شروط چاپ شده در عقدنامه

۱۰۴۲۶۸۸۶_۸۶۷۷۰۸۸۱۳۲۴۹۵۷۷_۵۵۰۵۰۹۰۶۶۶۹۵۵۲۶۳۹۶_n (1)
«تا کنون آنچه هم سری با شما گفته است، شروطی است که پیشنهاد می شود به عقدنامه اضافه کنید. اما شروط چاپی در عقدنامه ها چه هستند؟ این مطلب این شروط را توضیح می دهد.» شروط ضمن عقد؛ شروطی که در قباله‌های ازدواج مندرج می‌باشد به قرار زیر است: بند «الف»- ضمن عقد نکاح یا عقد خارج لازم، زوج شرط نموده که هرگاه طلاق به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه، تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی نبوده باشد، زوج مکلف است تا نصف دارایی موجود خود را که در ایام زناشویی با او به دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل نماید. این بند ناظر بر امور مالی زوجین می‌باشد. ابتدائا باید متذکر شد شروطی در بعد از عقد قابلیت پیگیری دارند که ذیل آن توسط زوج و زوجه امضاء شود. – عقد لازم، عقدی است که نتوان آن را به وسیله یک طرف عقد فسخ نمود؛ به بیان دیگر نتوان به وسیله تنها یک طرف عقد اثر آن عقد یا ایقاع را از بین برد. – واژه «طلاق» در لغت به معنای «گشودن گره، رها کردن و واگذار کردن است.»[۱] و در معنای حقوقی عبارت است از «انحلال عقد دائم»[۲] و از آن جایی که مطابق حدیث نبوی «الطلاق بید من اخذ بالساق» و قانون مدنی، طلاق به طور یک طرفه از جانب زوج انجام می‌شود، لذا قانون برای جلوگیری از تضییع حقوق زن در شرایطی که مرد بی‌دلیل خواستار طلاق همسر خویش است، مقرر کرده که وی باید نصف دارایی خویش را که در ایام زناشویی با او به دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل نماید. – «عدم درخواست طلاق توسط زوجه»؛ اگر طلاق به درخواست زوجه باشد، صراحتا زن از امتیازی که در شرط «الف» آمده محروم می‌شود، چراکه طبق قانون اگر طلاق به درخواست زن باشد، زن باید مالی به شوهر دهد که گاهی ممکن است معادل مهر یا کمتر و یا بیشتر از آن باشد. – جهت اعمال این شرط، عامل طلاق نباید ناشی از تخلف زن از وظایف همسری، سوءرفتار و سوءاخلاق زوجه باشد. – اصطلاحا «تخلف زن از وظایف همسری» را باید در محدوده وظایفی که شرع و قانون برای زوجه معین نموده، تفسیر کرد. بنابراین چنانچه عرف انجام یا ترک امری را توسط زوجه جزو وظایف همسری به شمار آورد نباید آن را جزو مصادیق تخلف از وظایف همسری شمرد. مثلا در شرع به زن برای شیر دادن به نوزاد خود اجازه مطالبه دستمزد داده شده و اگرچه عرف این حالت را نمی‌پذیرد، ولیکن مطالبه آن امری شرعی به حساب می‌آید و از مصادیق تخلف از وظایف همسری نمی‌باشد. از طرف دیگر هرگاه زوجه با اشتغال به شغلی که منافی حیثیت و شئونات خانوادگی است زوج را به سوی طلاق سوق دهد، شمول چنین عملی در مفهوم عبارت «تخلف از انجام وظایف همسری» وجاهت قانونی دارد. – اصطلاح «سوءاخلاق و رفتار» امری نسبی است و مفهوم آن با توجه به فرهنگ جوامع مختلف و حتی فرهنگ داخلی خانواده‌های مختلف که در یک جامعه زندگی می‌کنند متفاوت است، لذا تعیین مصادیق آن به جهت عدم احصاء در قانون، امری مشکل بوده و می‌بایست به طریق قانونی و صحیح احراز گردد. مثلا هرگاه زوجه به حکم دادگاه ملزم به تمکین شده باشد و با امتناع زوجه حکم اجرا نشود، تخلف زن از وظایف همسری به حساب می‌آید و یا اگر زوجه به واسطه فحاشی و توهین نسبت به زوج، ضرب و شتم زوج، سرقت از منزل زوج، برقراری رابطه نامشروع با دیگری محکوم شده باشد، اینها همگی می‌تواند دلیلی بر سوءاخلاق و رفتار زوجه باشد. – عبارت «بلاعوض» یک اصطلاح حقوقی است که به انجام شدن داوطلبانه و دلخواهانه یا از روی بخشش چیزی اشاره دارد.بند «ب»- ضمن عقد نکاح یا عقد خارج لازم، زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر داد که در موارد مشروحه ذیل با رجوع به دادگاه و اخذ مجوز دادگاه پس از انتخاب نوع طلاق خود را مطلقه نماید و نیز به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر داد تا در صورت بذل از طرف او قبول کند. – «وکالت زوجه در طلاق» یعنی زوجه در هنگام طلاق، وکیل همسر خود برای اجرای صیغه طلاق می‌شود و وقتی زوج در موردی به زوجه وکالت می‌دهد به معنای این است که زوجه از اختیار و اراده همسرش برای انجام کار استفاده می‌کند و به وکالت از زوج حق انحصاری زوج را به اجرا درمی‌آورد، یعنی وقتی زوجه به دادگاه مراجعه می‌کند و تقاضای مهریه و طلاق می‌دهد، این اختیار و اراده مرد است که این خواسته را داشته تا هر وقت زوجه در شرایط مذکور قرار گرفت بتواند اقدام کند و از آن جایی که برخی از مردان برای تحت فشار گذاشتن همسران خود، دادخواست طلاق نمی‌دهند و یا اینکه پس از صدور حکم دادگاه، در دفترخانه حاضر نمی‌شوند، این حق وکالت موجب می‌شود زن بدون حضور شوهر علیه او اقامه دعوی کند و در دفتر ثبت طلاق بدون حضور شوهرش، خود را مطلقه سازد. – «بلاعزل بودن وکالت» بدان معناست که در این نوع وکالت هیچگاه موکل (که در اینجا مرد می‌باشد) نمی‌تواند وکیل خود (زن) را عزل کند و موجب سلب اختیارات وکیل بشود. – «حق توکیل به غیر» موکل طبق ماده ۶۷۲ قانون مدنی ایران، به وکیل این اختیار را می‌دهد که اختیارتی که به وی داده شده است را به وکیل دیگری بدهد تا ایشان موضوع وکالت را انجام دهد به این امر حق توکیل به غیر گفته می‌شود. – عبارت «به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر داد تا در صورت بذل از طرف او قبول کند» بدین معناست که اگر زوجه مهریه خود را ببخشد، وکالت خواهد داشت این بخشش را به‌ جای شوهرش قبول کند. – از آنجایی که وکیل دارای کلیه اختیارات تفویض شده موکل است، پس در اینجا نوع طلاق به انتخاب زوجه می‌باشد و وی می‌تواند با انتخاب نوع طلاق، خود را مطلقه کند.بند «ب» شامل شروط ناظر به حق طلاق زوجه می‌باشد که در دوازده مورد به زوجه وکالت بلاعزل داده شده تا با اخذ مجوز از دادگاه صالح خود را مطلقه نماید. شروط این بند عبارتند از: ۱ـ استنکاف شوهر از دادن نفقه به مدت ۶ ماه به هر عنوان و عدم امکان الزام او به تأدیه نفقه و همچنین در موردی که شوهر سایر حقوق واجبه زن را به مدت ۶ ماه ایفا نکند و اجبار او به ایفا هم ممکن نباشد. – «استنکاف» به معنای «سرباز زدن و خودداری کردن از امری» است. – «نفقه» اسمی از انفاق است و در تعریف حقوقی نفقه زوجه آمده است: «صرف هزینه خوراک، پوشاک، مسکن، اثاث خانه و خادم در حدود مناسبت عرفی با وضع زوجه»[۳] و مصادیق آن در ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی عبارتند از: «همه نیازهای متعارف و متناسب با نیازهای زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه‌های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت زن یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضا» البته درخصوص وجوب خادم، با وجود اینکه قانون مدنی استطاعت مالی شوهر را مورد توجه قرار نداده است، اما مطابق ماده ۱۱۰۴ قانون مدنی زوجین باید در استحکام مبانی خانواده سعی و کوشش نمایند، لذا تصور اینکه زوج فقیری را ملزم به استخدام خادم برای زوجه نماییم، منافات با مصالح و روابط اخلاقی و عاطفی خانواده دارد. شرط وجوب نفقه، عقد «نکاح دائم» و «تمکین» زوجه است که «تمکین» طبق نظر مشهور فقها به معنی جایز بودن استمتاع در هر زمان و هر مکان می‌باشد، و در معنای عام یعنی زوجه مکلف به تبعیت از اراده زوج در کلیه مسائل زندگی باشد و طبق ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی: «همین که نکاح به صحت واقع شد، حقوق و تکالیف زوجین در مقابل یکدیگر برقرار گردیده و به محض وقوع نکاح هم زوج حق دارد تمکین زوجه را بخواهد و هم زوجه حق مطالبه نفقه و تعقیب را خواهد داشت.» بنابراین در محاکم نیز، زوجه را قبل از تمکین و به محض عقد هرچند هنوز به منزل زوج نرفته باشد، مستحق نفقه می‌دانند. از اینرو امتناع زوج از پرداخت نفقه زوجه غیر مدخوله، موجب تحقق شرط ضمن عقد نکاح از جهت امتناع زوج از پرداخت نفقه و ایجاد حق طلاق برای زوجه می‌گردد. لذا در مواردی که زوج، عاجز از پرداخت نفقه است، امتناع و سرباز زدن تحقق نمی‌یابد و در نتیجه از موارد تحقق این شرط نمی‌باشد. – واژه «حقوق واجبه زن» در این جمله دارای ابهام است و تعریف خاصی برای آن بیان نشده است، البته امام خمینی (ره) وجوب عدم ترک زن، به سر بردن و هم‌خوابگی با وی را از جمله این حقوق برای زوجه می‌شمرند.۲- سوءرفتار و یا سوءمعاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل نماید. – یکی از مسائلی که مورد توجه قرآن است، آداب معاشرت با همسر است. آیه ۹ سوره نساء: «و عاشروهن بالمعروف»، بیانگر این مطلب است که هرگونه ارتباط، برخورد و رفتار شوهر باید به گونه‌ای باشد که عرف و شرع و رفتار جوانمردانه با آن موافق باشد. به تبعیت از شرع اسلام در ماده ۱۱۰۳ قانون مدنی نیز «حسن معاشرت» یکی از مهمترین حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یگدیگر بیان شده که به معنی نیکویی رفتار و کردار زوجین در برقراری حقوق متقابل یکدیگر می‌باشد و مواد بعدی از قانون مذکور که به مواردی همچون همکاری در تحکیم بنیان خانواده، ریاست خانواده، پرداخت نفقه و میزان آن، ادای وظایف زوجیت از سوی زن، نحوه تعیین منزل مشترک و… اشاره دارند را می‌توان در جهت تعیین مصادیق مفهوم حسن معاشرت محسوب کرد. لذا زوجین باید به گونه‌ای با یکدیگر رفتار نمایند که آرامش و مسالمت بر روابط آنها حاکم و محیط خانواده متشنج نبوده و نزاع در روابط آنان وجود نداشته باشد در غیر این صورت مصداق «سوءمعاشرت» و «سوءرفتار» را پیدا می‌کند. البته از آن جایی که در قانون و شروط ضمن عقد مصادیق «سوءمعاشرت» و «سوءرفتار» احصاء نشده است، لذا تشخیص آن با لحاظ کردن عرف و شخصیت زوجه، با دادگاه می‌باشد. مانند آزارهای جسمی و روحی همچون ضرب و جرح زوجه، هتک حرمت یا افترا به وی و… که هر یک از آنها باید با دلایل شرعی و قانونی به دادگاه ارائه شود و صرف ادعا پذیرفته نیست. – عبارت «به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل نماید»؛ چنانچه سوءرفتار زوج به عنوان شرط ضمن عقد قید شده باشد، زوجه با اثبات تحقق شرط در مرجع قضایی ذیصلاح، خود به وکالت از زوج با انتخاب نوع طلاق، صیغه آن را جاری می‌سازد یا به دیگری وکالت در اجرای صیغه طلاق می‌دهد.۳ـ ابتلای زوج به امراض صعب‌العلاج به نحوی که دوام زناشویی برای زوجه مخاطره‌انگیز باشد. – «امراض صعب‌العلاج»؛ صعب‌العلاج بودن بسیاری از امراض همچون سرطان و ایدز تقریبا محرز است، اما با توجه به اینکه در این شرط کلیه امراض صعب‌العلاج را مدنظر قرار داده، لذا تنها راه تشخیص آن با نظر کارشناس است و کارشناس پزشکی قانونی یا کارشناس خبره دیگری می‌تواند به تشخیص دادگاه، رسیدگی کننده به دعوی باشد. البته این نکته قابل ذکر است که در صورتی برای زوجه حق طلاق ایجاد می‌شود که از وجود آن مرض در قبل از عقد آگاه نباشد.۴ـ جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد. – «جنون» از نظر لغوی به معنای دیوانگی و زائل شدن عقل است. در اصطلاح حقوقی صفت کسی است که فاقد قدرت تشخیص نفع و ضرر و حسن و قبح است و احراز آن با دادگاه می‌باشد، که جنون دو نوع است؛ ادواری (جنونی که مستمر نیست، یعنی متناوب است) و دائمی یا مستمر. طبق ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی «جنون» هر یک از زوجین به شرط استقرارجنون (استقرار به معنای غیرقابل درمان بودن) اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل ایجاد حق فسخ می‌کند. البته این در صورتی است که اولا زوجه بعد از عقد از وجود آن آگاه شود و ثانیا استقرار جنون اثبات شود. در فسخ نکاح، رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر است شرط نیست و بدون رعایت تشریفات صوری که در هنگام اجرای طلاق لازم است (از جمله صیغه خاص، حضور عدلین، نبودن در طهر مواقعه و عادت زنانگی) صورت می‌گیرد. همچنین فسخ نکاح با قصد انشاء کسی که حق فسخ دارد (زوج یا زوجه) محقق می‌گردد و احتیاج به اذن یا حکم دادگاه نیست. حال چنانچه فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد، از آنجایی که مبنای شروط ضمن عقد، توافق زوجین می‌باشد، حتی در جایی که جنون زوج مستقر هم نباشد، می‌توان این شرط را اعمال نمود. ۵ـ عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح، منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد. مثلا زوج گدایی کند. ۶ـ محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات ۵ سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی که مجموعا منتهی به ۵ سال یا بیشتر بازداشت شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد. در تمام این موارد، در صورتی حق طرح دعوای طلاق برای زن ایجاد می‌شود که حکم قطعی محکومیت شوهر صادر شود و مرد در زندان باشد. – «حکم قطعی» به حکمی گویند که غیرقابل اعتراض باشد یا در موعد اعتراض، شکایت نشده باشد و… لذا محکومیت به حکم قطعی به این معناست که باید حکم بر محکومیت زوج صادر شده باشد. بنابراین چنانچه زوج به دلایلی از جمله «صدور قرار بازداشت موقت» در جرائمی مثل قتل عمد، بیش از پنج سال در حبس باشد، چنین حقی برای زوجه ایجاد نخواهد شد. هرچند زوجه می‌تواند در صورت اثبات عسر و حرج خویش به واسطه بازداشت زوج، طبق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی درخواست طلاق نماید. – «میزان محکومیت منجر به پنج سال حبس»؛ ملاک در این شرط برای درخواست طلاق از سوی زوجه محکومیت قطعی به حبس به میزان حداقل پنج سال می‌باشد. بنابراین به محض این که حکم بر محکومیت پنج سال حبس داده شده باشد، زوجه ذیحق در اقامه دعوی طلاق می‌شود، لذا مواردی همچون آزادی مشروط[۴] و عفو موردی[۵] یا عفو خصوصی[۶] نمی‌تواند مانع اعمال این شرط شود. – عبارت «حکم مجازات در حال اجرا باشد»؛ یعنی زوج باید بازداشت شده باشد و در مواردی که اجرای حکم بازداشت هنوز شروع نشده، یا در مواردی که اجرای حکم به اتمام رسیده است، زوجه نمی‌تواند به استناد شرط فوق، درخواست طلاق نماید. ۷ـ ابتلای زوج به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی را برای زوجه دشوار نماید. – «اعتیاد» در لغت به معنای «عادت کردن و خو گرفتن» است. – «اعتیاد مضر»؛ مصرف مواد مخدر به جهت ایجاد وابستگی و عادت به آن و ایجاد ضایعات جسمی و روانی در صورت قطع مصرف، مضر محسوب می‌شود و این شرط، اعتیادی را موجب حق طلاق برای زوجه میداند که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد. بنابراین اعتیادی که موجب عجز زوج از انجام وظایف زناشویی به معنای خاص (نزدیکی) و تکالیف وی نسبت به زوجه از جمله پرداخت نفقه، معاضدت در استحکام مبانی خانواده ریاست خانواده و…گردد، موجد این شرط و حق درخواست طلاق برای زوجه است. – لفظ «دشواری» در این بند به معنای «عسر و حرج» نبوده و مراتب خفیف‌‌تر از آن را در بر می‌گیرد، زیرا اثبات عسر و حرج زوجه به هر دلیلی، حق استفاده از ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی را ایجاد می‌نماید و دیگر نیازی به گنجاندن آن به عنوان شرط ضمن عقد نمی‌باشد. ۸ـ زوج، زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند و یا ۶ ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت کند. – «ترک زندگی»؛ در اصطلاح حقوقی ترک به معنای عمل ارادی نافی[۷] می‌باشد. در «ترک زندگی» برخلاف «غیبت» از زوج خبری در دست است و حتی می‌تواند محل زندگی او مشخص باشد؛ اما وی زندگی مشترک و زوجه را ترک نموده است و در جای دیگر به دور از آنها زندگی می‌کند. در این صورت حتی اگر زوج، مخارج زندگی زوجه را تأمین کند تأثیری در جلوگیری از اعمال شرط هشتم را ندارد. زیرا زوجه دارای حقوق واجبه دیگری نیز می‌باشد که با ترک زندگی، آنان نیز فوت می‌شود. تشخیص ترک زندگی خانوادگی با دادگاه است. – در این شرط درخواست طلاق منوط به عدم ارائه عذر موجه از طرف زوج در توجیه غیبت خویش می‌باشد. لذا چنانچه غیبت زوج به دلایلی از جمله حبس و توقیف، بیماری یا سفری که به علل غیرارادی همچون سیل و زلزله تا به حال باز نگردیده باشد، موجبی برای طلاق نمی‌‌گردد. – در این شرط، چنانچه زوج پس از انقضای مدت ۶ ماه متوالی بازگردد، موجب تضییع حق زوجه در اجرای طلاق نمی‌شود. ۹ـ محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حد و تعزیر در اثر ارتکاب جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون زوجه باشد. تشخیص این که مجازات مغایر با حیثیت خانوادگی است با توجه به وضع و موقعیت زوجه و عرف و موازین دیگر با دادگاه است. – همان طور که در شرط ششم بیان شد محکومیت زمانی قطعی است که غیرقابل اعتراض باشد یا در موعد اعتراض، شکایت نشده باشد و… – با وجود اینکه ماده ۱۲ قانون مجازات اسلامی، مجازات‌های مندرج در قانون را به حدود، قصاص، دیات و تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده تقسیم کرده است، ولیکن این شرط، با محکومیت زوج و اجرای هرگونه مجازات اعم از حد و تعزیر محقق می‌گردد. – «حد» در ماده ۱۳ قانون مجازات به مجازاتی گفته می‌‌شود که نوع و میزان و کیفیت آن در شرع تعیین شده باشد. – «تعزیر» در ماده ۱۶ قانون مجازات به معنای تادیب یا عقوبت است که نوع و مقدار آن در شرع تعیین نشده و به نظر حاکم واگذار شده است از قبیل حبس و جزای نقدی و شلاق که میزان شلاق می‌بایستی از مقدار حد کمتر باشد. ۱۰ـ در صورتی که پس از گذشت ۵ سال، زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن و یا عوارض جسمی دیگر صاحب فرزند نشود. – با توجه به این شرط، چنانچه زوج بدون وجود نقص جسمی، خود مایل به بچه‌دارشدن نباشد، تمسک زوجه به این شرط جهت مطلقه کردن خود ممکن نمی‌باشد. ۱۱- در صورتی که زوج مفقودالاثر شود و ظرف ۶ ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود. – غایب «مفقود الاثر» طبق ماده ۱۰۱ قانون مدنی، کسی است که از غیبت او مدت مدیدی گذشته و از او به هیچ وجه خبری نباشد. – در این شرط غیبت زوج باید شش ماه متوالی از تاریخ مراجعه زوجه به دادگاه ادامه یابد و طول غیبت زوج و دلیل غیبت وی در این شرط مدنظر نمی‌باشد. لذا چنانچه پس از این مدت، غیبت زوج ادامه یابد، استحقاق زوجه بر حق طلاق احراز میگردد و بازگشت زوج در خلال این مدت مانع از تحقق شرط می‌شود. ۱۲ـ زوج بدون رضایت زوجه همسر دیگری اختیار کند یا به تشخیص دادگاه بین همسران خود به عدالت رفتار ننماید. – از آنجایی که اولا؛ لفظ اختیار کردن همسر (ازدواج) به طور مطلق در این شرط به کار برده شده و ثانیا؛ ازدواج به معنای جاری کردن صیغه امر می‌باشد، لذا در این شرط بین دائم یا موقت بودن ازدواج فرقی نمی‌‌باشد.
منبع :دخت ایران

«ما همدیگر رو خوب میشناسیم ، به شروط نیازی نداریم»

بهانه‌هایی مثل «من نامزدم رو می‌شناسم، چند ساله که با هم آشناییم»، «ما با هم بزرگ شدیم؛ اخلاق همدیگه رو می‌دونیم، نیازی به این شروط نیست» یا «من و فلانی این حرف‌ها رو با هم نداریم؛ من بهش اعتماد دارم»، معمولاً از جانب کسانی گفته می‌شود که نگاهی کاملاً عاطفی و غیرحقوقی به قرارداد ازدواج دارند. ضمن اینکه هیچ پیش‌بینی‌ای از تغییراتی که در زندگی پیش روی آن‌هاست ندارند. تنظیم اسناد، قولنامه‌ها، قراردادهای قانونی و حقوقی، که در خرید و فروش، دادن وکالت به دیگران، واگذاری دارایی به نزدیکان و موارد متعدد حقوقی دیگر صورت می‌پذیرد و در موارد بسیار زیادی ممکن است بین اعضای یک خانواده تنظیم شود، همگی به این دلیل است که گذر زمان، و تغییر شرایط و تصمیمات افراد، خللی در این نقل و انتقالات قانونی ایجاد نکند و طرفین همیشه به تعهد قانونی خود وفادار بمانند. عقد ازدواج نیز یکی از این قراردادهای حقوقی است و محبت و عاطفه‌ی طرفین، نمی‌بایست خللی در این ویژگی حقوقی آن ایجاد کند. در واقع بدون ثبت شروط هم، این خصلت حقوقی قرارداد عقد، کاملاً پابرجاست و عاطفه‌ی مابین طرفین، در تعهد قانونی آن‌ها برای رعایت موارد قانونی درج شده در عقدنامه مانعی ایجاد نمی‌کند. پس چه بهتر که این قوانین، به شکلی عادلانه برای طرفین ثبت شوند.   ۱۲۰۰۹۶۱۷_۹۷۴۴۲۶۸۶۲۵۷۷۷۷۱_۸۵۵۰۶۱۱۷۵۸۷۸۵۹۰۴۰۱۸_n نکته‌ی مهم دیگر بی توجه نبودن، به آسیب‌های غیرقابل پیش‌بینی خانواده و جامعه، و تغییر در خلق‌وخو و شخصیت افراد و دچار شدن به آسیب‌های اجتماعی، به مرور زمان است. تحقیقات نشان داده‌اند که اولین دلیل شایع در طلاق، برای خانواده‌های ایرانی، مسائل جنسی است که چه بسا زوجین پیش از ازدواج هرگز تصوری از شکل گرفتن چنین مشکلی در زندگی‌شان نداشته‌اند. انواع مختلف خشونت‌های خانگی، که دامن‌گیر بسیاری از خانواده‌ها می‌شود، به آسانی قابل پیش‌بینی و مهم‌تر از آن قابل رفع نیست و اگر زن را در شرایط سختی قرار دهد، بدون داشتن شرط وکالت در طلاق، اقدام به جدایی برای فرد و اثبات به سختی افتادن فرد در یک رابطه‌ی خشونت‌زده، متأسفانه همیشه کار آسانی نیست. بلای خانمان‌سوز اعتیاد را نیز، به‌خصوص با روند رو به افزایش مصرف تفریحی و تفننی مواد روان‌گردان، کمتر قربانی‌ای روزی «پیش‌بینی» می‌کرده است! می‌بینیم که آسیب‌های فردی و اجتماعی زیادی در کمین ما و رابطه ماست. برخورداری از حقوق انسانی‌ای که در روزهای سخت بتواند دستمان را برای انتخاب باز بگذارد، چیزی است که باید پیش از ازدواج به فکر آن باشیم.

چکونه با همسر آینده خود بر سر حقوق خود مذاکره کنیم؟

  از خلال صحبتهای چند دوست: مینا: در دانشگاه حرف شروط ضمن عقد شد . دغدغه مهم خانمها پاپس کشیدن خواستگار یا همان همسر آینده بود .اکثریت موافق شروط ضمن عقد بودند اما نگران بر هم خوردن رابطه بودند .من گفتم اقایی که اول زندگی روشن اندیشی و احترام به حقوق برابر ندارد چگونه میتوان برای خوشبخت کردن اعتماد کرد. رها: متاسفانه این دغدغه در بین خانمها وجود دارد، اما شرایطی را در نظر بگیرید که مثلا این آقا بگوید باید در منزل مادرم و همراه او زندگی کنیم٬ آیا شما از ترس پشیمانی او قبول می کنید؟ یا اگر بگوید باید برای زندگی به شهر دوری بروید، شما قبول میکنید؟ بسیای از خانمها ساعتها در مورد نحوه برگزاری مراسم عقد و عروسی بحث و چانه زنی می کنند و اصلا هم نگران از دست دادن اقای داماد نیستند اما به حق طلاق که می رسد دست و پایشان می لرزد. مینا : من هم با دوستانم همین بحث را داشتیم، که تا کجا پای حقوقمان میمانیم. من شخصا نمیتوانم با کسی ازدواج کنم که بخواهم در این مسائل اساسی با او وارد مذاکره شوم تا ثابت کنم که آن حقی که او قرار است امضا کند و به من بدهد٬ حق طبیعی من است که بخاطر یک سری مناسبات ناعادلانه منوط به امضای او شده است. من در این مورد کوتاه نمی ایم و شخصیت و فردیت خود را ارزشمندتر از ازدواج میدانم. دوستم پرسید اگر سنت بالا رفت و از اینکه ازدواج نکرده ای پشیمان شدی چه ٬ من سکوت کردم و هنوز دارم بهش فکر میکنم. رها: این همان نقشی است که از ازدواج در ذهن همه ما شکل بسته است. تصوری که زنان را از تنهایی می ترساند. این نگرانی را می فهمم. اما تجربه ام میگوید یک زندگی نامطلوب چنان اثاری بر عملکرد ما می گذارد که تنهایی نخواهد گذاشت. علاوه بر آنکه وقتی دختران زیادی این موضوع را مطرح کنند مردان کمتر و کمتر لجبازی خواهند کرد. مینا : دقیقا راه حلی که فکر میکنم باعث شود این مسیر کمی هموار تر شود ، گسترده شدن این مطالبه هست. به قولی مد شود٬ این مدت با بعضی از دوستانم که در شرف ازدواج هستند موضوع شروط ضمن عقد را مطرح کردم. اما همه گفتند این بحث ها روابط را سرد میکند. تلاش کردم متقاعدشان کنم، اما نشد. به هر حال معتقدم باید عمومی شود. من اگر در شرایطی قرار بگیرم که احساس کنم گزینه موجودم با چیزی که در ذهنم بوده فاصله دارد تن نمیدهم و بخاطر همین است که فعلا ترجیحم تنهایی هست. میگویند مردان در عوض مهریه٬ حق طلاق را به راحتی میدهند. من اصلا به مهریه اعتقاد ندارم اما همین شرایط را با دو سه تا مرد مدعی مطرح کردم باز هم گفتند نه، ما حتی اگر خانممان مهر هم نخواهد باز حق طلاق نمیدهیم. رها: یکی دیگر از مخالفتهایی که زیاد میشنوم از سوی خیلی از زنها این است که با گرفتن حق طلاق در برابر بخشش مهریه٬ عملا راه را برای طلاق از سوی شوهر باز کرده ایم. دغدعه این زنان قابل درک است چرا که از طلاق بدون دریافت حق و حقوق قانونی خود میترسند٬ اما برای رفع این دغدغه٬ به جای نگرفتن حق طلاق٬ بهتر است به راههای جایگزین دیگری فکر کرد مثل شرط تقسیم برابر اموال و دارایی ها در صورت جدایی. ============== شما در این زمینه چه فکر می کنید؟ تا کجا باید پای حقوقمان ایستادگی کنیم؟ تا چه حد قواعد مذاکره بر سر حقوق و آزادی های خود را میدانیم و عمل میکنیم؟ چه عواملی موجب موفقیت ما در روند مطالبه حقوق خودمان میشوند؟ برای ما بگویید شما بر سر کدام حق خود به هیچ وجه کوتاه نمی آیید؟

شروط ضمن عقد ویژه ازدواج موقت

۱. از آنجا که در عقد موقت با بذل مدت از طرف شوهر و انقضای مدت معین شده منحل می شود، مرد می تواند ضمن عقد ازدواج، وکالت در حق بذل را به زن بدهد. ۲. در عقد موقت زوجین از یکدیگر ارث نمی برند مگر آنکه این امر در ضمن عقد شرط گردد (البته در خصوص صحت این شرط میان حقوقدانان اختلاف است) ۳.در عقد موقت زن حق مطالبه نفقه ندارد مگر اینکه در زمان عقد با توافق یکدیگراین حق را شرط کنند. ۴. در عقد موقت می توان شرط عدم نزدیکی کرد.

گزارشی از یک کارگاه شروط ضمن عقد-چقدر از حق و حقوقتان خبر دارید؟

مهدخت قویدل

به عنوان یک زن چقدر از حق و حقوقتان خبر دارید؟ می‌دانید وقتی پای سند ازدواج را امضا می‌کنید زیر بار چه تعهداتی می‌روید؟ تعریفتان از برابری حق زن و مرد در ازدواج چیست؟ تا به حال اسم شروط ضمن عقد به گوشتان خورده؟ اینها سئوالاتی است که از شرکت کنندگان در کارگاه شروط ضمن عقد پرسیده می‌شود. بیشتر حاضران در جلسه خانم هستند. دو نفر آقا هم با نامزدشان به جلسه آمده‌‌اند تا با شروط ضمن عقد و نخوه ثبت آنها آشنا شوند. یکی از آقایان می‌پرسد اینجا آمده‌‌ام تا یاد بگیرم چه چیزهایی را باید رعایت کنم تا زن و مرد در خانواده حقوق برابر داشته باشند. چند تا از خانم‌ها چند سالی هست که درگیر پروسه طلاق هستند و هنوز موفق نشده اند. آمده‌‌اند تا بالاخره با حق و حقوقشان به عنوان یک زن آشنا شوند. تقریبا همه فکر می‌کنند که شروط ضمن عقد کارایی ندارد و فقط صفحه سیاه کردن است. یکی می‌پرسد فایده این شروط چیست وقتی ضمانت اجرایی ندارد؟ یکی هم با نامزدش آمده تا بفهمند حقوق برابر یعنی چه؟ هدی عمید، وکیل پایه یک دادگستری، مدرس این کارگاه است. عمید تاکید دارد که حتما باید شروط ضمن عقد مخصوصا وکالت در طلاق را در دفتر اسناد رسمی ثبت کرد تا ضمانت اجرایی داشته باشد.

در ابتدای جلسه مسئول برنامه برگه‌هایی را بین شرکت کنندگان توزیع می‌کند و از آنها می‌خواهد به این سئوال پاسخ بدهند که چرا می‌خواهند شروط ضمن عقد را بشناسند؟ خانم جوانی می‌گوید لیسانس دارد و در آستانه ازدواج است. با نامزدش به این تفاهم رسیده‌‌اند که همه شروط باید باشد اما نحوه ثبت قانونی آنها را نمی‌داند. زن جوان می‌گوید طلاق برادرم و مشکلاتی که پیش آمد من را به این نتیجه رساند که باید همه شروط را در عقدنامه‌‌ام درج کنم. شنیده است که خیلی‌ها حق طلاق را در سند ازدواج ثبت کرده‌‌اند اما موقع طلاق دادگاه آن را قبول نکرده و نمی‌داند چرا. یکی دیگر از خانم‌ها تعریف می‌کند که دو ما ه بعداز عقد تصمیم گرفت طلاق بگیرد؛ اما حالا ۶ سال از آن روز گذشته و هنوز موفق نشده. “همسرم بی نهایت من را اذیت کرد. تازه وقت طلاق گرفتن که شد فهمیدم هیچ حقی ندارم و هیچ کاری نمی‌توانم بکنم چون همه چیز با مرد است. یکی دیگر از حاضران هم می‌پرسد چطور می‌شود مردان را راضی کرد تا از خیر حق و حقوقی که قانون، حاضر و آماده به آنها داده بگذرند و مثلا با تقسیم اموال موافقت کنند؟

برابری خانواده با حق طلاق برای هر دو طرف

در قسمت بعد از شرکت کنندگان در کارگاه خواسته می‌شود تا تعریفشان از یک ازدواج با حقوق برابر را بگویند. دختر جوانی بر مشارکت اقتصادی زنان تاکید دارد و معتقد است درآمد و هزینه خانواده باید به طور برابر بین زن و مرد تقسیم شود. مشارکت در تصمیم گیری و داشتن حقوق برابر در طلاق و ارث هم از نظر او شاخص‌های یک زندگی مشترک با حقوق برابر هستند. یکی از خانم‌ها نگاه متفاوت تری به موضوع دارد و معتقد است قدم اول تشکیل یک خانواده برابر از ذهن افراد شروع می‌شود. وقتی کسی برای خودش ارزش انسانی قائل باشد در انتخاب هم دقت می‌کند و با هر کسی ازدواج نمی‌کند. او تاکید دارد وقتی زنی از حقوق برابر حرف می‌زند اما حاضر نیست درآمدش را در خانه خرج کند یعنی فقط به دنبال منافع خودش است. آقایی که با همسرش آمده می‌گوید خانواده ایده‌آل جایی است که همه در آن عزت نفس داشته باشند و احساس کنند مهم هستند. همسرش می‌گوید با برابری در خانواده مخالف است و حقوق باید عادلانه باشد. یکی دیگر از خانوم روی حق طلاق تاکید دارد و می‌گوید برابر ی خانواده یعنی اینکه اگر همسرم می‌تواند همین الان من را طلاق بدهد، من هم باید بتوانم همین الان طلاقش بدهم.

Screen Shot 2015-08-20 at 10.57.13

شروط ۱۲ گانه عقد

در قسمت دوم کارگاه و بعد از آشنایی با دیدگاه‌ها و اطلاعات شرکت کنندگان در مورد شروط ضمن عقد و خانواده برابر، خانم عمید در مورد شروط ضمن عقد صحبت می‌کند. به گفته وی در قانون مدنی و در قسمت مربوط به حقوق ازدواج به صراحت آمده است: هر کدام از زن و شوهری که ازدواج می‌کنند، می‌توانند هر شرط ضمن عقدی که بخواهند را در عقدنامه درج کنند. ظاهرا ازدواج یک رابطه عاطفی است اما عقدنامه یک سند رسمی است. ازدواج بر خلاف ظاهر شاعرانه، یک قرارداد حقوقی است و امضای عقدنامه هم برای خانم و هم آقا اثرات حقوقی دارد. در عقدنامه‌ها ۱۲ شرط ثبت شده است که معمولا همه زوج‌ها بدون اینکه آنها را بخوانند زیر آنها را امضا می‌کنند. آقا هر زمانی که بخواهد بدون اینکه دلیلی را به دادگاه اثبات کند می‌تواند طلاق بگیرد اما زن فقط در شرایطی خاص امکان طلاق گرفتن دارد. البته همین شرایط هم باید در دادگاه اثبات شود که معمولا چند سال زمان می‌برد.

شروط ضمن عقد

اما شروط ضمن عقد یا شروط پیشنهادی در دفترچه ازدواج ثبت نشده وزوجین در صورت تمایل می‌توانند به ثبت آنها اقدام کنند. قوه قضائیه هم چند سال پیش این شروط را به صورت دفترچه‌‌ای چاپ کرد و در اختیار مردم قرار داد. اما چرا شروط ضمن عقد مهم هستند؟ از قدیم گفته‌‌اند جنگ اول به از صلح آخر. ازدواج قرار یک عمر زندگی را برای همه رقم می‌زند و بهتر این است که به جای اینکه بعدها افسوس بخورید از همان ابتدار در مور دتمام مسائل صحبت کنید. به این فکر کنیم که در مورد قواعد حقوقی قرارداد ازدواجتان باید با هم حرف بزنید. مثلا آقا باید بداند که بعد از عقد چطور باید مهریه را پرداخت کند. یا باید بداند از لحظه‌‌ای که عقد کرد باید از لحاظ قانونی نفقه همسرش را بپردازد. خانم هم باید بداند اگر عقد کرد از فردای مراسم، از لحاظ قانونی بدون اجازه همسرش نمی‌تواند گذرنامه یا طلاق بگیرد. زن باید بداند که مرد می‌تواند مانع تحصیل یا اشتغال او باشد. نکته دیگر این است که قوانین کامل نیستند و معمولا بیشتر موارد به نفع آقایان پوشش داده شده است. به همین دلیل توجه به شروط ضمن عقد برای زنها ضروری است. از همه مهمتر، بحث طلاق است. زمانی که می‌خواهیم عقد کنیم با اراده خودمان است؛ اما بعد از عقد مرد می‌تواند طلاق بگیرد اما زن دیگر امکان طلاق گرفتن ندارد. باور کنیم که طلاق ممکن است برای هر کدام از ما هرچقدر هم که عاشق همسرانمان باشیم، اتفاق بیفتد. شروط ضمن عقدی که معمولا به خانم‌ها پیشنهاد داده می‌شود تا موقع ازدواج به آنها توجه کنند این موارد هستند:

شرط اشتغال

 طبق قانون مرد می‌تواند مانع کار کردن همسرش شود به شرط اینکه خلاف مصلحت خانواده باشد. البته تصمیم گیری در مورد این موضوع با دادگاه است. یعنی اگر شوهری مخالف کار کردن همسرش باشد، باید در دادگاه اثبات کند که کار زن مخالف مصلحت خانواده است و صرف مخالفت مرد کافی نیست. اما مسئله اینجا است که تشخیص خلاف مصلحت خانواده بودن برعهده دادگاه است و دست قاضی در تشخیص کاملا باز گذاشته شده و می‌تواند سلیقه‌‌ای عمل کند. به همین دلیل این وکیل پایه یک دادگستری پیشنهاد می‌دهد که اگر خانومی شاغل است یا فکر می‌کند در آینده می‌خواهد کار کند، بهتر است این شرط را به عقدنامه اضافه کند. لفظ حقوقی شرطی که در عقد نامه درج می‌شود به این صورت است: “زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد؛ در هر کجا که شرایط ایجاد کند، مخیر می‌کند.” این مطلق ترین حالتی است که می‌شود در مورد اشتغال زن بیان کرد؛ اما زوجین می‌توانند بر حسب توافق مثلا هر کجا را به محل زندگی تغییر دهند.

شرط ادامه تحصیل

مسئله دیگری که برای بسیاری از زنان اهمیت دارد، امکان ادامه تحصیل است. خانم عمید به شرکت کنندگان توضیح می‌دهد که ماده قانون مشخصی در مورد ادامه تحصیل زنان وجود ندارد. تنها یک ماده قانونی کلی هست که طبق آن در زندگی مشترک، زن باید از مرد تمکین کند. تمکین به معنی اطاعت کردن است و از نظر حقوقی آرای متفاوتی در مورد آن مطرح می‌شود. تمکین را حتی به این معنی که زن حق ندارد بدون اجازه شوهر از خانه بیرون برود هم می‌دانند. طبق این اصل کلی، زن حق ندارد بدون اجازه شوهر ادامه تحصیل بدهد. به همین دلیل اگر برای خانمی مهم است که درسش را ادامه بدهد باید پیش از عقد در این مورد صحبت کند و به طور مشخص این شرط را در عقد نامه ثبت کند. اصطلاح حقوقی شرط هم به این صورت است: زوج، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می‌سازد.

شرط تعیین مسکن

 طبق قانون تمکین، خانوم موظف است در محلی که آقا تعیین می‌کند زندگی کند. اگر زنی از همسرش تمکین نکند در ازای این اطاعت نکردن، نفقه‌‌ای هم به او پرداخت نمی‌شود. در اصطلاح حقوقی به زنی که تمکین نمی‌کند، “ناشزه” گفته می‌شود و این زن مستحق دریافت نفقه نیست. قانونگذار هم به صراحت در ماده قانونی گفته است که خانم موظف است در محلی که آقا تعیین می‌کند زندگی کند مگر اینکه خودش شرط کرده باشد که اختیار تعیین مسکن با او باشد. البته طرفین می‌توانند طوری شرط کنند حق تعیین مسکن توافقی باشد یا به طور کامل در اختیار زن گذاشته شود.

شرط تقسیم اموال

تقریبا در تمام دنیا تقسیم اموال بعد از طلاق اجرا می‌شود. به محض اینکه زن و مرد ازدواج می‌کنند، فارغ از سطح در آمد هر کدام، چون زندگی مشترک به شکل یک شرکت دیده می‌شود که طرفین با هم برای ساختن و پیشرفت آن تلاش می‌کنند، اموال این زندگی هم مشترک محسوب می‌شود. در ایران اما وضع به شکل دیگری است. گرچه موضوع تقسیم اموال در شرایط ضمن عقد در عقدنامه درج شده اما آنچه ذکر شده از نظر قانونی نقص‌های زیادی دارد. یکی از پیش فرض‌های اجرای این شرط این است که طلاق به درخواست مرد باشد. تقسیم اموال یعنی زن و شوهر بعد از ازدواج هر اموالی را که به دست می‌آورند در هنگام طلاق بین خود تقسیم کنند. حتی اگر زن خانه دار هم باشد باز هم این شرط برقرار است چون هم کار خانه ارزش اقتصادی دارد و هم حمایت عاطفی از سوی زن انجام می‌شود. اگر مردی می‌تواند یک تاجر موفق باشد حتما همسرش از او حمایت کرده یا برعکس. به همین دلیل منصفانه است که هر دو طرف در اموالی که بعد از ازدواج کسب شده شریک باشند.

 البته مدرس این کارگاه معتقد است بهتر و عادلانه تر این است که هر زمان مالی خریداری شد مثلا خانه‌‌ای خریده شد، در همان زمان سه دانگ- سه دانگ بین طرفین تقسیم شود. متن حقوقی این شرط به این صورت در عقدنامه می‌آید: “در صورت وقوع طلاق، اعم از آن که به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن، تمام دارایی کسب شده بعد از نکاح و در طول ایام زوجیت اعم از منقول و غیر منقول بالسویه بین آنها تقسیم شود.” بالسویه یعنی نصف شود. البته این فقط یک پیشنهاد است و زوجین می‌توانند آن را شامل اموال قبلی هم کنند یا تقسیم به صورت یک سوم – دوسوم باشد. می‌توان هدیه و ارث را از این شرط استثنا کرد. به گفته این وکیل دادگستری، شرط تقسیم اموال تا به حال در دادگاه‌های ایران اجرایی نشده چون هیچ زنی برای مطالبه اموال درخواست نداده است. خانومی از بین شرکت کنندگان که چند سال است دنبال طلاق گرفته است می‌گوید: آنقدر زن‌ها در جریان طلاق اذیت می‌شوند که هیچکس دیگر به فکر تقسیم اموال نیست.

شرط خروج از کشور

خانم‌های بالای ۱۸ سال تا وقتی مجرد هستند برای خروج از کشور یا گرفتن گذرنامه نیازی به اجازه پدر ندارند؛ اما وقتی همین خانم ازدواج می‌کند، برای خروج از کشور به اجازه همسرش نیاز پیدا می‌کند. وقتی یک خانم متاهل برای دریافت پاسپورت مراجعه می‌کند از او گواهی امضای همسر را می‌خواهند. شوهر حتی اجازه دارد بدون هیچ دلیلی همسرش را ممنوع الخروج کند. برای اینکه به این مشکل برنخورید می‌توانید این شرط را به این صورت در عقدنامه درج کنید:” زوج به زوجه وکالت بلاعزل می‌دهد که با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد شوهر از کشور خارج شود. تعیین مدت، مقصد و شرایط مسافرت به خارج از کشور به صلاحدید خود زن است.” البته در بسیاری از موارد اضافه کردن شروط در انتهای عقدنامه معمولا مشکل را حل نمی‌کند. برای مثال با وجود اینکه سند ازدواج یک سند رسمی است اما معمولا اداره گذرنامه شرط خروج از کشور ثبت شده در عقدنامه را نمی‌پذیرد. وقتی سند را به آنها نشان می‌دهید از شما وکالتنامه می‌خواهند. برای اینکه با این مشکل مواجه نشوید، بعد از عقد رسمی در درفتر ازدواج و طلاق، باید به دفترخانه اسناد رسمی مراجعه کرده و سند وکالت تنظیم کنید.

شرط وکالت در طلاق

زن‌ها حق طلاق ندارند و این حق مختص آقایان است. به گفته عمید، حق یعنی چیزی که در قانون مشخص شده باشد و فقط قانونگذار می‌تواند این حق را به افراد بدهد؛ حق طلاق زن یا وکالت مطلق در طلاق یعنی مردی حق طلاق خود را به همسرش وکالت می‌دهد تا زن از طرف او این حق را اجرا کند. معنی این شرط این نیست که مرد دیگر نمی‌تواند طلاق بدهد و حقی از مرد گرفته نمی‌شود. مدرس کارگاه در مورد این شرط بر دو نکته تاکید دارد. یکی اینکه حتما شرط وکالت در طلاق در انتهای عقدنامه با الفاظ دقیق حقوقی درج شود. دوم اینکه زوجین بعد از عقد و قبل از عروسی به دفتر اسناد رسمی مراجعه کنند و این شرط را به این صورت ثبت کنند: “زوج به زوجه وکالت بلاعزل و حتی توکیل به غیر می‌دهد تا زوجه در هر زمان و هر شرایطی از جانب زوج اقدام به مطلقه نمودن خود از قید زوجیت زوج به هر قسم طلاق اعم از بائن و رجعی و خلع و مبارات به هر طریق اعم از عزل یا بذل مهریه کند.” نکته‌‌ای که در این شرط مهم است بلاعزل بودن حق طلاق است وگرنه امکان فسخ آن به راحتی ایجاد می‌شود. البته این عبارت مطلق ترین حالت برای ایجاد حق طلاق است و به توافق طرفین می‌تواند بذل مهریه یا بخشی از آن یا حتی اخذ مهریه در آن دیده شود. این مطلق ترین حالتی است که برای بحث طلاق است. اما قسمت هر زمان تحت هر شرایطی به هیچ عنوان نباید تغییر کند. وکالت در طلاق تا قبل از اجرای قانون جدید حمایت از خانواده این قابلیت را داشت که بدون اینکه آقا متوجه شود، زن طلاق بگیرد. داشت. از آنجایی که وکالت در طلاق به صورت دادخواست طلاق توافقی تنظیم می‌شود، بعد از افزودن شرط مشاوره به این طلاق مرد حتما از پیش از وقوع طلاق از آن با خبر می‌شود.

حق طلاق برای زنان چه اهمیتی دارد؟

شاید خیلی از تازه عروس و دامادها فکر کنند که اصلا طلاق به چه دردی می‌خورد، وقتی رابطه آنها اینقدر با هم خوب است و هم هبه یک زندگی شاعرانه فکر می‌کنند. عمید در مورد اهمیت این حق می‌گوید: آدم‌ها باید حق داشته باشند به هر دلیلی که برای خودشان دارند، از یک رابطه زناشویی خارج شوند چون هیچکس نباید اسیر یک رابطه باشد. گرچه این دلیل ممکن است از دید ما غیرموجه، عجیب و غریب یا غیراخلاقی باشد. حق طلاق یک طرفه برای مرد، زن‌ها را در رابطه اسیر می‌کند. زن می‌داند که اگر بله را بگوید و وارد یک رابطه زناشویی شود، دیگر حق بیرون رفتن از آن را ندارد. عمید به تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده اشاره می‌کند و می‌گیود طبق بررسی‌های کارشناسان یکی از دلایل عدم تمایل دختران جوان به ازدواج نابرابری‌های حقوقی از جمله نداشتن حق طلاق است. عمید به شرایط یکی از شرکت‌کنندگان در جلسه اشاره می‌کند که پنج سال است در دادگاه به دنبال طلاق است و هنوز موفق نشده طلاق بگیرد و می‌گوید: اثبات بسیاری از نارسایی‌های اخلاقی مرد در دادگاه عملا غیر ممکن است. به همین دلیل ما می‌گوییم که حق طلاق نباید در اختیار یک نفر یا در اختیار دادگاه باشد. طلاق بسیار بد است و باید فرهنگسازی شود تا در طول زندگی، زوجین برای حل مشکلات به مشاور مراجعه کنند؛ اما نهایتا اگر به هر دلیلی تصمیم به جدایی گرفتند، باید بتوانند طلاق بگیرند.

شرط حضانت فرزندان

حضانت فرزندان بحث پیچیده‌‌ای است. مهمترین چیز این است که بدانید اگرچه می‌شود این شرط را قبل از بچه‌دار شدن ثبت کرد، اما از لحاظ قانونی چون هنوز بچه‌‌ای وجود ندارد، بسیاری از حقوقدان‌ها این شرط را باطل می‌دانند. طبق قانون، حضانت کودک چه دختر باشد چه پسر تا سن ۷ سالگی با مادر است و بعد از آن تا سن بلوغ پدر مسئول نگهداری از فرزندان است. بعد از سن بلوغ بچه‌ها از حضانت پدر خارج می‌شوند و خودشان تصمیم می‌گیرند که کجا زندگی کنند. یکی از مشکلات اصلی خانم‌ها بعد از ازدواج نداشتن حضانت بچه‌های بالای هفت سال است. برای حل این مشکل زن و مرد می‌توانند بعد از به دنیا آمدن کودک، به دفتر اسناد رسمی مراجعه کنند و آقا برای حضانت فرزند به خانم وکالت بدهد. البته ولایت قهری پدر بر فرزند قابل انتقال نیست که خوشبختانه این مورد بار حقوقی زیادی ندارد. چیزی که اهمیت دارد بحث حضانت است. حضانت یعنی نگهداری و انجام امور جاری فرزند. طبق قانون در غیاب پدر، مثلا اگر پدر فوت کند اولویت حضانت با مادر است. البته بحث مالی هم مطرح است که ربطی به حضانت ندارد. ممکن است کودک اموالی داشته باشد که اداره آن به عمو یا جدپدری برسد. عمید خطاب به حاضران می‌گوید این چیزهایی که در فیلم‌ها می‌بیند که اگر پدری فوت کند، پدربزرگ می‌آید و بچه‌ها را می‌برد فقط فیلم است و در واقعیت چنین چیزی وجود ندارد مگراینکه دادگاه تشخیص دهد زندگی با مادر به مصلحت طفل نیست.

نحوه ثبت شروط ضمن عقد

شروط ضمن عقد منحصر به موارد ذکر شده نیست و زوجین می‌توانند هر شرط دیگری که مد نظرشان است را به این لیست اضافه کنند. البته مدرس کارگاه توصیه می‌کند که افراد حتما با یک وکیل مشورت کنند تا ساختار حقوقی آن شرط را برایشان پیدا کند. مسئله مهم اینجاست که بسیاری از شروط ثبت شده در سند ازدواج فاقد اثر اجرایی است زیرا ایرادات حقوقی فراوانی در آنها دیده می‌شود. با وجود اینکه سند ازدواج یک سند رسمی است و مندرجات آن لازم الاجرا هستند و ضمانت اجرایی دارند اما این اصل در عمل نادیده گرفته می‌شود. رویه قضائی دادگاه‌ها به سمتی رفته که در بیشتر موارد شروط ثبت شده در عقد نامه را نمی‌پذیرند. به همین دلیل عمید توصیه می‌کند که زنها به هیچ عنوان به ثبت شروط در سند ازدواج اکتفا نکنند. معمولا یک روز بعد از عقد سند ازدواج به زوجین تحویل داده می‌شود و از نظر این وکیل دادگستری، فردای روز عقد که هنوز عشق و علاقه‌ها سرجای خودش است بهترین موقع برای مراجعه به دفتر اسناد رسمی برای ثبت شروط ضمن عقد است. البته به دلایلی نامعلوم و بر خلاف قانون، بسیاری از دفترخانه‌ها از ثبت شروط ضمن عقد خودداری می‌کنند. عمید به خانم‌ها توصیه می‌کند حتما قبل از مراجعه به دفتر اسناد رسمی نمونه‌های تنظیم شده صحیح شروط ضمن عقد را از یک مشاور یا وکیل بگیرند تا مطمئن شوند که ثبت دفترخانه صحیح است.

مردها برای ثبت شروط عقد به دفترخانه می‌آیند؟

یکی از مشکلاتی که تعدادی از خانم‌ها با آن مواجه می‌شوند این است که گرچه شروط را در عقدنامه ثبت کرده‌‌اند اما همسران آنها حاضر به رفتن به دفترخانه اسنادرسمی و ثبت این شروط نیستند. عمید می‌گوید برای حل این مشکل هیچ راهکار حقوقی‌ای وجود ندارد. وی به زنان جوان توصیه می‌کند در همان روز‌های ابتدیی که هنوز احترام و علاقه وجود دارد همسرشان را راضی کنند و فرصت طلایی روزهای اول بعد از عقد را از دست ندهند. اما اگر همه اینها جواب نداد توصیه این وکیل دادگستری به خانم‌ها این است که مهریه سنگینی تعیین کنند و بذل مهریه را منوط به تنظیم وکالت طلاق در دفتر اسناد رسمی کنند. البته بذل مهریه اجباری نیست و کاملا به توافق طرفین بستگی دارد.

مهریه باشد یا بخشیده شود؟

البته خانم عمید مثل بسیاری از کارشناسان حقوقی معتقد است منطقا دلیلی ندارد که مرد برای ازدواج با کسی زیر بار مهریه برود. اما از آنجایی که طبق قوانین حقوقی، زن بعد از ازدواج بسیاری از حقوق طبیعی خود را از دست می‌دهد، لزوم بودن مهریه احساس می‌شود. ممکن است زن بعد از ازدواج اجازه کار و تحصیل را از دست بدهد یا به خاطر بچه داری خانه نشین شود. به همین دلیل در صورت وقوع طلاق زن هیچ پشتوانه اقتصادی ندارد و همین باعث می‌شود که مهریه نقش مهمی بازی کند. عمید می‌گوید حتی اگر شرط تقسیم اموال هم در عقدنامه ذکر شود، هیچ تضمینی به اجرای شرط نیست. به همین دلیل بهتر است که مهریه وجود داشته باشد و اگر اموال تقسیم شد، بذل شود. اگر هم اموالی تقسیم نشد، ان وقت مهریه تنها حق قانونی زن است که البته دریافت آن هم مشکلات زیادی دارد.

گزارشی از روزان 

عضویت در سایت

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد