پست های برچسب گذاشته شده توسط ‘ارث’

شروط ضمن عقد ویژه ازدواج موقت

۱. از آنجا که در عقد موقت با بذل مدت از طرف شوهر و انقضای مدت معین شده منحل می شود، مرد می تواند ضمن عقد ازدواج، وکالت در حق بذل را به زن بدهد. ۲. در عقد موقت زوجین از یکدیگر ارث نمی برند مگر آنکه این امر در ضمن عقد شرط گردد (البته در خصوص صحت این شرط میان حقوقدانان اختلاف است) ۳.در عقد موقت زن حق مطالبه نفقه ندارد مگر اینکه در زمان عقد با توافق یکدیگراین حق را شرط کنند. ۴. در عقد موقت می توان شرط عدم نزدیکی کرد.

ارث زن و شوهر از یکدیگر

photo_2015-08-25_13-16-34

*اولین شرط لازم برای این که زن و شوهر وارث هم بشوند عقد نکاح دائم است، یعنی در ازدواج موقت توارث بین زوجین برقرار نمی شود . *شرط بعدی برای ارث بردن زن و مرد از یکدیگر این است که در زمان فوت، زن و مرد در عقد هم باشند و رابطه زوجیت موجود باشد. * در این مورد یک استثناء وجود دارد و آن طلاق رجعی است که در ایام عده طلاق رجعی زن و شوهر از هم ارث می برند؛ زیرا در حکم زن و شوهر هستند و هنوز رابطه زناشویی به طور کامل قطع نشده و با پشیمانی شوهر از طلاق در ایام عده قرارداد ازدواج (عقد ازدواج) به‌قوت خود باقی است و مانند آن است که طلاقی اتفاق نیفتاده است. *گر مردی در بیماری زنی را عقد کند و در همان حالت بیماری و قبل از نزدیکی بمیرد زن از او ارث نمی برد ولی اگر بعد از نزدیکی یا بعد از سلامتی از آن مرض فوت کند زن از او ارث می برد.*اگر شوهر در حال مرض زن خود را طلاق دهد و ظرف یک سال از تاریخ طلاق به همان مرض بمیرد، زوجه از او ارث می برد اگر چه طلاق بائن باشد، مشروط بر این زن شوهر نکرده باشد.

میزان سهم الارث زن و شوهر:

ایسنا نوشت: در میزان سهم الارث زن و شوهر تفاوت‌هایی وجود دارد و همچنین وجود یا عدم وجود فرزندان در میزان سهم الارث زن و مرد تاثیر دارد و چنانچه مرد دارای همسران متعدد باشد نیز در میزان سهم الارث زن یا زنان، تغییراتی ایجاد می شود. این تغییرات عبارتند از: ۱- چنانچه زن فوت کند و دارای فرزند یا فرزندانی نباشد، شوهر نصف اموال زن را به ارث می برد و اگر زن وارث دیگری مانند پدر و مادر نداشته باشد نیز بقیه اموال زن برای شوهر خواهد بود ولی اگر زن فوت کند و دارای اولاد و یا اولادِ اولاد باشد،شوهر یک چهارم اموال زن را به ارث می برد. ۲- در صورتی که شوهر فوت کند و اولاد نداشته باشد زن یک چهارم اموال شوهر را به ارث می برد ولی اگر شوهر دارای اولاد یا اولادِ اولاد باشد زن یک هشتم اموال شوهر را به ارث می برد و چنانچه زن بعد از فوت همسر خود و قبل از تقسیم ارث فوت کند، سهم الارث زن به وارثان وی تعلق خواهد گرفت. ۳-در صورت نبودن هیچ وارث دیگر به غیر از زوجه، زن فقط یک چهارم از اموال به جا مانده از شوهر راد به ارث خواهد برد و بقیه اموال در حکم اموال اشخاص بلاوارث است و به ولی امر مسلمین رسیده تا برابر مقررات شرع با آن رفتار شود. اما اگر زن فوت کند و وارثی به جز شوهر نداشته باشد تمام اموال به جا مانده از زن به شوهر خواهد رسید. ۴- زن از همه اموال به جا مانده از شوهر ارث نمی برد بلکه فقط از ۱- اموال منقول مانند، اتومبیل، قالی، طلا و …۲- قیمت اموال غیرمنقول (خانه، ویلا، زمین، ..) و نه عین آن ها، ارث می برد. ۴- چنانچه مرد دارای دو یا چند همسر باشد، سهم الارث یک زن یعنی یک هشتم بین همسران به طور مساوی تقسیم خواهد شد. البته در صورتی که همسران در عقد دائمی باشند و در هنگام فوت مرد نیز رابطه زوجیت و عقد دائم برقرار بوده باشد. ۵-هرکسی که فوت کند کلیه حقوق و مطالبات او به ورثه او می رسد از جمله حقوق زن، مهریه اوست که اگر در زمان حیات او از شوهر نگرفته باشد این حق به ورثه اش می رسد. در نتیجه پدر و مادر یا فرزندان یا هر ورثه دیگری که محق باشد از مهریه ارث می برد و برای محاسبه مهریه سهم شوهر از مبلغ مهریه کسر و مطابق سهم الارث دیگران به آن ها داده خواهد شد. منبع: ایسنا

آثار عقد موقت یا صیغه

مهناز پراکند-وکیل دادگستری

عقد موقت”، برقراری رابطه زناشوئی بصورت مدت دار و موقت بین زن و مرد است که ریشه در فقه شیعه دارد و از سال ۱۳۱۳ هجری شمسی یعنی از تاریخ تصویب قانون مدنی ایران واردقوانین عرفی ایران شده و جنبه قانونی پیدا کرده است.

به این نوع عقد ازدواج در اصطلاح عامیانه و در عرف جامعه “صیغه” گفته می شود و علیرغم اینکه در قانون مدنی به آن اعتبار قانونی داده شده است اما در فرهنگ مردم ایران امری مذموم قلمداد شده و اکثر مردان و زنان ایرانی و خانواده ها در ایران این نوع عقد ازدواج را عملی ناپسند و مخالف شأن انسانی زنان و مردان می شمارند.آ آثار عقد موقت با نتایج ازدواج دایم متفاوت است . *به مجرد جاری شدن صیغه زن مکلف می شود که از مرد تمکین کند. تمکین شامل تمکین خاص یعنی برقراری رابطه زناشوئی بین زن و مرد و تمکین عام مثل پذیرش ریاست مرد بر خانواده است .بنابراین زنانی که به عقدموقت مردی درمی آیند مجبور به داشتن هر دونوع تمکین از مرد هستند ونباید چنین فرض کنند که موقتی بودن عقد محدودیتی برای آنان ایجاد نمی کند ومی توانند آزادیهای دوره تجرد خود را درزندگی روزمره داشته باشند.

۱۱۱۹۵۲۸۱_۱۰۲۰۵۸۳۷۰۵۵۷۹۹۹۰۸_۶۳۷۴۵۲۲۲۵_n

*در عقد موقت زن حقی به نفقه ندارد و مردنیز تکلیفی به پرداخت آن به زن ندارد. مگر اینکه قبلآ بین آنان شرط شده باشد که مرد نفقه زن را بپردازد.

*در عقد موقت زن و مرد از یکدیگر ارث نمی برند؛ بدین معنی که اگر زن و مردی در قالب عقد موقت و به مدت پنجاه سال هم با هم زندگی کرده باشند و در این دوران به کمک یکدیگر اموال منقول و غیر منقول زیادی هم بدست آورده باشند، درصورت فوت هر یک از آنان دیگری هیچگونه سهم الارثی نسبت به اموال بجا مانده از او ندارد.

* عقدموقت برای مدت معین است: همانطور که از اسم این نوع عقد مشخص است مدت آن معین و محدود به زمان معینی از کمترین زمان ممکن تا بیشترین آن است. در واقع از چند دقیقه تا چندین دهه از عمر انسان می تواند بعنوان مدت عقد موقت تعیین شود.

* شرط صحت عقد موقت تعیین مهریه در زمان عقد است: یکی دیگر از شرایط عقد موقت که یکی از شرایط توهین آمیز تر این عقد نسبت به زنان و مردانی است که تن به این نوع رابطه می دهند، معین بودن میزان مهریه برای زن و پرداخت آن توسط مرد در زمان عقد است و اگر در زمان انعقاد عقد موقت میزان مهریه زوجه ( زن ) مشخص نباشد و مرد آن را به زن نپردازد، عقد مذکور باطل است و شرعآ و قانونآ اعتباری ندارد به سخن دیگر عقد موقت و برقراری رابطه انسانی بین دو نفر انسان مانند عقدی معاوضی تلقی شده و در عوض این رابطه مرد مکلف به پرداخت مالی به زن شده است. حال آن که صحت عقد دائم حداقل، منوط به این شرط نیست و زن و مرد می توانند بدون تعیین مهریه به عقد یکدیگر درآیند و هیچ خللی هم به صحت عقد وارد نمی شود.

* همانطور که دربندهای بالا گفته شد، درعقد موقت هم همانند عقد دائم ریاست خانواده با مرد است

*در عقد موقت نیز همانند عقد دائم حق تعیین مسکن با مرد است، با توجه به قائل شدن سمت ریاست برای مرد در خانواده طبیعی است که در تعیین مسکن نیز حق تعیین مسکن با رئیس باشد و زن نقشی در تعیین آن نداشته باشد.

*در عقد موقت اجازه خروج زن از کشور به عهده مرد گذاشته شده است، قانون گذرنامه بین زنی که با عقد دائم به همسری مردی در آمده یا زنی که با عقد موقت به همسری مردی در آمده فرقی قائل نشده است و طبق این قانون مطلقآ خروج زن شوهردار، از کشور منوط به کسب اجازه از مرد شده است. هر چند با توجه به عدم ثبت این نوع عقد در دفاتر ازدواج، زنان می توانند با مطرح نکردن موضوع ازدواج خود بدون کسب اجازه از همسرموقت خود اقدام به اخذ گذرنامه کند.

*در عقد موقت از جهت تعداد زنانی که مرد موقتآ اختیار می کند ، هیچگونه محدودیتی پیش بینی نشده است، طبق مقررات قانون مدنی و قانون حمایت خانواده تلویحآ این حق برای مرد شناخته شده که با وجود همسر دائم اجازه برقراری رابطه زناشوئی با زنان دیگر در قالب عقد موقت داده شده است بدون اینکه همسر اول از آن اطلاع داشته باشد و حتی اگر مطلع هم شود، این نوع عقد (عقد موقت) از موجبات طلاق برای همسر دائم مرد محسوب نشده است. حتی ازموجبات فسخ عقد برای همسر صیغه ای هم نیست.

*استحقاق زن به دریافت اجرت المثل ایام زندگی مشترک ، زنانی که در دوران زندگی مشترک به انجام امور خانواده از قبیل شست و روب و پخت و پز و سایر کارهای خانه ، فرزندان و همسرش می پردازند در صورتی که بتوانند ثابت کنند که کارهای مزبور را بدون میل و رضای خود و بنا به خواسته همسرش انجام می داده است ، می تواند با تقدیم دادخواست به دادگاه خانواده ، اجرت المثل ایام زندگی مشترک (که در واقع مزد کارهای انجام شده است) را از مرد مطالبه کند. اگر چه قانون گذار فرقی قائل نشده است بین زنی که به عقد دائم به همسری مردی در آمده است و زنی که با عقد موقت همسری مردی را قبول کرده است و این حق را کلآ برای زوجه اعم از اینکه با عقد دائم بوده باشد یا عقد موقت قائل شده است اما متأسفانه رویه جاری دادگاه های خانواده بر این است که زنان موقت را مشمول این قانون ندانسته و مطالبه اجرت المثل از طرف زنی که به عقد موقت مردی در آمده باشد را رد می کنند.

* عقد موقت با بذل مدت از طرف مرد منحل شده و رابطه زناشوئی خاتمه می یابد، و برخلاف عقد دایم نیازی برای مراجعه مرد به دادگاه نیست. یعنی همین که مرد به زن اظهار کند که مدت را به تو می بخشیدم یا بخشیدم، صرف این اظهار برای قطع رابطه کافی است. و حال آن که اگر زنی بخواهد به رابطه زناشوئی ناشی ازعقد موقت خاتمه دهد برای قطع این رابطه و

رهائی از قید و بند های ناشی از آن الزامآ باید اقدام قضائی کند و فقط با حکم دادگاه خانواده این امر برایش میسر می شود.

http://goo.gl/7B78Js: جهان زن

چرا مهریه قابل حذف نیست؟

   

هدی عمید- وکیل پایه یک دادگستری

10420046_866301463390312_673553875557983388_n

مهریه بنا به تعریف قانون، مالي است كه شوهر به هنگام وقوع عقد ازدواج، پرداخت آن را به همسر خود تعهد می کند و در نتیجه مكلف است بلافاصله پس از امضاي قرارداد ازدواج، هر لحظه كه زن مطالــبه كند، آن را بپردازد.(به فرض عندالمطالبه بودن). به اعتقاد بسیاری از فقها مهریه در برابر بضع است به معنی اینکه مرد در برابر تمتع جنسی از زن، باید مهریه را بپردازد. 

برخی از فعالان حقوق زنان، نهاد مهریه را توهینی به شخصیت زنان و نقش آنها در ازدواج می دانند، عده ای دیگر اما دلایلی برای پشتیبانی از آن مطرح می کنند. از دلایل شرعی گرفته تا دلایل اجتماعی٬مانند اینکه مهریه پشتوانه اجتماعی برای زن محسوب می گردد، زیرا در فرهنگ کنونی جامعه ما٬ در صورت جدایی زن و مرد، زن متحمل خسارت بیشتری میشود و همچنین مردان برای انتخاب همسر مجدد امكانات بیشتری دارند ولی زنان بیوه با از دست رفتن سرمایه جوانی و زیبایی امكاناتشان برای انتخاب همسر جدید كمتر است و مهریه چیزی به عنوان جبران خسارت برای زن و وسیله ای برای تأمین زندگی آینده اوست. بسیاری ازاین دلایل و توجیهات در واقع ریشه در فرهنگ مردسالاری دارند که زن مطلقه، مسن و یا غیر باکره را کم ارزشتر از زن جوان و باکره می داند. و به همین واسطه به دنبال جبران خسارتی است که بر او وارد شده است. حال سوال این است که آیا مهریه را باید حذف کرد؟ آیا زنان باید در زمان عقد مهریه تعیین نکنند یا پس از آن مهریه خود را ببخشند؟ این سوالی است که پاسخ دادن به آن ساده نیست. آنچه هرگز نباید فراموش کنیم این است که نمی توان از مهریه، به تنهایی سخن گفت بدون اینکه سایر حقوق زنان در قوانین و یا اجتماع را دید. مهریه را باید در چارچوب وضعیت فعلی زنان بررسی کرد و نه در یک شرایط ایزوله و ایده آل. واقعیت اول این است که بسیاری از زنان ما بعد از ازدواج خانه دار هستند و از آنجا که فعالیت اقتصادی خارج از خانه ندارند، نمی توانند اندوخته مالی داشته باشند. کار در خانه در اکثریت خانواده ها وظیفه زنان محسوب می شود و مابه ازای مالی ندارد. از آن سو، مردان می توانند در خارج از خانه کار کنند، درآمد داشته باشند و اموال مختلفی خریداری کنند. نتیجه آنکه وقتی بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک، زنی به هردلیلی از همسرش جدا شود یا همسرش او را طلاق دهد، اگر مهریه نداشته باشد باید بی هیچ اندوخته ای از زندگی خارج شود بدون آنکه سهمی از اموالی که در تمام این سالها مرد کسب کرده داشته باشد. (در موارد بسیار خاصی امکان مطالبه اجرت المثل وجود دارد که البته مبلغ اندکی است) حقیقت دوم این است که اگرچه توصیه می شود زوجین بر سر تنصیف اموال به توافق برسند و این موضوع را به عنوان شرط ضمن عقد ثبت نمایند اما باید دقت کرد این موضوع به شکل توافقی است و نه قانون و در نتیجه امکان فرار از آن به آسانی فراهم است و ضمانت اجرای بسیار ضعیف تری نسبت به مهریه دارد.به عبارت دیگر اگر مردی هیچ ملک ، خانه، ماشین یا هر مال دیگری به شکل رسمی نداشته باشد هیچ تعهد قانونی هم برای تقسیم اموالش با همسر در صورت جدایی ندارد. واقعیت قانونی دیگری که باید در نظر گرفت بحث ارث زوجین از یکدیگر است. بر اساس مقررات قانون مدنی، در صورت فوت زوج، ارث زن فقط یک هشتم اموال شوهر است در حالی که با فوت زن یک چهارم اموالش به شوهر میرسد. حال با توجه به اینکه اکثر ازدواج ها تا مرگ دوام دارند و احتمال طلاق کمتر است نتیجه این می شود که شرط تنصیف اموال هیچ گاه صورت نمی گیرد (چون طلاقی صورت نمی گیرد) و پس از فوت همسر، سهم ناچیزی از اموال به عنوان ارث به زن می رسد و در نتیجه نقش مهریه پررنگ می شود. بنابراین نمی توان به سادگی هم از مهریه در مقابل تنصیف اموال گذشت.. حقیقت تلخ بعدی، مربوط به جهیزیه است که یک سرمایه اولیه برای زندگی است و طبق عرف نیز”وظیفه” زن است . اگرچه بر اساس مقررات قانونی در صورت طلاق زن می تواند جهیزیه خود را با خود ببرد اما این جهیزیه بعد از یک سال استفاده ارزشش نصف و بعد از مدت بیشتری کاملا بی ارزش و غیرقابل تبدیل به وجه نقد می شود و بنابراین هیچ سرمایه ای برای زن محسوب نمی شود.در نتیجه در مناسبات عرفی، وقتی خانواده زن برای او جهیزیه تهیه می کنند (که به طور متوسط در ایران در حال حاصر حدود ۵۰ میلیون تومان است) انتظار دارند سرمایه ای به نام مهریه برای زن تضمین شود. ، این مساله به ویژه زمانی اهمت می یابد که می بینیم زنان به جز مهریه اهرم فشار دیگری ندارند تا سایر حقوقشان مثل حضانت یا طلاق را به دست بیاورند. علاوه بر موارد قانونی فوق، واقعیات اجتماعی دیگری هم وجود دارد که باید مد نظر قرار بگیرند، نبود فرصتهای برابر شغلی برای زنان در اجتماع و تبعیض در اشتغال و دستمزد از مهمترین این موارد است. علاوه بر این، بسیاری از زنان پس از ازدواج یا مادر شدن به واسطه فرهنگ حاکم بر خانواده، اجازه یا فرصت کار کردن پیدا نمی کنند. مجموعه این موارد به خوبی نشان می دهد که تا زمانی که ساختار حقوق خانواده ما اصلاح نشده باشد و حقوق زنان به شکل مطلوب تری تضمین نشده باشد، سخن از حذف مهریه، نابجا و ناعادلانه است.

عضویت در سایت

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد