پست های برچسب گذاشته شده توسط ‘مهریه’

سردفتر خواست شهادت دهم که حقوق همسرم را در سلامت عقل به او داده ام

نمی‌دانم اولین بار کجا با شروط ضمن عقد آشنا شدم اما فکر می‌کنم چیز عجیبی نباید باشد. یعنی برداشت من این است که هر کسی کمی در این مملکت تحصیل کرده باشد، مجله و روزنامه خوانده باشد می داند که چقدر عادی هستند. حداقل برای من خیلی خیلی چیز واضح و مشخصی بود و اصلا برایم سوال نبوده که آیا دیگران هم آنها را عادی می دانند یا نه. شاید هم به خاطر جامعه اطرافم بوده است. مثلا یکی از فعالان حقوق زنان از دوستان قدیمی من هستند.     زمان ازدواج این خواسته از طرف من مطرح شد. همسرم در این‌باره اطلاع داشت اما نه به اندازه من. مثلا ایشان نمی‌دانستند که باید محضری باشد، در غیر این صورت ارزش حقوقی ندارند. گذاشتن این شروط اصرار من بود چون اعتقاد دارم تا رابطه‌ای از هر نظر برابر نباشد، برای من مطلوب نیست و زمینه‌ساز رشد هر دوی ما نخواهد بود.   photo_2015-11-13_13-55-03       مطرح کردن شروط با خانواده‌هایمان اصلا دغدغه بزرگی برای ما نبود چون هر دو از نظر مالی و احساسی کاملا از خانواده‌ها مستقل هستیم و خانواده‌های در هیچ مرحله‌ای از ازدواج ما درگیر نبودند و صرفا رسوم را به جا آوردند. بنابراین برای مطرح کردن این شروط نیز تنها از جهتن احترام و اطلاع‌رسانی قضیه را با آنها مطرح کردیم.     در زمان ثبت شروط نیز مشکل خاصی ایجاد نشد. بلافاصله بعد از عقد، در همانجا اسناد وکالت را هم تنظیم کردند، فقط از آنجا که یکی از بخش‌های شروط عقد ما این بود که حتی با وجود دادن وکالت در طلاق به همسرم، عروس هم‌چنان می‌تواند مهریه را نیز بگیرد، هر چند مبلغ مهریه خیلی زیاد نیست. سردفتر از من پرسید آیا مطمئن هستید، گفتم بله! بله!     همچنین چون من در مراسم عقد تنها بودم و به عنوان شاهد دو نفر از اقوام عروس را برده‌ بودیم. چون شاهدها اقوام من نبودند، نامه‌ای جدا گانه تنظیم کردند که در آن شهادت دادم همه این کارها را در سلامت عقل می‌کنم. در کل کمی معطلی داشت اما به اندازه سایر معطلی‌های استاندارد مرسوم در ایران بود.     توصیه همسری به شما در خصوص شاهد عقد نکاح هیچ تفاوتی نمی کند که شاهد از اعضای کدام خانواده باشذ.و در نتیجه امضای سندی جداگانه مبنی بر سلامت عقل، نه تنها تخلف است بلکه توهین آمیز است. اگر مجبور به هر یک از این کارها شدید، دست کم به سردفتر اعتراض و اعلام کنید که اقدامش غیرقانونی است و نشان دهید از حقوق خود آگاهید. _____________________________________________________   با تشکر از امیر عزیز که تجربه‌شان را با ما به اشتراک گذاشته‌اند.

حذف مهریه یا حذف هر نوع تبعیض؟

حکم عجیب یک دادگاه درباره مهریه هدی عمید . وکیل پایه یک دادگستری     یکی از شعب دادگاه خانواده آمل، رایی صادر کرده است و در آن خواسته مطالبه ۱۰۰۷ سکه مهریه را رد کرده، و مستند به «فتوای برخی فقها، از جمله آیت الله مکارم شیرازی،  که مهریه سنگین و زیاد عاقلانه نمی باشد و باطل است» مهریه را باطل دانسته است. دادگاه رای به پرداخت مهر المثل داده و در تعیین مهرالمثل نیز به ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده استناد کرده است که تا بیش از ۱۱۰ سکه را قابل جلب نمی داند، و نتیجه گرفته است قانون مهریه را تا ۱۱۰ سکه پذیرفته است. و بنابراین رای به پرداخت ۱۱۰ سکه مهریه در حق زوجه صادر کرده است.

این رای از لحاظ تطابق با اصول حقوقی و قوانین آنقدر غریب و بیگانه است که خواننده حقوقی ترجیح می دهد به صحت آن تردید کند و احتمال بدهد رای واقعی نیست و یا امیدوار باشد که رای در دادگاه تجدیدنظر شکسته شده است.

با اینحال ، این رای دادگاه وقتی در کنار سایر اتفاقات چندسال اخیر قرار می گیرد، سبب می شود که نتوان به سادگی از آن عبور کرد

ایرادات حقوقی

. اما در ابتدا به شکل گذرا به ایرادات حقوقی وارده به رای اشاره خواهم کرد تا پس از آن بتوانیم وارد بحث اصلی شویم.

اول- مستند به متن صریح ماده ۱۰۸۰ قانون مدنی تعیین مقدار مهر به تراضی طرفین است. و بر اساس مواد ۱۰۸۷ و ۱۰۹۳ و ۱۱۰۰ تنها در صورتی زن مستحق دریافت مهرالمثل است که یا مهر مالیت نداشته ،یا قابل تملک نباشد، یا در عقد معین نشده باشد و یا مجهول باشد. بنابراین به هیچ عنوان مهریه سنگین یا زیاد از مصادیق مهریه باطل شمرده نشده است.

علاوه بر آن در همان ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده که قاضی محترم در رای خود از آن برای تعیین میزان مهریه استفاده کرده، آمده است « چنانچه مهریه، بیشتر از این میزان (یکصد و ده سکّه تمام بهارآزادی یا معادل آن) باشد در خصوص مازاد، فقط ملائت زوج ملاک پرداخت است.» به عبارت دیگر قانونگزار عامدانه و برای پیشگیری از چنین تفاسیر غیراصولی، صراحتا صحت مهریه های بالاتر از ۱۱۰ سکه را مورد تایید مجدد قرار داده است.

دوم- در سیستم حقوقی ایران، به استناد اصل ۱۶۷ قانون اساسی قاضی در صورت خلا قانونی می تواند به استناد فتاوای معتبر رای صادر کند. در خصوص مهریه فصل هفتم از باب اول مقررات مربوط به نکاح در قانون مدنی به صراحت تکلیف مهریه را مشخص نموده است و هیچ جای سکوت یا ابهامی باقی نگذاشته است تا نیاز به مراجعه به نظر فقها باشد.

سوم- بر فرض محال پذیرفتن باطل بودن این مهریه، تعیین مهرالمثل به استناد ماده ۱۰۹۱ باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود . حال آنکه قاضی این پرونده، برای تعیین مهرالمثل به ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده اشاره کرده است، و در واقع ممنوعیت قانونی برای حکم جلب به استناد قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی برای بیش از ۱۱۰ سکه را، مبنای عرف دانسته است . به عبارت دیگر نه تنها به صفات و وضعیت خواهان پرونده توجهی نشده است بلکه اساسا به میزان عرفی مهریه در جامعه نیز هیچ توجهی نشده است  اما نتیجه گرفته شده است «قانون مهریه معمول و عرف را تا این میزان (۱۱۰ سکه) پذیرفته است در حالیکه براساس پژوهشهای محدودی که در این خصوص انجام شده است میانگین مهریه زنان ایرانی بین ۲۶۰ تا ۳۵۰ سکه طلاست.

۱۲۲۰۲۵۸۸_۱۰۲۰۷۲۱۲۰۶۹۸۵۴۴۰۰_۱۰۱۱۴۱۵۳۳۶_n  

مهریه در استان خراسان

از  دیگر نکات حقوقی  بگذریم و به مقصود اصلی این یادداشت برسیم. زمانی که در حال  خواندن این رای بودم ، به خاطر آوردم که بیش از چند ماه است بخش‌نامه‌ای از سوی دادگستری خراسان رضوی و تنها برای این استان صادر شده که در آن به عدم قبول دادخواست‌های مهریه از سوی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در استان تاکید شده و عنوان شده زنانی که حق قانونی خود یعنی همان مهریه را می‌خواهند، باید به ادارات ثبت مراجعه کنند. این بخشنامه علیرغم مخالفتهای بسیار از سوی فعالان حقوق زنان مشهد و وکلای آگاه این استان،  کاملا در حال اجراست تا جایی که وکلا به زنان توصیه می کنند دعوای مطالبه مهریه خود را در استانهای دیگری مطرح کنند. مجموعه وقایع در رویه دادگاهها، بخشنامه های اداری و قضایی و نیز خط سیر تغییرات قانونی نشان می دهد در چند سال اخیر عزمی راسخ شکل گرفته است  تا مهریه را قدم به قدم از سیستم حقوق خانواده ایران حذف کند.

قطعا مهریه یکی از قوانین تبعیض آمیز و ناعادلانه در سیستم حقوقی است و باید از قانونگزار و مجریان قانون که مصرانه در تلاش هستند یکی از مصادیق تبعیض در سیستم حقوقی را حذف کنند، تقدیر کرد. اما سوال اصلی آنجاست که چرا چنین اراده قوی و انگیزه بالایی برای رفع صدها مصداق بارز تبعیض علیه زنان ایجاد نمی شود!؟

چند هفته پیش که معاونت امور زنان ریاست جمهوری اعلام کرد قصد دارد خواسته زنان برای تغییر قانون اجازه شوهر برای خروج از کشور را پیگیری کند و برای اصلاح قانون اقدام می کند، بسیاری از مخالفین اعلام کردند که این چنین اقداماتی  مخالف شرع است وکشور ایران کشوری اسلامی بوده و بسیاری از مردم به مسائل دینی و شرعی پایبند هستند از این رو امکان ندارد تن به مسائل غیر شرعی بدهند»

اما تمام این موافقان اجرای قطعی احکام شرعی بی هیچ کم و کاستی، هرگز در برابر نقض یکی از اصول ازدواج شرعی اسلامی یعنی مهریه موضع نمی گیرند.

امام باقر(ع) فرموده اند : «الصداق ما تراضا علیه قل او کثر» یعنی آنچه طرفین ازدواج به آن راضی می شوند کم باشد یا زیاد همان مهریه است . یا در سوره نسا آیه ۲۰ آمده است «اگر خواستید زنی را رها کرده و زنی دیگر به جای او اختیار کنید و مال بسیاری مهر او کرده اید البته نباید چیزی از او باز گیرید آیا بوسیله تهمت زدن به زن مهر او را می گیرند و این گناهی فاش و زشتی اینکار آشکار است .» بنابراین مشخص است که مهریه سنگین نه در قانون و نه در شرع مهریه باطلی نیست. و هیچ محدودیتی هم برای آن وجود ندارد، مگر آنکه فقها بخواهند و بتوانند از اصول فقهی برای استخراج قاعده ای متناسب با شرایط امروز استفاده کنند. بنابراین سخن گقتن از ابطال مهریها سنگین در سیستم قضایی حال حاضر ما، جایی ندارد و شاید بر اساسا نظر مشهور فقها، خلاف شرع نیز خوانده شود، اما فریاد مخالفت با شرع و قانون شنیده نمی شود.

تبعیض در رفع تبعیض

هدف این نوشته نه دفاع از ذات مهریه است و نه دفاع از مهریه های موسوم به نامتعارف. اما مهم است که باور داشته باشیم چه بخواهیم و چه نخواهیم ،  مهریه در سیستم حقوقی ما تنها پشتوانه قانونی زنان است. پشتوانه ای که اتفاقا بر خلاف ظاهرش، پشتوانه مالی نیست بلکه کارایی آن در اکثر موارد رساندن زنان به سایر حقوق بدیهی است که از آنها سلب شده است، حقوقی مانند طلاق یا حضانت. اگر قرار است مهریه از سیستم حقوق خانواده حذف شود، که بسیار هم مطلوب است، باید سایر تبعیض های قانونی نیز حذف شود، نه اینکه زنان را بی هیچ پشتوانه ای رها کنیم و تنها نگران مردان خانواده باشیم که مبادا تبعیضی قانونی علیه شان ایفا شود.

سالهاست زنان از بدیهی ترین حقوق بشر خود محرومند، اجازه تحصیل، اشتغال و سفر کردنشان به دست همسرانشان داده شده است. حق طلاق گرفتن و خارج شدن از ازدواج را ندارند، حضانت فرزندانشان تنها تا ۷ سال با آنهاست. باید در همه امور زندگی مشترک از شوهران تمکین کنند، و صدها تبعیض دیگر که همه نیز به حکم قانون بر آنها اعمال می شود، اما هرگاه صحبت از اصلاح این قوانین ناعادلانه می شود، فریاد مخالفت با شرع بلند می شود و هر کسی که درخواست چنین تغییراتی را می کند متهم به زیرپا گزاشتن قواعد دینی می شود، حال آنکه سیستم قانونگذاری دست در دست سیستم قضایی، به آرامی مهریه را بی اهمیت، غیرقابل وصول و بی تاثیر کرده و به حذف کامل نزدیک می کنند اما هیچ صدای مخالفتی نیز به گوش نمی رسد. گویا در اصلاح قوانین تبعیض آمیز هم، تبعیض می شود.

شرق

کارایی مهریه در برابر شروط ضمن عقد

بهار (وکیل دادگستری)   والله بنده هزاران بار به خانم‌ها چه در دنیای دیجیتال چه در دنیای واقعی توضیح دادم که شروط ضمن عقد ضمانت اجرایی قطعی ندارد:     ۱- غیر از وکالت در طلاق (مشروط به  رعایت شرایط و بلاعزل بودن )، بقیه علی الخصوص در زمینه حضانت (که معمولاً عموم مردم با ولایت اشتباه می‌گیرند چون ولایت به هیچ وجه قابل انتقال نیست) و تقسیم اموال و .جتی خروچ از کشور این احتمال وجود دارد که در مرحله اجرا با مشکلاتی مواجه شوند و تا حدی شاید بتوان گفت در نهایت به کرم قاضی بستگی دارد. بدر نتیجه هنوز زرگ‌ترین اهرم قانونی و مالی یک زن در دادگاه‌های ایران همین مهریه است.   ۲- این شروط ضمن عقد تا زمان زنده بودن زوج قابل اجرا است و بعدش زن با توجه به فضای روانی و فرهنگی جامعه ایران به دلیل درگیری با خانواده شوهر به خاک سیاه خواهد نشست علی الخصوص اگر بچه‌ای در کار باشد.   ۳- اگر مساله ارث را در نظر بگیریم که ارث زن از شوهر یک هشتم هست، باز مهریه بالا می‌تواند جبران این نابرابری را بکند. فکرش را بکنید، پسری که این مادر تربیت کرده و با توجه به نهادهای فرهنگی و اقتصادی ایران تقریبا دو تا سه دهه کامل از عمرش را به عنوان یک عضو مصرفی خانوار بوده؛ زمان فوت پدر ۴ برابر مادرش ارث می‌برد اگر زن مهریه نداشته باشد در زمان فوت شوهر، به راحتی خانواده او تمام اموال را از آن خود می‌کنند و خیلی راحت به زن می‌گویند که “یک هشتم سهمت رو بگیر و برو” به عبارت دیگر بهش می‌گویند “شما یک کارگر جنسی برای پسر ما بودی و بس. دیگه تموم شد بفرمایید بروید.” حالا اگر حضور بچه یا فرزند را هم به این ماجرا اضافه کنیم، متوجه می‌شویم که زن چقدر بدبخت‌تر از بدبخت خواهد بود اگر مهریه نداشته باشد. در حقیقت به نظر من: بخشیدن مهریه در برابر گرفتن شرایط ضمن عقد همان تبدیل زن به یک کالای جنسی است.   ولی کو گوش شنوا؟؟ ظاهراً برخی از مردان روشنفکر ایرانی هنوز نتوانستند همه حقوق زن را یک جا به عنوان یک انسان به رسمیت بشناسند و هضم کنند، بنابراین حاضر نیستند در یک قراردادی به اسم عقد ازدواج وارد بشوند که زن هم از نظر مالی و هم از نظر حقوقی و اجتماعی دارای حقوق برابر باشد،‌ در نتیجه مدام فشار می‌آورند که اگر خواهان فلان حقوق هستید پس مهریه را باید ببخشید و … و به تبع آن فعالین حقوق زنان و زنان روشنفکر هم دنباله روی این مساله می‌شوند که دست کم بالاخره یک بخشی از حقوق زنان را بلکه زنده کنند در حالی که در اصل ماجرا فرقی نکرده است. به همین دلیل است که می‌بینید مدام تبلیغ برای کم بودن مهریه و بخشیدن و … می‌شود. بخشیدن مهریه به منزله برده شدن مالی زن در برابر مرد است در ازای گرفتن یک سری حقوق مدنی و اجتماعی. ۱۲۱۴۳۰۹۶_۹۸۹۱۱۲۵۴۱۱۰۹۲۰۳_۶۱۱۴۵۸۳۸۳۰۶۸۸۱۷۲۰۸۱_n اینکه مهریه در اصل به معنای چی بوده را که عموم مردم ایران حتی بیسوادها هم می‌دانند.ضمن اینکه از این نکته می‌گذریم که خیلی از هنجارها و قوانین در مرور زمان کارکرد و مفهوم اولیه‌اشان را از دست می‌دهند. بله من هم دلم می‌خواهد مثل یک خانم آمریکایی در زمان جدایی قانون تقسیم اموال برایم اجرا بشود. حضانت فرزند براساس شرایط پدر و مادر تعیین بشود و مادر براساس این قوانین در عسر و حرج نیافته. زمان فوت شوهرم حق الارث من با فرزندانم برابر باشه و …. و … و …. ولی متاسفانه در این گربه خاورمیانه تا هزار سال دیگه هم این امکان وجود نخواهد داشت. بنابراین مجبورم از کارکردهای دیگر مهریه به نفع خودم استفاده کنم، مثل اهرم قانونی که در صورت نداشتن حق طلاق بتوانم ازش استفاده کنم، مثل اهرم جبران پایین بودن دستمزد و سهم الارث، مثل اهرم جلوی خانواده شوهر ایستادن بعد از فوت شوهر .   من علت مخالفت با مهریه را وقتی که هیچ قانونی مالی دیگری از زن در جامعه ما دفاع نمی‌کند و هیچ جایگزینی ندارد را متوجه نمی‌شوم. چرا ما به زن‌ها فشار می‌آوریم (علی الخصوص قشر تحصیلکرده و خواهان شروط ضمن عقد) که از مهریه صرف نظر کنید یا مسایل مادی را نادیده بگیرید؟ چرا اینقدر مذموم می‌دانیم این مساله را؟ اگر مردی دنبال پول و کسب ثروت باشد، مشکلی نیست؟ اگر زن دنبالش باشد ایراد دارد؟   من باز هم تکرار می‌کنم این بخشیدن مهریه به دلیل این است که مردان ما تحمل بودن در یک رابطه برابر مالی و حقوقی با یک زن را ندارند. شما وقتی مهریه را می‌بخشی خیلی راحت به طرف می‌گویی”بله من حقوق کارگر جنسی بودنم را بخشیدم و نمیخواهم. وقتی شما هم فوت کردی میرم یه هشتم سهمم رو میگیرم و میرم خونه بابایم.” اینجا باز هم شما داری خودت را کارگر جنسی می‌بینی. فرقش این است که میخواهی بهش لعاب روشنفکری بزنی. به جای اینکه روی آن مفهوم اولیه مهریه متمرکز بشویم، می‌توانیم روی کارکردهای مالی و جبران‌هایش (مثل عقب افتادن در کسب ثروت و جبران سهم الارث و …) مانور بدهیم و ذهنیت‌ها را برگردانیم به جای اینکه زنان را از نظر مالی ضعیف‌تر بکنیم و در مضیقه قرار بدهیم. این وسط ما فقط داریم به زن‌ها فشار وارد می‌کنیم. یک حق مالی و قانونی (که امکان پیگیری بسیار بالایی دارد) را با یک سری حقوق دیگر که از نظر قانونی به قدرت‌مندی مهریه نیستند معاوضه می‌کنیم. همین. و کیست که نداند که فرد ضعیف یک رابطه همیشه کسی است که از نظر مالی در شرایط پایین‌تری قرار دارد. عملاً با تشویق زنان به بخشیدن مهریه، راه مردسالاری را هموارتر و آسیب رسانی به زن (مالی و قانونی) را سهل‌تر می‌کنیم.

دوبار مهریه ام را بخشیدم!

وقتی فقط دو یا سه ساله بودم،فهمیدم در خانواده ما ارزش دختر از پسر بیشتره. اون هم وقتی بود که از مادرم تو سری خوردم چون در جواب همسایه ها که ازم پرسیدن : مادر تو دختر می زاد یا پسر؟ گفته بودم دختر. اون موقع معنی دختر یا پسر بودن را نمی دونستم ولی ضربه مادرم بهم فهموند که فرق دارند.

خانواده ام سخت مذهبی بودند و من از چهار و پنچ سالگی باید کارهای خانه را انجام می دادم. بچه های کوچکتر را نگهداری می کردم، خرید می کردم و بقیه کارای خانه. بنابر قانون خانوادگی دخترا نبایست در خونه پدر حیض می دیدند، برای همین خواهرام خیلی زود در سیزده یا چهارده سالگی به خانه شوهر رفته بودند تا نوبت به من رسید. تازه چهارده سالم شده بود که مادرم شروع کرد به متلک گفتن که وقت شوهرته و نباید بری مدرسه. برای همین دیگه نذاشتن برم مدرسه. نشستم در خانه و منتظر خواستگار. من اصلا نمی دونستم ازدواج یعنی چی و یواشکی عروسک بازی می کردم. دو ماه بعد برام خواستگار اومد. هفته بعد عروسی کردم با مردی که اصلا ندیده بودم و نمی شناختمش. فقط در روز عقد کنان تونستم در اینه ببینمش. پسر جوانی که نوزده سال بیشتر نداشت.

اما خیلی زود از رفتار سردش معلوم شد که من را نمی خواسته، و عاشق دخترخاله اش بوده. اما چون دخترخاله اش را بهش نداده بودن به تلافی با من ازدواج کرده بود. شوهرم خیلی زود بعد از عقد مان رفت سربازی. آن موقع زمان جنک بود و من تقریبا نمی دیدمش.

همان چند ماه اول عقد فهمیدم که این مرد را نمی تونم دوست داشته باشم ولی هر چی به مادرم التماس کردم که بذاره جدا شیم فایده نداشت. کتکم زد و گفت آبروى مان می رود. یکبار هم وقتی شوهرم آمده بود مرخصی بهش گفتم که بهتره جدا شیم. سکوت کرد و چیزی نگفت.بچه بودم و در کنار بزرگترها بزرگ نشده بودم که راه و رسم بهتری را بلد باشم. راه دیگری رو بلد نبودم.

بالاخره عروسی کردیم و من در نبود همسرم مجبور بودم در خانه مادر شوهرم بشور و بساب کنم و صدام در نیاد. چون مادرم گفته بود :اگر روغن داغت هم کردن ، صدأت نباید در آد. شوهرم هردوماه یکبار یک هفته می اومد و بقیه أوقات من در خانه مادر شوهرم مشغول کار بودم. مادر شوهرم حتی به اندازه کافی به من غذا نمی داد، چون می گفت جهازم کافی نبوده. به خاطر همه این فشارها و تفاوت فرهنگى که بین ما بود، یکبار به شوهرم گفتم بهتر است جدا شیم، چون ما که همدیگرا دوست نداریم. بهم گفت خودت برو از محضر بپرس چه کار باید کرد. رفتم محضر. آنجا دو مرد پشت دو میز دور از هم نشسته بودند. می ترسیدم حرف بزنم. صبر کردم تا خلوت شود. بعد یکی شون پرسید: چی می خوای دختر. گفتم طلاق می خوام. آمدم طلاق بگیرم. هر دو پوز خند زدند و گفتند آمدی برای طلاق! مگه طلاق بچه بازیه؟
photo_2015-10-13_14-21-44

چندماه بعد باردار شدم. شوهرم در هنگام تولد دخترم سربازی اش تمام شده بود. در طول زندگی با او لودگی، بی توجهی و بی غیرتی اش آزارم داده بود ولی جرات اعتراض نداشتم. هفده سالم بود که پسرم بدنیا آمد و از همان وقت شوهرم شروع کرد به درس خواندن. من هم با خیاطی و کار های دستی سعی کردم کمک خرجش باشم تا درسش را ادامه دهد. در حالی که شب ها درس می خواند و من هم در کنارش بودم، اگر بچه ها گریه می کردند، می گفت خفه اش کن. در این میان خودم هم شروع کردم به درس خواندن ولی خانواده شوهرم درست شب های امتحان به خانه ما می امدند و مانع از درس خواندن من شدند.

بالاخره شوهرم درسش تمام شد و ارتقا پیدا کرد ولی در همان محیط اداری عاشق همکارش شد و خواست با او ازدواج کند. وقتی مرا طلاق داد نه مهریه ام را پرداخت کرد و نه بچه ها را به من برگرداند. خانواده خودم هم مرا قبول نمی کردند. مانده بودم بی کس و بی جا. بالاخره مهریه را بخشیدم و بچه ها را گرفتم. چون شنیدم که گرسنه و آواره اند. به سختی و روزی هیجده ساعت کار می کردم تا خرج بچه ها را در آورم. محل زندگی ام را طی یک سال به علت ناامنی و پیشنهادات غیر اخلاقی صاحبخانه ها شانزده بار عوض کردم. بالاخره سالها گذشت و من بیست و هفت ساله بودم که با مرد میانسالی آشنا شدم که با نشان دادن شناسنامه اش،مطمئن شدم زن اولش را طلاق داده است خلاصه بدون آشنایی بیشتر و با فشار خانواده ام ازدواج کردیم ولی بعد دو سال وقتی فهمیدم که زنش را طلاق نداده است، تقاضای طلاق کردم که البته قبول نکرد تا وقتی که مهریه ام را بخشیدم. ولی چون نمی خواستم خانواده بویی ببرنند این موضوع سه سال طول کشید. بعد از در خواست طلاق مرتب مزاحم میشد تا اینکه شکایت کردم و مهریه را به اجرا گذاشتم. انوقت بود که با بخشش مهریه ام دست از سرم برداشت.

در این میان شوهر قبلی ام هم دائم تهدید می کرد که بچه ها را از من خواهد گرفت. و بعد هم که دخترم به سن ازدواج رسید می گفت اجازه ازدواج دخترم را نمی دهد. پدری که فقط اسم پدری را یدک می کشید و در تمام این سالها حتی یکبار هم به دیدن بچه ها نیامده بود، حالا تهدید می کرد که اجازه ازدواج به دخترش نمی دهد. پدری که اگر دخترش را در خیابان ببیند او را نمی شناسد، چگونه می تواند از نظر قانونی چنین قدرتی داشته باشند.

او زندگی مرا نابود کرده بود و حالا می خواست دخترش را هم نابود کند. حالا که فکر می کنم می بینم من قربانی جامعه مرد سالار شدم. جامعه ای که در آن حتی خانواده و مادرم به جای کمک به من همواره مرا مجازات کرده است.
با سپاس از سودابه عزیز که تجربه شان را با ما شریک شدند.
 

مهریه برای گذشتن از هفت خوان

با همسرم که آشنا شدم به دلیل ذهنیت منفی ای که همیشه در مورد مهریه و ارزش گذاری زن بر اساس پول و موارد دیگر داشتم برایم مهم نبود که چقدر مهربه ام باشد. در دو جمله که بین خودمان رد و بدل شد ، در مورد میزان آن به توافق رسیدیم و البته نسبتا میزان قابل قبولی بود . زندگی را که شروع کردیم ایشان خانه کوچکی داشت و من هم شاغل بودم و درآمد نسبتا خوبی داشتم.اما نه آدمی بودم که درآمدم را مختص خودم بدانم و نه اصلا روی این را داشتم که در مورد دارایی هامون حرفی به زبان بیاورم. بر خلاف او که تا بحثی پیش می آمد به طرز خنده داری و بدون هیچ دلیلی بحث حقوق من را پیش می کشید و می گفت به من فخر میفروشی!! از همون ابتدا ایشان مشکلات روحی و جسمی فوق العاده زیادی داشتند که نیاز به روانشناس و مشاوره داشتند ولی به دلیل تنبلی و غرور بیجا هرگز در پی درمان نبودنذ. ۶ سال با مشکلات و بد دهنی ها و کتک ها و سر کار نرفتن ها و ارتباطات متعدد مجازی او سر کردم تا اینکه طاقتم تمام شد. وکیل گرفتم و قرار شد توافق کنیم. خانه کوچکی را که در ابتدا ی زندگی ساکنش بودیم سالها بود که با کمک هم تعویض کرده بودیم و شریک بودیم .اما موافقت نمی کردتا بفروشیم و هر کسی سهم خودش را بگیرد.بگذریم که تمام مخارج خانه از بعد ازدواجمون با من بود و ایشان هیچ زحمتی بابت هزینه های زندگی تقبل نمی کردند.   ۱۱۷۰۵۲۵۲_۱۰۲۰۶۴۵۰۴۰۸۶۱۳۳۴۵_۸۴۰۰۲۶۷۴۲۲۵۲۲۱۱۳۰۳۵_n هرگز وقتی درگیر زندگی بودم به این فکر نمی کردم که اگر روزی خواستم جدا شوم بخواهم مهرم رو به اجرا بگذارم. اما همین به دادم رسید و اگر چه هنوز نتوانستم به این دلیل که در قوانین ما تمام حقوق از آن مردهاست، طلاق را بگیر، اما همیشه به خودم میگویم اگه تحت فشارهایی که بعد از ازدواج به من وارد میکرد من تا پای بخشش مهریه بدون اطلاع کسی پیش می رفتم و مهریه ام را بخشیده بودم الان کجای داستان بودم؟ در شرایطی که حرف زن حتی اگر مدرک داشته باشد احتمال پذیرفته شدنش بسیار نا چیز است و نیاز به مدارک بسیار جکمی برای اثبات ادعاهای حتی ساده وجود دارد، مرد می تواند هر شکلی بخواهد زن را تحت فشار قرار دهد! با تمام این احوال شاید گرفتن وکالت در طلاق شاید تا حد زیادی این مسایل را جبران کند اما برای زنی که خودش درآمدی نداشته باشد و زندگیش را وقف آدمی کرده که اثبات در عسر و حرج بودنش با او طبق قوانین مردسالارانه مثل گذشتن از هفت خوان رستم می ماند، فقط همین مهریه است که شاید کمک کند تا ب به سلامت از این هفت خوان عبور کند دستنوشته سارا برای ایونت مهریه

عضویت در سایت

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد