اگر مرد لایق تر نبود، که قوانین به نفعش نبود!

photo_2015-09-06_19-00-00   «اگر در حقوق خانواده، مرد از زن لایق‌تر نبود که قوانین به نفعش نوشته نمی‌شد! حتماً دلیلی داشته و قانون‌گذار چیزی می‌دونسته که قوانین رو این طور نوشته»! می‌توان گفت قوانین در اجتماعات بشری، مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها هستند که انسان‌ها در هر زمانه‌ای، بسته به شرایط و نیازهای جامعه، برای نظم پیدا کردن ساختار جامعه و جلوگیری از هرج و مرج، وضع می‌کنند. قوانین، خود معلول علت‌های دیگری هستند، و چیستی و چرایی‌شان علت‌هایی دارد که باید آن‌ها را در قبل از وضع این قوانین جستجو کرد. بنابراین هرگز نمی‌توان خود قوانین را علت دانست. به طور مثال اینکه بگوییم کودک به مادر خود نیاز بیشتری دارد نسبت به پدرش، و دلیل و علت این ادعایمان را این بدانیم که در قانون حضانت کودک تا هفت سالگی با مادر است، نوعی مغلطه است. شاید علت اینکه قانون‌گذار، چنین قانونی را وضع کرده، این باشد که نیاز کودک به مادر را بیشتر از نیازش به پدر دانسته، اما علت نیازمندتر دانستن کودک به مادر را باید در جای دیگری جستجو کرد و این قانون، خود معلول این طرز نگاه است، نه علتش. به همین ترتیب قوانین خانواده را هم، قانون‌گذارانی وضع کرده‌اند، و هر کدام از قوانین را بر اساس باورها و یا شرایطی نوشته‌اند، که خود این باورها و شرایط نیازمند علت‌اند. چه بسیار تفکراتی که در جامعه تغییر کرده و به تبع آن قوانین بسیار زیادی دستخوش تغییر شده‌اند. دلایل ثابت و تغییرناپذیری که برخی آن‌ها را علت وجود قوانین می‌دانند، بسته به زمان، موقعیت و شرایط تغییریافته، می‌تواند تغییر کند. ضمن اینکه همان‌طور که گفتیم، شروط ضمن عقد، ظرفیت‌های قانونی فعلی هستند و قانون‌گذارانی که قوانین رسمی خانواده را (بدون احتساب شروط ضمن عقد) بر محوریت ریاست مرد بر خانواده نوشته‌اند، هیچ‌کدام از شروط ذکر شده که تضمین‌کننده برابری نسبی برای زن و مرد در خانواده است، خلاف ذات عقد ازدواج ندانسته، و درج این شروط، از دید قانون‌گذاران فعلی قوانین کشور نیز، کاملاً قانونی است.

اجرت المثل چیست؟

هدی عمید 

وکیل پایه یک دادگستری

اجرت‌المثل ایام زوجیت  یکی از حقوقی است که شرع و قانون برای زنان در نظر گرفته است. بر اساس قوانین حاکم بر خانواده زن وظایف خاصی در زندگی زناشویی دارد که شامل تمکین عام و تمکین خاص است.  تمکین عام به معنای حضور زن در زندگی مشترک و عمل به وظایفی است که شرع و قانون تعیین کرده است. مثلا زن شرعا نمی‌تواند بدون اجازه همسرش از خانه خارج شود. ادامه تحصیل و کار کردن زن در خارج از منزل نیز باید با اجازه شوهر باشد، هر چند در حال حاضر بسیاری از زنان این حقوق را به عنوان شروط ضمن عقد دریافت می کنند. تمکین خاص نیز به معنای اطاعات کردن  زن از مرد در وظایف زناشویی است.

حال اگر زن در طول زندگی مشترک و در خانه همسر خود، کاری به جز این موارد را به دستور شوهر انجام دهد، مستحق دریافت اجرتی است که به آن اجرت‌المثل گفته می‌شود.

مبنای حقوقی  اصلی اجرت المثل تبصره ماده ۳۳۶ قانون مدنی است که می گوید: چنانچه زوجه کارهایی را که شرعاً به عهده وی نبوده و عرفاً برای آن کار اجرت‌المثل باشد، به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود، دادگاه اجرت‌المثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می‌نماید.»

ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۹۲ نیز به همین تبصره ارجاع می دهد و دادگاه را مکلف می کند ضمن رسیدگی به دعوای طلاق در خصوص اجرت المثل نیز تصمیم بگیرد.

بر اساس ماده ۳۳۶ سه شرط برای استحقاق اجرت المثل باید وجود داشته باشد :

۱.  خدمتی ارائه شود و این خدمت جزو وظایف زوجیت نباشد؛ برای مثال نظافت منزل، پختن غذا و حتی شیردادن به بچه جزو وظایف زن نیست مگر اینکه بچه فقط با آن شیر زنده بماند یعنی هیچ تغذیه دیگری نتوان برای آن بچه فراهم کرد.

اگر بچه با هیچ خوراک دیگری تغذیه نشود این دیگر جزو وظایف زن قرار می‌گیرد که حق‌الزحمه به آن تعلق نمی‌گیرد اما اگر بچه بتواند از شیر دیگری استفاده کند با وجود این، زن این خدمت را انجام دهد مستحق دریافت اجرت‌المثل آن خواهد بود. بنابراین خدمتی باید انجام شود و آن خدمت جزو وظایف زوجیت نباشد.

۲. انجام این خدمت به خواسته و درخواست زوج انجام شود؛ یعنی مرد از همسرش خواسته باشد که مثلا در منزل غذایی تهیه کند یا خدمتی را مثل نظافت انجام دهد یا اینکه مرد از او خواسته باشد به این بچه شیر دهد با وجود اینکه بچه می‌تواند با شیرخشک زندگی کند.

۳.  انجام این خدمت با قصد تبرع نباشد. قصد تبرع یعنی کار را «فی‌سبیل‌الله» برای خدا انجام دادن. بنابراین اگر زنی به قصد تبرع کاری را در منزل همسرش انجام دهد بعدا نمی‌تواند اجرت‌المثل آنها را مطالبه کند. البته باید اشاره کرد که کسی که مدعی است که زوجه کارها را به صورت رایگان انجام داده است باید این ادعا را ثابت کند که قاعدتا این شخص زوج است.

با این حال اگر قابل اثبات نباشد به زوجه به تشخیص قاضی نحله تعلق می گیرد. یعنی با توجه به سنوات زندگی مشترک و نوع کارهایی که زوجه در خانه شوهر انجام داده و وسع مالی زوج، دادگاه مبلغی را از باب بخشش (نحله) برای زوجه تعیین می‌نماید.»

در حال حاضر  زن  هم می تواند همزمان با رسیدگی به دادخواست طلاق در دفاع از طلاق می تواند بگوید من اجرت المثل خود را هم می خواهم و هم  بدون اینکه پرونده طلاق در جریان باشد چنین تقاضایی داشته باشد، اما در این صورت  باید پرونده جدا و دادخواست جدا تدارک ببیند و مطابق تشریفات قانونی هزینه دادرسی دهد تا اینکه اگر شرایط لازم را داشت حکم به نفع وی صادر شود.

دادگاه برای  تعیین میزان اجرت‌المثل ایام زندگی مشترک، موضوع را  به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می دهد.کارشناسی پرونده‌های اجرت‌المثل نیز مانند تمام امور حقوقی شامل فوت و فن‌های خاصی است که کارشناسان با دقت به آن رسیدگی و آن را رعایت می‌کنند. مثلا به زنان شاغل در خارج از منزل همیشه اجرت‌المثل کمتری تعلق می‌گیرد. در قانون و شرع زن مالک دارایی و پولی است که به دست می‌آورد و حال اگر با توافق شوهر، او در خارج از منزل کار می‌کند، الزامی ندارد که حتی یک ریال از درآمد خود را به همسرش بپردازد یا اینکه در منزل خرج کند.در بحث اجرت‌المثل وقتی زن بیرون از خانه شاغل باشد، طبیعتا وقت کمتری برای کارهای منزل می‌گذارد، هر چند ممکن است استثنا‌هایی وجود داشته باشد و زنی در عین اشتغال در خارج از منزل همه وظایف خود را انجام دهد؛ اما این فرض چندان منطقی نیست زیرا کار در منزل بر اساس وقت تنظیم می‌شود و زنی که در ساعت ۵ بعد از ظهر به خانه می‌رسد، نمی‌تواند مانند زنی که از صبح در خانه است، کار و فعالیت داشته باشد. تحصیلات زن نیز مساله دیگری است که در اجرت‌المثل او موثر است.

۱۱۹۱۱۷۰۲_۱۰۲۰۶۸۸۰۷۱۶۰۵۰۷۶۲_۲۰۵۸۸۶۴۲۵۸_n

جایگاه اجتماعی، شئون زن، شغل پدر، محل زندگی در زمان مجردی و تحصیلات در زمان تجرد و بعد از ازدواج هم در افزایش میزان اجرت‌المثل تاثیر قابل ‌توجهی دارد. نکته جالب اینکه زنانی که فقط خانه‌دار هستند، در زمان کارشناسی برای تعیین اجرت‌المثل، رقم‌های بهتری دریافت می‌کنند. تعداد فرزندان نیز از موارد موثر در کارشناسی اجرت‌المثل است. اگر فرزندان مادری دختر باشند، اجرت‌المثل کمتری به او تعلق می‌گیرد چون فرض بر این است که در خانه دختر همیشه کمک حال مادر است؛ حال آن که در خصوص پسرها چنین مساله‌ای همیشگی نیست. اگر مادری فرزند خود را از شیر خود تغذیه کرده باشد نیز مشمول دریافت اجرت‌المثل بیشتری است.

اینکه زنی در هنگام ازدواج، فرزند یا فرزندان قبلی همسرش از زن سابقش را نیز بزرگ کند، باز هم سبب افزایش میزان اجرت‌المثل زن می‌شود. ممکن است مردی بخشی از ایام زندگی خود را در ماموریت کاری خارج از کشور یا مثلا زندان گذرانده باشد. این مساله نیز در کاهش یا افزایش اجرت‌المثل موثر است. معمولا برای ایام عقد و زمانی که زن در خانه پدرش است و با همسرش دچار مشکل می‌شود، اجرت‌المثلی تعلق نمی‌گیرد.

همسران می‌توانند در زمان عقد هر شرطی که خلاف مقتضای عقد نباشد را در عقدنامه بگنجانند. یکی از موارد پیشنهادی می‌تواند مشخص کردن تکلیف اجرت‌المثل باشد. آنها می‌توانند شرط کنند که مثلا زن برای انجام امور منزل به درخواست مرد ماهانه ۱۰۰ هزار تومان دریافت کند. یا اینکه شرط کنند اساسا چنین مبلغی هیچ گاه به زن پرداخت نمی‌شود و زن هم حق مطالبه ندارد. در خارج از شکل قضایی زن و مرد می‌توانند برای دریافت و پرداخت این مبلغ با هم توافق داشته باشند.

درآمدهای هزینه شده در خانه شوهر

در قانون حمایت از خانواده تاکید شده است که اگر زوجه کارمند باشد و ماحصل دسترنج و دستمزد خودش یا حقوق ماهیانه خودش را در منزل زوج مصرف کند این مبلغ علاوه بر اجرت المثل قابل وصول است. بر اساس ماده ۳۰ قانون حمایت از خانواده اجرت المثل برای کاری است که زن در خانه شوهرش انجام می دهد اما خانمی که شاغل است و حقوق خود را در خانه همسر مصرف کرده است، می تواند آن را به طور تمام و کمال مطالبه کند.

ماده ۳۰ قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ اعلام می دارد: در مواردی که زوجه در دادگاه ثابت کند به امر زوج یا اذن وی (یعنی یا اینکه همسرش به او گفته که حقوق خود را خرج کن یا اینکه اجازه گرفته و خرج کرده است) از مال خود برای مخارج متعارف زندگی مشترک (مال خود یا حقوق ماهیانه خود یا ارثی که به خانواده همسر آورده است) که بر عهده زوجه است هزینه کرده و زوج نتواند قصد تبرع زوجه را اثبات کند می تواند معادل آن را از وی دریافت کند. 

زنان و مشکلات اثبات ادعاهایشان

نازنین کیانی فر وکیل پایه یک دادگستری مدتی است تصمیم گرفتم برای مطالبه نفقه‌ام که سال‌هاست از آن محرومم اقدام کنم. دادگاه میزان آن را به اعلام نظر کارشناس موکول کرده است. امروز کارشناس با من صحبت کرد. ابتدا پرسید از کجا اطمینان حاصل کنم که شوهرت در خلال این سال‌ها به شما نفقه نمی‌داده، من باور ندارم! بعد از شرح اوضاع و احوال زندگی مشترکم با ناباوری و با بی رغبتی، میزان ٢٠٠ هزار تومان ماهانه بعنوان نفقه پیشنهادی برایم مشخص کرد. این برخورد برایم بسیار سخت بود، ولی بعد از مدتی فکر کردم که شاید کارشناس هم تقصیری ندارد. این من هستم که باید ثابت کنم. ولی به راستی اینگونه مسائل که در حریم خصوصی خانواده اتفاق می‌افتد را چطور می‌توان اثبات کرد؟ این گونه دعاوی چقدرصادقانه مطرح می‌شوند؟چطور می‌توانم سرخ نگه داشتن صورت خود و فرزندانم را در طی این سال‌ها ثابت کنم؟ به چه طریق کارهای روزمزدی خانگی‌ام در خانه‌های این و آن، برای رفع مایحتاج خانه را می‌توانم در دادگاه ثابت کنم؟ آیا باید کسبه محل را برای ادای شهادت نسیه بردن اجناس، با خود به دادگاه ببرم؟ آیا باید به دنبال پزشکی که آن شب سرد زمستانی در اورژانس بیمارستان دلش به حال صورت تب کرده فرزندم سوخت و هزینه مداوای او را تقبل کرد، بگردم و از او رسید پرداخت خدمات درمانی بگیرم؟ شما بگویید چطور می‌توان مسائلی که در چهار دیواری خانه اتفاق می‌افتد را روزی در دادگاه ثابت کرد؟! ۶۷۰px-Prove-Your-Spouse-Is-Cheating-in-Court-Step-1 متاسفانه بسیاری از مسائل هستند که  قانون بار اثباتی آنها را نه تنها بر دوش یک طرف قرار داده، بلکه چگونگی و قدرت اثبات آن را در پرده‌ای از ابهام باقی گذارده است. پرداخت یا عدم پرداخت نفقه، اعلام قصد رایگان نبودنِ خدمات زن در زندگی از ناحیه وی برای دریافت اجرت المثل و احراز دستور زوج در این خصوص، سوء معاشرت طرفین، داوری داوران برای طلاق که با مسائل خانوادگی آنان آشنا باشند، تعیین عدم صلاحیت یکی از والدین برای حضانت طفل، تعیین وابستگی  عاطفی و مصلحت طفل، عدم تمکین خاص طرفین (روابط زناشویی)، اعمال خشونت روانی، کلامی، حیثیتی، اقتصادی، جنسی و در مواردی جسمی، اثبات عسر و حرج، وجود ترس ضرر مالی یا شرافت زن در ترک خانه و اختیار مسکن مستقل، اثبات تخلف زوجه از وظایف همسری و سوء اخلاق و رفتار برای تنصیف دارایی و به طور کلی مواردی که در اندرونی خانه اتفاق می‌افتد، بیرونی‌ها نمی‌توانند شاهد و عالم به آن باشند تا بتوانند قضاوت کنند. اثبات نمودن اینگونه مسائل در دادگاه، تکلیف سنگین و سخت و در مواردی غیر مقدور نیست که عملاً لاینحل باقی مانده است. در اینگونه موارد، دادگاه‌ها در بیشتر موارد سلیقه‌ای رفتار می‌کنند. به هرحال، نگرانی شما از غیر ممکن بودن اثبات مواردی که ذکر کردید بسیار به جا است و به نظر می‌رسد در مورد دعاوی خانواده که از درجه حساسی برخوردار است، می‌بایست برای صدور یک رأی شایسته و منصفانه، از ادله اثباتی مشخص شده و بیرونی استفاده کرد تا درجه اطمینان را افزایش داد. قطعاً مؤلفه‌های دیگری برای شناسایی مشکلات خانوادگی وجود خواهد داشت که باید با روش‌های نوین، آنها را اجرا کرد و از به کارگیری تعاریف کش‌دار و تفسیرپذیر و سلیقه‌ای اجتناب نمود.
 

مراسم ازدواج ۱۴۰ سال پیش

زهره شریفی

مونس الدوله در نوشته‌های خود بعد از آنکه به چگونگی مراسم خواستگاری و شروع عقدکنان و چیدن سفره عقد و حضور عروس در کنار آن اشاره کرده است در ادامه اینطور آورده است: « دو تا ملا برای عقد حاضر می‌شدند؛ ملایی که محترم‌تر بود از طرف عروس وکیل می‌شد. وردست یا محرر ملایی که وکیل عروس بود، اجازه داشت همراه پدر یا برادر یا یکی از محرم‌های مردانه عروس، تا پشت در اتاق بیاید. زن‌ها همه خاموش می‌شدند. ملا به فارسی شروع به حرف زدن می‌کرد که مثلا : خانم مهرالنساء بیگم خانم، اجازه می‌دهید شما را به عقد دائمی قائمی جعفر آقا با آن قدر مهر و آن قدر شیربها و هفت دست رخت سرا تا پا دربیاورم…».

گفتن «بله» بعد از هفت بار !

معمولا این حرف‌ها هفت بار گفته می‌شد و در مرتبه هفتم عروس «بله» را بلند می‌گفت. بعد عاقد از پدر و مادر عروس می‌پرسید که این صدا صدای عروس است؟ و همین که آنها تصدیق می‌کردند، عاقد به مجلس مردانه می‌رفت و در آنجا به عربی صیغه عقد جاری می‌شد و داماد به عروس محرم می‌گردید. جالب است و جای تاسف دارد که گاهی در جریان عقدکنان حیله‌هایی صورت می‌گرفت و دختر به اجبار و یا تهدید و نیشگون و نیش دندان بله می‌گفت! یا شخص دیگری به جای او بله می‌گفت و صدای او را عوض عروس جا می‌زدند.

دادن  زیر لفظی تا رونما به عروس

بعد از خواندن عقد، داماد اجازه پیدا می‌کرد به مجلس زنانه بیاید و همسر خود را ببیند. پیش از آمدن داماد، مادر یا خواهر داماد باید چند سکه طلا به عروس بدهند. این سکه‌های طلا را « زیر لفظی» می‌گفتند که هنوز هم در بعضی از خانواده‌ها مرسوم است. وقتی که داماد می‌خواست به مجلس زنانه بیاید همه زن‌های نامحرم چادر سر می‌کردند و به اتاق‌های دیگر می‌رفتند، فقط مادر عروس و مادر داماد و خواهر داماد می‌توانستند در آن اتاق باشند. مادر و بستگان عروس یک پارچه تور روی صورت عروس می‌انداختند. عروس همانطور چهار زانو جلوی جانماز نشسته بود و داماد مقداری سکه طلا یا النگوی طلا یا سینه ریز و یا امثال آن همراه خود می‌آورد که به عنوان « رونما» هدیه عروس کند. همین که داماد آنها را جلوی عروس می‌گذاشت، مادر عروس یا مادر داماد آن پارچه توری را از روی صورت عروس برمی‌داشتند که داماد روی عروس را ببیند. معمول اینطور بود که مادر عروس یک جور شیرینی خانگی برای آن روز و آن ساعت تهیه می‌کرد و جلوی عروس و داماد می‌گذاشت تا هر دو به دست خودشان آن شیرینی را دهن یکدیگر بگذارند و شیرین کام بشوند.

ریختن «مهر گیاه» داخل شیرینی‌های مادرزن!

بعضی از مادرزن‌ها گیاهی به نام «مهر گیاه» هم داخل آن شیرینی می‌ریختند و به خورد عروس و داماد می‌دادند. مهر گیاه یک جور علف صحرایی بود که می‌گفتند خوردن آن عشق و محبت را زیاد می‌کند. پس ازخوردن شیرینی مادر یا خواهر داماد به داماد می‌گفتند: عروس را ببوسد، داماد عروس را می‌بوسید و بلافاصله از اتاق بیرون می‌رفت. همین که داماد از مجلس زنانه بیرون می‌رفت، مردها هم بعد از صرف چایی و شیرینی و شربت خداحافظی می‌کردند و می‌رفتند. مادر داماد و مادر عروس زیر بغل عروس را می‌گرفتند و او را پیش میهمان‌های زنانه می‌آوردند. عروس روی صندلی می‌نشست و زن‌ها روی زمین می‌نشستند.

نوازنده‌های زن و ملاهای زنانه آوازخوان

مونس الدوله تعریف کرده است:« در بسیاری از خانواده‌ها چند زن نوازنده دعوت می‌شدند و بعد از رفتن مردها بزن و بکوب راه می‌انداختند . اما پاره‌ای از خانواده‌ها  به جای زنان نوازنده، از زنان خوش صدا دعوت می‌کردند که با اشعار شیرین شرح ولادت و عروسی حضرت زهرا(س) را می‌خواندند و دست می‌زدند و به جای داریه و دنبک، تشت می‌زدند و سینی می‌زدند.

آغاز جهازگیری عروس از پرده‌های قلمکاری تا خلعتی!

رسم بر آن بود که عروس عقد کرده، شش هفت ماه خانه پدر می‌ماند، تا کار جهازگیری تمام بشود. جهاز عروس همان قالی و پرده‌های قلمکار بود. بعد هم مقداری بلور مثل چراغ لاله و چراغ پایه‌دار و کاسه و بشقاب چینی و شربت خوری و چیزهای دیگری که روی طاقچه می‌چیدند. سماور و اسباب چای، جزو ملزومات اصلی جهاز دختر بود. هر دختری به قدر وسعش ظروف مسی می‌آورد که اسباب آشپزخانه می‌گفتند. اسباب حمام کامل عروس هم تهیه می‌شد. جانماز و روقوری و سرمه‌دان و دست بقچه هم جزو جهاز بود و علاوه بر اینها، خانواده عروس برای داماد و پدر و برادرهایش  خلعتی می‌فرستادند. این خلعتی عبارت بود از لباده بلندی که تا مچ پا می‌رسید و آن را از ترمه کشمیری می‌دوختند و «جبه» نام داشت. یک سرداری از ماهوت ، کلاه و شب کلاه و اگر داماد از اعیان و اشراف نبود به جای قبا و جبه، برایش « سرداری » تهیه می‌کردند.

حنابندان؛ مراسمی با هفت تا چهل جام برنجی  پر از حنا

به هر صورت بعد از اینکه جهازگیری تمام می‌شد، خانواده عروس پیغام می‌داد که بیایید عروس‌تان را ببرید. اگر خانواده داماد آماده بود اول از همه در خانه عروس «حنابندان» بر پا می‌شد. جشن حنابندان معروف‌ترین جشن‌های آن روزها برای عروسی بود. خانواده داماد درون هفت تا چهل، جام برنجی، یا جام نقره‌ای حنا خیس می‌کردند و روی حناها سکه‌های زرد یا نقره‌ای می‌چیدند. این جام‌های حنا را درون خونچه‌های مخصوصی قرار می‌دادند و اطراف جام‌ها شمع‌های رنگارنگ روشن می‌کردند و به خانه عروس می‌فرستادند. عروس با هفت تا دختر همسالش و یک زن که در بستن حنای عروس ماهر بود، سوار بر تخت روان به حمام می‌رفت و پشت سر تخت روان او، خونچه‌های آجیل و شیرینی و میوه را به حمام می‌بردند.

حنای نگار و عروس دراز کشید بر روی تشک

اول سر عروس را حنا می‌بستند. بعد حنای سر انگشتی بود که قبلا آماده می‌شد؛ یعنی بیست پارچه سه گوش قرمز دوخته بودند و یک کلاف ابریشم قرمز هم همراهش بود. زن حنابند سر انگشتان دست و پای عروس را حنا می‌مالید و با آن پارچه‌های کوچک سه گوش می‌پیچید و با ابریشم قرمز می‌بست. آن وقت عروس را روی تشکی می‌خواباندند و پاهایش را دراز می‌کردند و پاشنه‌های او را روی دو چهار پایه خیلی کوچک می‌گذاردند که کف پایش را حنا ببندند و این حنای کف پا را حنای «نگار» می‌گفتند. مونس الدوله در ادامه تعریف این مراسم می‌گوید:«بعضی‌‌ها کف پای عروس را  گل و بوته و گنجشک و پروانه و نگار می‌کشیدند. بعضی‌ها هم که خیلی با سلیقه بودند، این شعر را با کاغذ می‌بریدند و زن حنابند، اگر چه بی‌سواد بود از روی آن بریده‌های کاغذ شعر را کف پای عروس با حنا رنگ می‌کرد و آن شعر این بود: رنگ حناست بر کف پای مبارکت با خون عاشق است که پا مال کرده ای

بزن و بکوب و تقلیدچی‌ها تا صبح در خانه عروس

بعد از این مراسم شام می‌آوردند. شام حنابندان باید شیرین پلو و مرغ پلو بود که رسم آن زمان بود. آن شب تا صبح خانه عروس بزن و بکوب و پر از شادی بود. بعضی خانواده‌ها در این شب یک دسته «تقلیدچی» زنانه خبر می‌کردند و شعرها و مراسم های گوناگون و جذابی را در همان فضای زنانه برگزار می‌کردند. نزدیکی‌های صبح که هوا روشن می‌شد، حمام را قرق می‌کردند و عروس و دار و دسته زن‌ها و دخترها همراه عروس به حمام می‌رفتند. این رفتن همراه با شیرینی و شربت بود تا آوردن عروس به خانه که باز بزن و بکوب شروع می‌شد. مونس الدوله به شعرهایی که در آن روز برای عروس می‌خواندند اشاره کرده است که در زمان ما هم هنوز گاهی خوانده می‌شود: «گل درآمد از حموم، سنبل درآمد از حموم، شاه دوماد را بگین : عروس در آمد از حموم».

  خاطرات-مونس-الدوله-ندیمه-حرمسرای-ناصرالدین-شاه

همراهی «مشهدی اله داد قاطرچی» برای بردن جهاز

حال زمان بردن جهاز به خانه دختر بود. همان روز به خانه داماد خبر می‌دادند که ساعت دیده ایم و برای آوردن جهاز ساعت سعد است. اتاق داماد را خالی کنید که جهاز می‌آید. اما ترتیب آوردن جهاز به این صورت بود که شخصی را می فرستادند قاطرخانه پیش «مشهدی اله داد قاطرچی» که دوره مونس الدوله می‌گفتند خیلی خوش قدم است. مشهدی اله داد، که رئیس قاطرخانه بود، ده – پانزده قاطر را آماده و تزئین می‌کرد. سر قاطرها را پر طاوس می‌زد و گلیم‌های رنگارنگ روی قاطرها می‌انداخت. صندوق‌های مخمل روی قاطرها باز می‌کردند. ظروف مسی و دیگ و دیگ بر را درون کیسه‌های تور می‌ریختند و پشت قاطر می‌گذاشتند. رختخواب‌ها را درون روفرشی می‌بستند و با قالی بار قاطر می‌کردند. پشت سر قاطرها، چندین خونچه بود. درون خونچه‌ها آینه قدی، چراغ لاله، چراغ، کاسه، بشقاب، گلاب پاش، اسباب چای و خلعتی‌های داماد و خانواده داماد و هزار جور به قولی خرت و پرت می‌چیدند. هر چه تعداد خونچه‌ها بیشتر بود نشان دهنده شأنعروس بود.

کنیز سیاه؛ سرجهازی عروس

خانواده‌هایی که اعیان بودند، یک بچه کنیز سیاه را لباس قرمز می‌پوشاندند و صورت سیاه او را سرخاب سفیداب می‌مالیدند و درون خونچه می‌نشاندند و اسمش این بود که این کنیز بچه، سرجهازی عروس «کنیز نمیر» است! یعنی اگر این کنیز می‌مرد، فوری خانواده عروس یک کنیز بچه دیگر می‌خریدند و به خانه عروس می‌فرستادند. معمولا یکی از تفریح‌های بزرگ تهران همین مراسم جهازبران بود که دلاله‌ها از خانم‌ها انعام می‌گرفتند و به آنها خبر می‌دادند که مثلا امروز عصر « محله پاچنار» یا « گذر لوطی صالح» جهاز بران است.

جهازبران یکی از بزرگ‌ترین تفریحات زنان

مونس الدوله باز برای ما در میان این خاطرات درد دل می‌گوید که:« زن صد سال پیش، که مثل یک طوطی یا قناری افتاده در قفس حرمسرا، هیچ تفریح و سرگرمی نداشت. او از بوق سحر تا شام یا توی آشپزخانه جان می‌کند یا برای راحتی و خوشامد آقای خانه پادویی می‌کرد. بنابراین نه فرصتی برای تفریح داشت، نه اجازه این کار را به او می‌دادند و تازه اگر دوست هم داشت، آن وقت‌ها برای زن در خارج از چهاردیواری خانه جایی نبود. انگار که یک زن خلق شده بود تا توی اندرونی، مثل عتیقه، بپوسد. بنابراین زن قدیم حق داشت مراسم جهازبران را بزرگ ترین سرگرمی و تفریح بداند و برای تماشای آن سر و دست بشکند».

پشت‌بام‌ها پر از زنان چادر به سر!

زن‌های تهران با خبردار شدن از برپایی جهازبران فلان محله از راه‌های دور پیاده و یا سوار الاغ، خودشان را به آن محله که جهاز می‌بردند می‌رساندند و برای اینکه جهاز درون خونچه‌ها را هم خوب تماشا کنند، یک قران یا ده شاهی به صاحب‌خانه‌های آن کوچه می‌دادند و بالای پشت بام خانه‌ها می‌رفتند و سر دیوار می‌نشستند و پاهایشان را آویزان می‌کردند و مشغول تماشا می‌شدند. مونس الدوله تعریف می کند که خیلی اتقاق می‌افتاد که از درون کوچه کفش این خانم‌های تماشاچی را در می‌آوردند و یا با چاقو یا قیچی دامن یا چادر سیاهشان را می‌بریدند و می‌بردند! و این خانم چنان مبهوت تماشای جهازبران بودند که متوجه این ماجرا نمی‌شدند.

پیرزن‌های گیس سفید همراه با ریز سیاهه جهاز

خوب در ادامه بردن جهاز به خانه داماد، پیشاپیش همه دو تا سه تا پیر زن گیس سفید با چادر و چاقچور و روبنده که بقچه‌های مخصوصی زیر بغل داشتند، راه می‌افتادند که به همراه خود کاغذ یا همان طوماری داشتند که ریز سیاهه جهاز عروس را نوشته که باید تحویل خانواده داماد بدهند تا آنها را امضا کنند. خلاصه زمانی که به خانه عروس این قافله جهاز نزدیک می‌شد، جلوی خانواده داماد گوسفندی سر می‌بریدند. در این میان آن دو تا پیرزن که به آنها «ینگه» می‌گفتند برای مرتب کردن حجله عروس و داماد شروع به کار می‌کردند.

  نقاشی شیرین و فرهاد بر دیوار اتاق عروس و داماد

اول از همه، آینه و قرآن را وارد خانه می‌کردند و برای شگون اسفند روی آتش می‌ریختند. «حجله خانه» اتاق مخصوصی بود که عروس و داماد را در آنجا دست به دست هم می‌دادند. درون این اتاق هیچ اسباب و وسایلی نبود. تنها دو شمعدانی یا همان لاله روشن را در آنجا می‌گذاشتند. اما دیوارهای حجله خانه را نقاشی می‌کردند و تصویر شیرین و فرهاد را می‌کشیدند. اگر زمستان بود کرسی کوچکی درون اتاق می‌گذاشتند.

بردن عروس با کالسکه، سوار بر فیل و اسب به خانه شوهر

در آن روزگار صورت سیاهه و طومار جهاز را که امضا کرده بودند، برمی‌داشتند و رو به خانه عروس می‌رفتند. مادر و خواهر داماد هم قباله عقد را امضا و مهر شده بود درون بقچه ترمه می‌گذاشتند و دنبال عروس می‌فرستادند. خوب معلوم است صد وچهل سال پیش کالسکه و درشکه خیلی زیاد نبود که عروس را با کالسکه بیاورند. عروس خانواده‌های اشرافی را با تخت روان و گاهی پشت فیل می‌گذاشتند و عروس‌های معمولی را سوار بر اسب به خانه داماد می‌آوردند و اگر راه نزدیک بود پیاده حرکت می‌کردند. در هر صورت همین که مادر داماد و خواهر داماد وارد حیاط می‌شدند. عروس آرایش کرده را، جلو می‌آوردند. مادر عروس قباله و طومار جهاز را می‌گرفت. بعد دو تا خانم به قول آن روزها یک بخته، پیش می‌افتادند و عروس را چادر چاقچور می‌کردند، چادر عروس مثل امروز سیاه نبود، بلکه از پارچه اطلس سفید یا پشت گلی برای عروس چادر می‌دوختند. زن‌های اطراف عروس هم با شادی داریه می‌زدند و این شعرها را می‌خواندند: عروس خانم ما عیبی نداره هزار و یک هنر در پنجه داره هزاران آفرین بر مادرش باد که همچین گوهری پرورده داره

منبع روزنامه ایران

مهریه غیر قابل وصول!

    photo_2015-08-27_17-17-09  

فرشید فرحناکیان وکیل پایه یک دادگستری به تشریح «غیرقابل وصول تر شدن مهریه با تصویب قانون جدید نحوه اجرای محکومیت های مالی» پرداخت است

*این حبس ناشی از محکومیت‌های مالی از جمله مهریه در چه شرایطی آغاز و پایان می‌یابد؟

به موجب ماده ۳ قانون جدید نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب ۱۵ مهرماه ۱۳۹۳: «اگر استیفای محکومٌ‌به (در اینجا: مهریه) از طرق مذکور در این قانون ممکن نشود، محکومٌ‌علیه (در اینجا: زوج) به تقاضای محکومٌ‌له (در اینجا: زوجه) تا زمان اجرای حکم یا پذیرفته‌شدن ادعای اعسار او یا جلب رضایت محکومٌ‌له (در اینجا: زوجه) حبس می‌شود.»؛

بنابراین بر خلاف «حبس ناشی از مجرمیت»، «حبس ناشی از محکومیت های مالی» علی القاعده تا روز تادیه محکومٌ‌به (در اینجا: مهریه)؛ یوم الاداء، ادامه خواهد داشت مگر اینکه محکومٌ‌علیه (در اینجا: زوج) بتواند به هر طریقی رضایت محکومٌ‌له (در اینجا: زوجه) را اخذ کرده و یا اینکه اعسار خود را ثابت کند.

به موجب ماده ۶ قانون جدید نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب ۱۵ مهرماه ۱۳۹۳: «معسر کسی است که به دلیل نداشتن مالی به جز مستثنیات دین، قادر به تأدیه دیون خود نباشد.»

*به موجب این قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی جدید اثبات اعسار بر عهده کیست؟

پاسخ این پرسش دقیقاً بر کانون تفاوت این قانون جدید با قانون قبلی راجع به نحوه اجرای محکومیت های مالی مستقر است.

به موجب ماده ۲ قانون قبلی اثبات اعسار بدون هیچ تفکیکی، در هر صورت بر عهده محکومٌ‌علیه به عنوان مدعی اعسار بود ولی در ماده ۷ قانون جدید این امر با تفکیکی انجام پذیرفته است.

اما در ماده ۷ قانون جدید آمده است : «چنانچه وضعیت سابق محکومٌ‌علیه مجهول بوده و دین مورد حکم دادگاه ناشی از اخذ و تحصیل مال به صورت مستقیم یا غیرمستقیم نباشد، مانند «مهریه» یا «ضمان ناشی از مقررات مربوط به دیات»، ادعای اعسار محکومٌ‌علیه مطابق اصل بوده و مادامی که خلاف آن ثابت نشده موجبی برای بازداشت محکومٌ‌علیه به عنوان ممتنع نخواهد بود.»

بدین ترتیب در کلیه دعاوی مطالبه مهریه، ادعای اعسار زوج مطابق اصل بوده و مادامی که خلاف آن توسط زوجه ثابت نشده است به هیچ وجه موجبی برای بازداشت او به عنوان ممتنع وجود نخواهد داشت.

بنابراین بدون تردید آخرین نظر قانونگذار بر این قرار گرفته است که به طور کلی در مورد تعهد به پرداخت مهریه «به هر میزان» چه کمتر و چه بیشتر از یکصد و ده سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن، در فرض عدم اطلاع از اعسار زوج، اصل بر اعسار زوج است و خلاف آن نیاز به اثبات توسط زوجه دارد. بدین ترتیب با ناتوانی زوجه در اثبات استطاعت مالی زوج در پرداخت مهریه، قانون اصل اعسار و نتیجتاً منتفی شدن حبس ناشی از مدیونیت و تقسیط پرداخت مهریه را بر زوج حاکم ساخته است.

*به این ترتیب از این به بعد زوجه ها باید منتظر چه روندی در دعاوی مطالبه مهریه مطروحه خود باشند؟ اکثر زوجه هایی که اقدام به مطالبه مهریه خود می کنند یک انتظار محقق الوقوع به شرح ذیل، بیشتر نمی توانند داشته باشند:

طرح دعوای ادعای اعسار زوج در اثنای رسیدگی به دعوای مطالبه مهریه و النهایه صدور حکم به پرداخت مهریه به نفع زوجه البته به صورت تقسیط؛ به جهت جاری ساختن اصل اعسار به نفع زوج است؛ مگر توانایی زوجه در اثبات توانایی مالی زوج که در غالب موارد این امکان از اساس منتفی است.

البته در صورت عدم ارایه دادخواست اعسار توسط زوج ظرف مدت رسیدگی به دعوای مطالبه مهریه، به موجب ماده ۳ قانون جدید نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب ۱۵ مهرماه ۱۳۹۳: «… چنانچه محکومٌ‌علیه (در اینجا: زوج) تا سی روز پس از ابلاغ اجراییه، ضمن ارایه صورت کلیه اموال خود، دعوای اعسار خویش را اقامه کرده ‌باشد، حبس نمی‌شود؛ مگر اینکه دعوای اعسار مسترد یا به موجب حکم قطعی رد شود.

تبصره ۱: چنانچه محکومٌ‌علیه (در اینجا: زوج) خارج از مهلت مقرر در این ماده، ضمن ارایه صورت کلیه اموال خود، دعوای اعسار خود را اقامه کند، هرگاه محکومٌ‌له (در اینجا: زوجه) آزادی وی را بدون اخذ تأمین بپذیرد یا محکومٌ‌علیه (در اینجا: زوج) به تشخیص دادگاه کفیل یا وثیقه معتبر و معادل محکومٌ‌به (در اینجا: مهریه) ارایه کند، دادگاه با صدور قرار قبولی وثیقه یا کفیل تا روشن شدن وضعیت اعسار از حبس محکومٌ‌علیه (در اینجا: زوج) خودداری و در صورت حبس، او را آزاد می کند…».

*آیا با صدور حکم اعسار و تقسیط پرداخت مهریه، از ممنوع‌الخروجی زوج رفع اثر می شود یا خیر؟

بله بر اساس قانون جدید با احراز اعسار و پس از صدور حکم تقسیط پرداخت مهریه قرار ممنوع الخروجی نیز لغو می شود.، مشکل سفرهای تفریحی خارج از کشور زوج نیز به روش مقتضی مرتفع شده است!

بدین ترتیب با لحاظ عدم استطاعت مالی زوج در پرداخت مهریه در غالب موارد و توجه به این سیر تغییرات قانونی منجر به تضعیف امکان وصول مهریه، به عنوان تعدیل کننده حقوق زوجه در برابر حقوق زوج، از یک طرف و بلاتغییر ماندن سایر عناوین تقویت کننده حقوق زوج در برابر حقوق زوجه از طرف دیگر؛ بی شک در حال حاضر حقوق خانوادگی زوج بسیار مؤثرتر از حقوق قانونی زوجه است؛ بنابراین برای جلوگیری از ایجاد اولین سوءتفاهمات زندگی مشترک ناشی از چانه زنی های بی فایده برای تعیین مهریه بلاوصول و برای تقویت تعدیل حقوق زوج و زوجه در روابط خانوادگی با همدیگر پیشنهاد می شود که؛

زوجه با گذشت معنادار از تعیین میزان زیاد این مهریه تضعیف شده در امکان وصول، شرط ازدواج خود را گذشت زوج از حقوق خانوادگی مقرر برای او منطبق با موارد ذیل قرار دهد: -اعطای وکالت بلاعزل به زوجه در جاری ساختن صیغه طلاق از جانب زوج؛ -اعطای حق حضانت فرزندان به زوجه پس از طلاق؛ -شرط تقسیم مساوی اموال میان زوج و زوجه بدون توجه به نوع طلاق؛ -اعطای وکالت بلاعزل به زوجه در صدور جواز خروج از کشور خود از جانب زوج؛ -اعطای اختیار به زوجه در تعیین مکان تشکیل زندگی مشترک؛ -اعطای اختیار به زوجه در تشخیص سطح ادامه تحصیل؛ -اعطای اختیار به زوجه در انتخاب نوع شغل خود.

منبع : ایسنا

عضویت در سایت

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد