پست های برچسب گذاشته شده توسط ‘باورغلط’

زنان احساساتی هستند و نباید حق طلاق داشته باشند


آیا می‌توان این باور را که “زنان احساساتی هستند و نباید به ایشان حق طلاق داد” نگاهی منطقی و استدلالی درست برای رد استحقاق زنان در داشتن حق طلاق تلقی کرد؟

نکته‌ی اول اینکه اگر زنان را ذاتا موجوداتی احساساتی و فاقد قدرت درست در تصمیم‌گیری بدانیم، می بایست زنان را نه فقط برای داشتن حق طلاق، که هنگام داشتن حق انتخاب در همسرگزینی، هنگام پذیرفتن شرایط عقد و هنگام پاسخ مثبت دادن و به عقد دیگری درآمدن نیز، همین موجودات احساساتی تصور کنیم. هنگامی که زنی زندگی مشترکی را شروع می کند احساساتی نیست و فقط هنگامی که تصمیم به خاتمه دادنش بگیرد، احساساتی است؟


نکته‌ی مهمتر آنکه بر خلاف این باور که “حق طلاق را نباید به زنان داد، چون احساساتی هستند”، نتایج تحقیقات جامعه شناسی نشان می دهد که در خانواده ها، زنان به خاطر عواطف مادری و منافع فرزندانشان اغلب از خواسته ها و حقوق انسانی خود در زندگی زناشویی گذشته و همیشه طلاق آخرین تصمیمی است که می‌گیرند، در حالی که مردان عموما برای حفظ زندگی زناشویی خود تا آخرین مرحله تلاش نمی‌کنند. ضمن اینکه اگر بنا باشد فقط به احساسات تکیه کنیم، آیا نمی‌توان به بیشتر خشمگین شدن مردان و تصمیمات عجولانه‌ی آنها در طلاق اشاره کرد؟

۱۱۰۶۲۳۴۵_۱۰۲۰۷۴۷۴۸۸۷۸۹۶۰۹۴_۴۶۶۴۹۳۲۵۳۱۷۷۰۶۵۳۶۴۴_n
گذشته از اینها نمی توان وجود احساسات را لزوما نقطه ضعف دانست. احساسات بخشی از وجود هر آدمی است و آدم بدون احساس می تواند به موجود وحشتناکی تبدیل شود. ابراز احساسات در زندگی زناشویی مثل بروز علائق، رنجش ها، نگرانی ها می تواند به دوام زندگی کمک کند. به همان نسبت مخفی نگه داشتن احساس و عدم بیانش نیز می‌تواند مخرب باشد.

نکته‌ی مهم دیگری که نه فقط درباره‌ی این باور نادرست بلکه درباره‌ی باورهای مشابه دیگر نیز می‌توان مطرح کرد این است که اصل اولیه ی هر قانونی همه‌گیر بودن و عمومیت آن است. قانونگذار، به ظرفیت تک تک افرادی که در مورد آنان قانون اعمال می‌شود، توجهی ندارد. پس اینکه توقع داشته باشیم حق طلاق فقط به زنانی داده شود که با غلیان احساسات تصمیم به طلاق نمی‌گیرند، همانقدر غیرمنطقی و نادرست است که توقع داشته باشیم درخواست طلاق فقط از جانب مردانی پذیرفته شود که احساسات یا خشم یا سوظن آنها دلیل این درخواست نبوده باشد.

در انتها جالب است بدانیم وجود حق رجوع در فقه می تواند  معنایش این باشد که مرد ممکن است پشیمان بشود و برای او حقی در نظر گرفته شده است که بدون رضایت زن، طلاق را بلااثر کند. به این معنی که چون مردان در طلاق ممکن است به دلیل خشم و احساسی عمل کردن، خطا کنند ، راه برگشت در نظر گرفته شده است. اما در فقه طلاق .با درخواست زن خلع و مبارات است که هر دو غیررجعی هستند.

زنانی که حق طلاق دارند خطرناکند؟

۱۱۲۶۳۸۳۰_۱۰۲۰۶۱۲۰۰۹۳۱۵۵۶۶۵_۶۴۸۷۴۱۵۷۰_n

این تصور و باور غلط در ذهن افراد بسیاری وجود دارد که حق طلاق داشتن سبب می شود تا زنان «اهل زندگی» نباشند و دلشان به خانه و زندگیشان بند نباشد. واقعیت اما چیز دیگری است. هر زن و مردی که وارد یک رابطه زناشویی می شود نیاز دارد تا امنیت روانی داشته باشد. داشتن حق انتخاب سبب می شود تا انسانها احساس کرامت انسانی و احترام کنند. کرامت انسان در داشتن حق انتخاب برای زندگی خویش است و به همین دلیل است که منشور جهانی حقوق بشر بر حق انتخاب افراد به عنوان حق اساسی بشر تاکید کرده است. آدام اسمیت در کتاب زنان شاغل,مردان خانه دار، می نویسد «اقتصاددانان و جامعه شناسانی مانند استیونسون و والفرز نشان داده اند اگر امکان طلاق یکجانبه برای هر دو نفر وجود داشته باشد و هر یک از زوجین هر زمان که مایل به ادامه زندگی مشترک نبودند بتوانند بلافاصله از هم جدا شوند, در این حالت حدود ۲۰ درصد از خودکشی هایی که توسط زنان متأهل انجام می شود کاهش می یابد و خشونت خانگی نیز در خانواده کاهش چشمگیر و معناداری پیدا می کند.» بنابراین داشتن حق طلاق نه در راستای افزایش تنش و درگیری٬ بلکه در راستای محیطی امن تر و شادتر٬ ضروری است. از انگها و پیش داوری ها درباره تنظیم وکالت طلاق نترسیم. همانگونه که مردان از این حق برخوردارند، زنان نیز باید چنین حقی را دارا باشند تا زندگی سالم تر و شادتری داشته باشند.

عضویت در سایت

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد