پست های برچسب گذاشته شده توسط ‘دفترخانه’

قرار است شوهرم را به اسارت ببرم؟

 
من یک ماه است که عقد کرده‌ام و درباره  محتوای شروط ضمن عقد اطلاعاتی کسب کرده بودم . ولی متاسفانه محضردار از نوشتن این شروط سر باز
داد و گفت این شروط باید به صورت محضری در دفتر ثبت اسناد رسمی نوشته شود و ما نمی‌توانیم آن‌ها را در عقدنامه بنویسیم . در نهایت فقط شروط تحصیل، کار و مسکن در عقد نامه ی من نوشته شد . من و همسرم تصمیم گرفتیم بقیه ی شروط را در دفتر ثبت اسناد رسمی قید کنیم. بیشتر دفاتر اسناد رسمی ما را به همدیگر پاس می‌دادند و رسماً اعلام می‌کردند که این کار را انجام نمی‌دهند . ( ما ساکن کرج هستیم ) در نهایت یکی از دفاتر که قبول کرد شروط را ثبت کند، این کاررا منوط به مشاوره ای کرد که به من و همسرم داد که پس از آن من از این‌که که با داشتن حق طلاق قرار است آن‌قدر ظلم و بی عدالتی در حق همسرم کنم از ثبت آن پشیمان شدم!

۱۱۶۹۸۵۰۸_۷۴۳۲۶۶۴۹۹۱۱۵۳۴۸_۷۱۴۳۰۴۲۳۸۳۸۸۷۶۶۳۳۲۹_n

من نمی‌دانم این‌همه کارمند بی سواد و زن ستیز در این دخترخانه‌ها چه می‌کنند. خلاصه در مورد حق طلاق طوری صحبت کرد که انگار من قرار است همسرم را به اسارت ببرم! در مورد حضانت فرزند هم گفتند که ثبت آن امکان‌پذیر نیست چون هنوز بچه‌ای به وجود نیامده که بخواهیم حضانتش را بگیریم. من قصد داشتم پس از گرفتن این شروط، ۶٠٠ عدد سکه‌ای که مهریه‌ام بود را ببخشم که من و همسرم حقوق کاملاً مساوی داشته باشیم اما محضردار محترم فکر کردند کسی من را مجبور کرده تا مهریه‌ام را ببخشم ! خلاصه برای داشتن این ٣ شرط ( حق طلاق، حضانت فرزند و حق خروج از کشور ) قرار شد به یک وکیل منصف مراجعه کنیم که ما را راهنمایی کنند، تا با من و همسرم به خصوص من مثل جانی‌ها برخورد نشود! تا این‌که صفحه و وب‌سایت همسری را دیدم و با کمک مشاوران این سایت توانستتم شروط را ثبت کنم و البته فهمیدم که در مورد حضانت حق با آن سردفتر بود. 

با تشکر از فروزان عزیز که تجربه شان را با ما به اشتراک گذاشته اند.

چه سندی را امضا می کنیم؟

حدود ۲ سال پیش ازدواج کردم و از ابتدا با همسرم و خانواده‌اش شرط کردم که به شرط داشتن مهریه بسیار کم ، حق طلاق داشته باشم. پس از عقد برای ثبت شرط، به دنبال دفترخانه‌ای جز آن‌که ازدواجمان را در آن ثبت کرده‌بودیم، گشتیم و اتفاقی جایی را پیدا کردیم. مسئول دفترخانه مشخص بود که از ثبت چنین چیزی ناراضی است. دلیلمان را که پرسید ما به او درباره‌ی داشتن حقوق مساوی هردو گفتیم. او گفت اگر نظرتان به حقوق مساوی است پس زن (من) هم باید وکالتی به مرد با همان مضمون بدهد. من موافقت کردم و هر دو وکالت دادیم. پس از دادن وکالت، برگه‌ها را جایی گذاشتیم و موضوع را کلاً فراموش کردیم. مدتی بعد هم از کشور خارج شدیم و دیگر مقیم ایران نیستیم. بعد از مدتی که من برای دیدار خانواده بازگشتم متن وکالت‌نامه را دوباره خواندم و متوجه شدم که وکالتی که من به همسرم داده‌ام «بلاعزل» است اما وکالت ایشان به من این‌طور نیست و دفتردار از ناآشنایی ما نسبت به قوانین سواستفاده کرده است.

۱۱۳۳۶۰۴۸_۱۰۲۰۶۳۰۹۴۱۴۳۶۸۵۷۷_۱۱۶۲۵۳۵۴۵۸_n همین موضوع باعث تردید شد و با وکلای سایت همسری مشورت کردم و متوجه شدم هیچ نیازی نبوده است که من به همسرم وکالت بدهم و در واقع این وکالت نه برای طلاق دادن بلکه برای این تنظیم شده است که شوهر من هر زمان بخواهد من را طلاق بدهد می تواند از طرف من اعلام کند مهریه و نفقه را بخشیده ام. من و همسرم یکدیگر را عاشقانه دوست داریم و وکالت من به ایشان به این دلیل بود که می‌خواستم همه‌چیز در زندگی‌مان برابر باشد چون گمان می‌کردم در صورتی نارضایتی ایشان از زندگی با من در آینده، تصور نکند که در زندگی مشترکمان اسیر شده است. الان می‌دانم که کار درستی انجام ندادم و نباید در امضا کردن هیچ قراردادی عجله کنم.تصمیم داریم پس از بازگشت من، وکالت‌نامه‌ی تنظیم‌شده برای من را باطل کنیم.

اما از شما خواهش می‌کنم در مورد افرادی مانند این سردفتر به مردم هشدار دهید. و از آنها بخواهید همیشه به آنچه امضا می کنند دقت کنند.

با تشکر از هانیه عزیز که تجربه شان را با ما به اشتراک گذاشته اند.

خاطرات معاون رییس جمهور از شروط ضمن عقد

«من قبل از این‌که به معاونت بیایم، مسئولیت دفتر اسناد رسمی داشتم و می‌دیدم که الان جوانان ترجیح می‌دهند از طریق ظرفیت‌هایی که قانون برایشان در نظر گرفته وارد شوند و به نوعی قانون دور زده می‌شود اما نه به صورت غیرقانونی. مثلا شروط ضمن عقد اضافه بر آنچه که در عقدنامه‌ها آمده، بسیار مورد توجه جوانان است.

در آن زمان که من سردفتر بودم، مراجعان زیادی را از سراسر کشور داشتیم و هفتگی چندین سند را تنظیم می‌کردیم، یعنی جوانان ترجیح می‌دهند به جای این‌که زندگی‌شان را بر مهریه‌های آنچنانی که به قول خودمان کی داده و کی گرفته، تشکیل دهند، بیشتر بر حقوق غیرمالی و قراردادهایی که تنظیم می‌کنند، تکیه کنند طبق قانون هر شرطی که خلاف مقتضای عقد نباشد، می‌توانند تنظیم می‌کنند.

وقتی در دفاتر اسناد رسمی زنان وکالت در طلاق به صورت بلاعزل و مطلقه می‌گیرند، گاهی وقت‌ها زوج‌ها نگران می‌شدند و فکر می‌کردند وقتی این وکالت را به زوجه بدهند دیگر حق خودشان از بین رفته درحالی‌که اینطور نیست و ما آن زمان همه اینها را توضیح می‌دادیم. البته هنوز این موضوع آنچنان که باید جا نیفتاده و در میان مردان درباره شروط ضمن عقد گاردهای محکمی وجود دارد. این موضوع نگرانشان می‌کند و معتقدند زندگی‌‌شان متزلزل می‌شود، در میان خانواده‌ها هم همین‌طور و می‌بینیم که هنوز این موضوع چندان جا نیفتاده است. مثلا درباره حق ادامه تحصیل، اشتغال زن، تقسیم دارایی، حضانت و … نگرانی‌هایی وجود دارد. اما به نظر می‌رسد اینها راه‌هایی است که وقتی قوانین نابرابر و تبعیض‌آمیز است می‌توان به دنبالش رفت. »

وقتی داماد ناچار میشود خود را عضو خانواده عروس معرفی کند!

همیشه فکر می کردم حداقل کاری که من به عنوان یک زن می توانم بکنم این است که اگر روزی بخواهم ازدواج کنم نقص قوانین را در مورد ازدواج خودم جبران کنم. حقوقی مثل حق طلاق، حق خروج از کشور، حق حضانت فرزندان و نصف شدن اموال طرفین بعد از ازدواج، که البته در کشور های دیگر به طور عادی جزء حقوق افراد هستند ولی در ایران از آنها محرومیم. من با این تصور که شرایط ایران تغییر کرده است و گرفتن این حقوق حداقل از دیدگاه مردم دیگر چیز عجیبی نیست، به چندین دفتر ازدواج رفتم و راجع به مراحل قانونی ثبت این حقوق سوال کردم. با عکس العمل هایی مواجه شدم بسیار دیدنی، اعم از خشم و شماتت آقایان و از آن دردناک تر تمسخر خانم ها که همه حاکی از این بود که بر خلاف مطالبی که در اینترنت خوانده بودم و باعث دلگرمی من شده بود، وضعیت حقوق خانم ها نه تنها از نظر قانونی بلکه از نظر فرهنگ و دیدگاه مردم -چه زن و چه مرد- تغییر مثبتی نکرده است. از این وضعیت به شدت ناراحت شده بودم، طوری که اشک ریزان به خانه برگشتم و به این فکر کردم که من در کشوری که قوانینش و مردمش آنقدر بی شرمانه زن را تحقیر می کنند ازدواج نمی کنم. اینجا بود که محمد، همسرم و رفیقم به کمک من آمد و مسئولیت پیدا کردن دفترخانه ای که حاضر به انجام چنین کاری باشد را به عهده گرفت. جالب اینجا بود که با بیشتر جاهایی که تماس می گرفت مورد شماتت قرار می گرفت که چرا حاضر به انجام چنین کاری است و آیا از عواقب کارش خبر دارذ؟ به نحوی که محمد دیگر خودش را به عنوان داماد معرفی نمی کرد و می گفت از خانواده عروس است و می خواهد راجع به حقوقی که زن می تواند موقع ازدواج داشته باشد اطلاعات کسب کند. بالاخره از نتایج این پرس و جوها این اطلاعات به دست ما آمد که : در دفاتر ازدواج، حقوقی اعم از وکالت مطلق طلاق و خروج از کشور و حضانت فرزند ثبت نمیشود و اگر هم ثبت شود، ارزش اجرایی نخواهد داشت. در نتیجه برای ثبت چنین حقوقی باید زن و شوهر بعد از عقد به یک “دفتر ثبت اسناد رسمی” (که حاضر به ثبت چنین مواردی هست) مراجعه کنند. و ما هم در نهایت با مراجعه به یک دفترخانه این کار را کردیم. من این مطلب را در درجه اول برای اطلاع رسانی نوشتم و این که از خانم ها بخواهم از درخواست حقوقشان شرم و واهمه ای نداشته باشند. در طول تاریخ تمام حرکت های بزرگ برای تغییر قوانین، تدریجی و مداوم بوده است. و می خواهم خواهش کنم کسانی که ایران زندگی می کنند نگویند فایده ای ندارد و کسانی که خارج از ایرانند نگویند به ما ربطی ندارد و کسانیکه ازدواج کرده اند نگویند که از ما گذشته است!

خانمهای عزیز، همه ما مسئولیم که با تغییر در خودمان و زندگیمان، حداقل سهم خودمان را به عنوان یک زن انجام بدهیم،. مسلماً یک قدم مهم برای تحقق تساوی حقوق زن و مرد در ایران تلاش برای ازدواجی برابر و داشتن حقوق مساوی است. و البته این قدم بدون مشارکت آقایان و کنار گذاشتن تعصبات قدیمی و جبهه گیری های سطحی میسر نیست.

آقایون عزیز! زن هایی که در کشور ما به دلیل قوانین ناعادلانه حقوقشان نقض می شود در زندگی در مقابل شما نیستند، همراه شما هستند پس هوای همراهانتان را داشته باشید.

در آخر هم از محمدم، همسرم، یارم ، رفیقم قدردانی می کنم. مرد زندگی من نه تنها دوش به دوشم بلکه چندین قدم جلوتر از من در تمام این مراحل همراه من بود. چیزی نمی تونم بگم به جز این که به او افتخار می کنم .

با تشکر ازثنا ناسی عزیز که تجربه شان را با ما به اشتراک گذاشته‌اند.

«اگر مردی واقعن زنی را دوست داشته باشد حاضر نیست حقوق کمتری برای او قائل شود»

اگرچه من ازدواج کرده ام و شرایطی را که تمایل داشتیم را نهایتا ثبت کردم، اما هرگز نتوانستم نسبت به افراد دیگر بیتفاوت باشم و دلیل اینکه به صفحه شما پیام دادم هم همین بود. ضمن اینکه اعتقاد دارم هرچه افراد به حقوقشان بیشتر آگاه باشند این قوانین ناعادلانه کمتر مورد پذیرش قرار میگیرد. من خوشحال می شوم این تجربه با دیگران به اشتراک گذاشته شود تا هم افرادی که اطلاع کمتری دارند مطلع شوند و هم شاید افراد متخصص در این زمینه نظر بدهند . درمورد اینکه چطور همسرم پذیرفت باید بگویم وقتی برای شما مسائلی از روز اول آشنایی مهم باشند و از ابتدا بر آنها تاکید می کنید یا طرف مقابل نمی پسندد و می رود یا می پسندد و قبول می کند. من در تمامی زندگیم تجربه هایی را دیده ام که خیلی متاثر شدم و همیشه از همان نوجوانی نابرابری های جنسیتی برایم قابل درک نبود. برایم قابل تحمل نبود پسر معتاد همسایه به صرف مرد بودن حقوق بیشتری از منی داشته باشد که تلاش می کردم و رتبه اول کلاسم بودم. در همسایگی ما مردی زندگی می کرد که سه همسر داشت! هنوز مادرم با زن اول او در ارتباط است. 6 بچه یکی از یکی با استعدادتر در فقر مطلق زندگی می کنند. چون طرف ارتشی بود دولت به تعداد زنهایش به او خانه داده بود. این بچه ها به شدت تحقیر می شدند. متاسفانه پدرشان الان دیگر حتی سالی یک بار هم به دیدن آنها نمی رود و هیچ پولی به آنها نمی دهد. یکی از دخترها همسن من بود. نمی توانستم ببینم یک آدم پست (صرفن چون مرد است) چطور توانسته مرگ را روزی چند بار پیش چشمهای بچه هایش بیاورد. اینها را نوشتم که بدانید فردی که از نزدیک شاهد اجرای قوانین ضد زن و خشونت خانوادگی هست کل شخصیتش متاثر می شود. من در خانواده ای بزرگ شدم که تفاوت جنسیتی معنایی نداشت، مادرم کارمند بود و زنی کاملا مستقل. همیشه سعی کردم که به لحاظ اجتماعی، مالی و شخصیتی موقعیتی داشته باشم که نخواهم با ازدواجم دنبال برآورده کردن این نیازها باشم. وقتی زنی از خیلی جهتها مستقل باشد نیازی ندارد در ازدواج یا برای داشتن حقوق برابر تعارف کند و یا به کسی باج بدهد. اینکه قاطع، منطقی و تا حدی مطلع باشید قبولاندن حقوق ابتدایی (و حل شده در بقیه دنیا) به همسر (فهیمت) زیاد کار دشواری نیست. البته من معتقدم اگر مردی واقعن زنی را دوست داشته باشد حاضر نیست حقوق کمتری برای او قائل شود. من با هرکسی آشنا می شدم از روز اول می سنجیدم که نظرش راجع به حقوق زنان چیست. چون هیچوقت نمی توانستم تصور کنم با کسی قرار است زیر یک سقف بروم که آشکارا یا در پنهان، من را جنس دوم می بیند. وقتی چیزی برای شما مهم است برای کسی که دوستتان دارد هم کم کم همانقدر مهم می شود. من به همسرم می گفتم حتی اگر از پدرت به تو بیشتر ارث برسد من حق خواهرت را به خانه ام نمی آورم و خودم هم به پسرم ارث بیشتر نمی دهم.

وقتی در محضر به خاطر حرف زور سردفتر اشکم درآمد همسرم من را تنها نگذاشت. طرف میگفت «قانون ما این است که حق طلاق رو به شکل ضربدری می دهیم ینی در یک سند تو به آقا وکالت می دهی برای بخشش کل مهریه ، در یک سند آقا به شما برای طلاق وکالت می دهد!!» از نظر من و پدرم با توجه به قوانین اساسی ایران این موضوع قابل قبول و منطقی نبود چون مرد می تواند با خیانت یا رفتار بد، زن را اذیت کند و بعد بگوید حق طلاق داری و هر وقت خواستی برو٬ مهریه هم نباشد که راحت تر. منظورم این است که قانون از لحاظهای دیگر راه را باز گذاشته که مرد اگه نخواد با شما بمونه حتی حق طلاق رو هم شما داشته باشی راحت می تواند به هدفش برسد اما خلافش اینطور نیست. من به دفتردار گفتم «حق طلاق مقوله اش از مهریه جداست و من نمیخوام گرفتن یه حق رو با دادن حق دیگه تعویض کنم. با مهریه مخالفم چون خرید و فروش هست اما با حقیقت قوانین اساسی هم در این زمینه آشنا هستم. من حاضرم بنویسم و امضا کنم زمانی که حقوق انسانی من زن در قوانین اساسی برابر شده مهریه ام خودبه خود صفر بشه اما حاضر نیستم در قبال یه حق طلاق مهریه ام رو ببخشم.» باورتان نمی شود که ایشان من و پدرم رو از اتاق بیرون کرد که با همسرم و برادر بزرگش حرف بزند. بعد از مدتی دیدم همسرم در را کوبیدو آمد بیرون و گفت «لجن بگیرن مملکتی رو که سردفتزش در خفا مردی رو ارشاد میکنه که “به نفعت نیست” حقوق برابری با همسرش داشته باشه! من ازدواج نکردم که از نزدیکترین کسم بخوام بهره کشی کنم.» و از من خواست تا به دفترخانه دیگری برویم. من هم که مثل باران اشک می ریختم به حال قوانین مملکت قبول کردم اما اینجا بود که دفتر دار که دید پول از دستشان می رود راضی شد هرچه ما می گوییم بنویسد نه هرچی لزوما خودش فکر می کند.

عضویت در سایت

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد