاقل و بالغ سی ساله هستم٬ ولی ندارم! در نهایت ما مجبور شدیم برای ثبت عقدمان به تهران بیایم چون در شهر من و همسرم که هر دو از کلان شهرهای ایران هستند محضری که شروط ما را ثبت کند نیافتیم. بعد هم به توصیه سایت همسری این شروط را در دفترخانه ثبت استناد رسمی هم ثبت کردیم. متشکرم که راهنمای ما بودید. ==================== با تشکر از سمیرای عزیز که تجربه شان را با ما به اشتراک گذاشته اند.

عضویت در سایت

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد