زن اگر حق طلاق داشته باشد سنگ روی سنگ بند نمی‌شود

از من راهنمایی می‌خواهد تا خانواده دختر را راضی کند. می‌گوید چه کنم تا به من اعتماد کنند و اختلاف فرهنگی را که بهانه کرده‌اند نادیده بگیرند. می‌گویم کاری ندارد! به دخترمورد علاقه‌ات بگو تا یک‌سری شروط ضمن عقد را برای خودش تعیین کند وحق طلاق را به او بده تا خانواده‌اش ترس‌شان بریزد و مطمئن باشند که دخترشان درصورت مشکل می‌تواند چاره‌ایی داشته باشد. چشمانش گرد می‌شود و می‌گوید می‌خواهی مرا در چاه بیندازی؟ می‌گویم کدام چاه؟ این حق زن است که حق طلاق داشته باشد. در واقع حق طلاق یعنی برابری حقوقی تو و او. می‌گوید لطفا از فاز فمینیسم بیرون بیا و به من کمک کن، نه این‌که بهانه دست او بدهی. یک راه‌حل دیگر پیشنهاد کن. می‌گویم از چه می‌ترسی؟ از این‌که اگر روزی رسید که دیگر دوستت نداشت نتوانی به اجبار او را در زندگی‌ات نگه داری؟ از این‌که بقیه مردم بگویند با این‌که تحصیل کرده است اما آن‌قدر ذلیل شده که اختیارش را به‌دست زنش داده است؟ می‌گوید ریسک بزرگی است خانواده خودم هم قبول نمی‌کنند. آخر اگر زن می‌توانست حق طلاق داشته باشد که خود قانون به او می‌د‌اد .قانون بهتر می‌داند حق با چه کسی باشد. می‌گویم مگر قانون را چه کسی نوشته است؟ همین مردانی که مانند تو فکر می‌کنند. کدام قانون‌گزار زن بوده است؟ باید زن بود تا فهمید زن کیست.   photo_2015-11-23_22-12-47 باز حرف خودش را می‌زند و می‌گوید من راه می‌خواهم نه چاه. حق طلاق را خودم نمی‌خواهم به او بدهم، اگر او حق طلاق داشته باشد که دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. می‌گویم تو که حاضر نیستی حق انسانی زنت را به او بدهی چگونه می‌خواهی خانواده‌اش را مجاب کنی که می‌توانی شریک قابل‌اعتمادی برای دخترشان باشی؟ می‌گوید به او می‌گویم به خانواده‌اش بگوید یا علی یا هیچ کس دیگر، چیزی که خودش هم می‌خواست بگوید.   با تشکر از لیسا حنایی عزیز که تجربه شان را با ما به اشتراک گذاشتند.

گفتند آقای خاتمی از شروط ضمن عقد امتحان میگیرد

سایت همسری را تقریباً از ابتدای ِ راه‌اندازی، با معرفی همسرم پیگیری می‌کنم. با خواندن خاطرات و تجربیات زوج‌های مختلف به این فکر افتادم که تجربه خودم را بنویسم و برای سایت ارسال کنم.     در زندگی شخصی‌ام دختر مستقلی بودم. این‌گونه تربیت شده بودم. کارهای خودم را تا جایی که در توانم بود خودم انجام می‌دادم و حتی بخشی از مسئولیت خانواده را هم بر عهده می‌گرفتم. به همین خاطر نمی‌توانستم خیلی ساده تن به ازدواج بدهم.       ۱۲۲۴۲۳۲۵_۱۰۲۰۷۲۹۳۰۳۶۳۱۸۵۱۱_۶۸۷۱۸۳۰۷۴_n البته شاید برای خودم واضح نبود که در وجود همسر آینده‌ام چه می‌خواهم، اما از روزی که برای اولین بار همسرم را دیدم، خصلتی در وجودش بود که باعث شد به سمتش جذب شوم. رفتار و شخصیتش، او را مردی معرفی می‌کرد که به من فارغ از جنسیت و بر اساس انسانی که بودم نگاه می‌کرد و بها می‌داد. این‌را در همان روزهای اول بارها نه‌تنها درباره خودم، که درباره زنان دیگری که دور و برش بودند، دیدم. بعدتر فهمیدم که همسرم از فعالان حقوق زنان است.       در زمان آشنایی، خانواده‌ام با توجه به شناختی که از من داشتند، تأکید کردند که درباره نگاهش به زن و زندگی مشترک با او صحبت کنم، انتظاراتم را بگویم و نظرش را بخواهم. انتظاراتی مانند اینکه به‌عنوان یک زن محدود نباشم، از فعالیت‌هایم، کارم، فرصت‌های ادامه تحصیل، .. عقب نمانم و بتوانم به برنامه‌هایی که در نظر دارم ادامه بدهم. در رفت‌وآمد و آشنایی، روزبه‌روز در کنارش احساس امنیت بیشتری می‌کردم. توجه‌اش به مسائل زندگی من و حتی پروبال دادنش به رویاهایم باعث می‌شد که به او اطمینان پیدا کنم و او را مردی بدانم که در زندگی مشترکمان تساوی برقرار خواهد کرد و در هر زمینه‌ای تکیه‌گاه من خواهد بود.     تا اینکه یک روز همسرم، آدرس سایت همسری را داد و دعوتم کرد که به مطالعه مطالب سایت بپردازم. حالا دیگر نامزد بودیم و قرار بود در روزهای آینده رسما به عقد هم دربیاییم. مطالعه سایت همسری باعث شد که دیدم عوض شود و نسبت به ثبت قانونی یک سری از حقوقی که در قانون از من به‌عنوان یک زن گرفته شده است، حساس شوم. به این فکر افتاده بودم که مهریه‌ای طلب نکنم و در عوض ثبت شروط ضمن عقد را بخواهم. این مطلب را با همسرم و پدرم مطرح کردم. هر دو در برابر این تصمیم من سکوت کردند.     در جلسه خانوادگی که تشکیل شد تا تصمیمات نهایی گرفته شود، گفتم که مهریه‌ای نمی خواهم؛ اما همسرم اجازه ادامه صحبت را نداد، پیشنهاد مهریه ۱۱۴ سکه و نصف خانه‌اش و ثبت شروط ضمن عقد را از جانب خودش و با رضایت کامل مطرح کرد که با استقبال همه روبه‌رو شد.     قرار بود عقدمان را آقای سید محمد خاتمی بخواند. ازدواجمان در محضری در همان نزدیکی ثبت می‌شد. باید آزمایش‌های پیش از ازدواج را انجام می‌دادیم، عقد را ثبت می‌کردیم و بعد به دفتر آقای خاتمی برای خواندن صیغه عقد مراجعه می‌کردیم. در اولین مراجعه به محضر، برای انجام کارهای مقدماتی، محضردار لیست بعضی از شروط ضمن عقد را به ما داد و گفت که لیست کامل‌تری از شروط وجود دارد که می‌توانید تهیه کنید و بخوانید و شروط را به‌اضافه هر شرط خاص دیگری در دفترخانه ثبت کنید. تذکر هم داد که آقای خاتمی شروط ضمن عقد را از دختر می‌پرسند – با خنده گفت که امتحان می‌گیرند- و باید شروط را بدانید.   ۱۲۲۷۸۱۷۳_۱۰۲۰۷۲۹۳۰۳۶۳۵۸۵۱۲_۱۳۰۱۶۳۵۶۷۸_n   در تماسی که با دفتر آقای خاتمی برای هماهنگی کارها داشتیم، گفتند که شروط ضمن عقد را بدانید، در غیر این صورت آقای خاتمی عقد را نمی‌خوانند.   در فاصله روزهای مانده به عقد، برای گرفتن لیست کامل شروط، با معرفی همسرم، با یکی از وکلای فعال حقوق زنان، صحبت کردم. ایشان لیست شروط را با توضیحات برایم فرستادند. در روز ثبت ازدواج در محضر، شروطی که می‌خواستیم را گفتیم. بعضی مانند حق مسکن و تحصیل در عقدنامه نوشته شدند و برای بعضی مانند حق طلاق و حق خروج از کشور وکالت‌نامه تنظیم شد.   شروط را خواندیم، یاد گرفتیم و ثبت کردیم و در یک ظهر خاطره‌انگیز با خطبه زیبای آقای دکتر خاتمی به عقد هم در آمدیم. در این نزدیک به شش ماه که از عقدمان می‌گذرد، رفتارِ همسرم همان‌طور بوده که از او انتظار داشتم. در هر کاری کنارم ایستاده و همراهی‌ام کرده تا پله‌ها را یکی‌یکی طی کنم و جایگاه‌ام را در اجتماع بیشتر پیدا کنم. البته این همراهی زندگی هردوی ما و زندگی مشترکمآن را تغییر داده است. اما هم‌چنان بعضی قوانین تبعیض‌آمیز وجود دارند که با رفتارهای برابری‌خواهانه حل نمی‌شوند و راهی جز ثبت قانونی آنها وجود ندارد.     با تشکر از زینب و فایز عزیز که تجربه و عکسهایشان را با ما به اشتراک گذاشتند.

کارت عابر بانکم را به من برگردان 

گزارشی از ثمین چراغی
 
روبه‌رویم زنی نشسته‌است که ۲۳سال سابقه کاری دارد، اما تمام این سال‌ها حقوقش تمام و کمال در اختیار همسرش قرار می‌گرفت: «۲۹ سالم بود که ازدواج کردم، خانواده‌ام دنبال شوهر دادن دخترشان نبودند و این موضوع برای آن سال‌ها واقعاً ناب و کمیاب بود. تمام خواسته پدرم این بود بتوانم تحصیل کنم و بعدها بتوانم برای خودم کار کنم. استقلال اقتصادی در خانواده ما بسیار مهم بود. مادر و پدرم هر دو شاغل بودند و کارهای خانه و خرج و مخارج همه تقسیم می‌شد. من با این فرهنگ و این آموخته‌ها بزرگ شده بودم و زندگی جز این، برایم بی‌معنا بود. دانشجوی دکترا بودم که یکی از همکلاسی‌هایم یک روز جلویم رو گرفت.»
مینا و حسن، هر دو دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی بودند و هر دو آرزوهای بزرگی در سر داشتند.
«آن روز حسن جلویم را گرفت و گفت می‌خواهد با من صحبت کند. من دختری آرام و بی‌حاشیه بودم و سعی می‌کردم همیشه خودم را مشغول تحصیل و درس کنم. خیلی هم میانه خوبی با ازدواج نداشتم، نمی‌دانم چرا و با وجود اینکه تمام دوستان و هم سن و سالانم ازدواج کرده بودند و حتی بچه هم داشتند. آن روز، با عصبانیت حسن را پس زدم و گفتم نمی‌خواهم با او صحبت کنم. حسن اما رها نکرد، دو روز بعد با یک شاخه رز قرمز نزدیک خانه ایستاده بود. دروغ نگویم، من تا آن روز هیچ وقت از کسی خوشم نیامده بود، آن روز حسن حسی را در من به وجود آورد که تا به حال لمسش نکرده بودم. عاشق شده بودم و به قول مادرم، دوایی جز دیدار یار نداشت.»
«پیش از ازدواج، همان جلسه اول که پدرم و حسن رو در رو شدند، با هم راجع به زندگی آینده‌مان مفصل صحبت کردند. پدرم برای حسن شرط گذاشت که باید برای حق‌های من ارزش قائل شود و به استقلال اقتصادی‌ام لطمه نزند. من و حسن، به خانه بخت رفتیم و زندگیمان را شروع کردیم. من در یکی از دانشگاه‌های خوب تهران به عنوان استادیار انتخاب شدم و حسن در یکی از بهترین شرکت‌های پژوهشی مشغول شد. زندگیمان عالی بود.»
۳RdaOS3
مینا و حسن، چند سال بعد از ازدواج صاحب دختری به نام آرمیتا شدند. هر دو شاغل بودند، مینا استاد دانشگاه و حسن در یک شرکت پژوهشی مشغول به کار بود.
 
مینا «بود» را که می‌گوید، نفس عمیقی می‌کشد و زیر لب می‌گوید مگر می‌شود؟ حالا ایستاده و برگ‌های پاییزی را زیر پایش نوازش می‌کند. پالتوی پوستی به تن دارد. دستش را در جیب‌هایش می‌کند و ادامه می‌دهد: «صاحب فرزند که شدیم. من هم مثل خیلی از مادران دیگر، مرخصی زایمان گرفتم و مدتی در خانه ماندم. تا روز به دنیا آمدن آرمیتا، همان طور زندگی کردیم که من دوست داشتم. همان‌طور که پدرم شرط کرده بود. همه چیز در خانه برابر بود. اجاره خانه، خرج و مخارج خانه و… برابر بود و بین هر دویمان نصف می‌شد. مبلغی هم می‌ماند که آن را شخصی خرج می‌کردیم، چون حقوق حسن از من مقداری بیشتر بود، همیشه مبلغی را برای روز مبادا ذخیره می‌کرد.
بعد از به دنیا آمدن آرمیتا، به دلیل اینکه برای مدتی سرکار نمی‌رفتم و مجبور بودم به امور دختر تازه به دنیا آمده‌مان رسیدگی کنم، همه چیز را در اختیار حسن گذاشته بودم. حقوقم کامل دست او بود و هر طور صلاح می‌دانست خرج می‌کرد. مرخصی زایمانم که سرآمد، با علاقه شخصی خودم و البته توافق همسرم، به سرکار برگشتم. دوباره شدم همان خانم استاد دانشگاه. حقوق ماه اولم که واریز شد، حسن آنقدر عجیب رفتار کرد که هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. من را مجبور کرد تمام حقوقم را بردارم و به حساب بانکی‌اش بریزم.
باور کردنش برایم سخت بود، پیش خودم فکر کردم شاید احتیاج داشته باشد و غرورش اجازه نمی‌دهد دلیلش را بگوید. یک ماه، دو ماه، شد ۶ ماه! ۶ماه شده بود که من هیچ استقلالی نداشتم و حقوق ماهانه ام را دربست در اختیار همسرم می گذاشتم.
تنها مواقعی که می‌خواستم با آرمیتا بیرون بروم یا کارهای شخصی‌ام را انجام دهم، باید با حسن تماس می‌گرفتم و او مبلغی را به تشخیص خودش، به من می‌داد. من سرکار می‌رفتم، حتی گاهی اوقات تا ۸ شب هم کلاس داشتم و بیرون از خانه کار می‌کردم، اما شده بودم مثل زن خانه‌داری که باید از شوهرش خرجی بگیرد. بدون استقلال اقتصادی، حسم ی‌کنم هیچ حقی از زندگی ندارم. از آن سال تا امروز، اعتماد به نفسم آنقدر پایین آمده است که حتی نتوانستم موضوع را با کسی در میان بگذارم. البته چند بار می‌خواستم به وکیل یا مشاور رجوع کنم و تنها راه چاره را بپرسم، اما هر بار به بن بستی می خوردم. اگر این کار را می‌کردم، قطعاً نتیجه‌اش جز جدایی چیزی نبود. یک بار فقط به یکی از همکارانم گفتم و او هم با تأکید بر اینکه مرد، رئیس خانواده است، من را به تحمل و گفت و گو با حسن تشویق کرد. با این حال هیچ وقت مشکل حل نشد. شاید اگر می دانستم قانونی است که از من پشتیبانی کند، وضعیت عوض می شد.»
مینا حالا زنی شاغل است که عابر بانکش دیگر دست خودش نیست، حسن اجازه بازکردن حساب به مینا نمی‌دهد و با این استدلال که خودم بهتر از تو می‌دانم پول‌ها را چطور خرج خانه کنم، او را از استقلال اقتصادی منع کرده است.
 
توضیح همسری:
اگرچه طبق قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، ریاست خانواده با مرد است، اما این بدان معنا نیست که استقلال زن به عنوان یک انسان از او گرفته شود، به عبارت دیگر، حقی است که نمی‌توان آن را حتی به مصلحت از زن گرفت.
زنی که به صورت مستقل درآمدی دارد و در مخارج خود وابسته به دیگری نیست، دارای استقلال اقتصادی است. ماده ۱۱۱۸ قانون مدنی به صراحت می گوید :
«زن مستقلاً میتواند در دارایی خود هر تصرفی را که میخواهد بکند»
بنابراین ، زنان حق تصرف در اموال خود را دارند و از آنجایی که شغل، دستمزد مشخصی دارد، و علاوه بر آن بر اساس ماده ۳۰ قانون حمایت خانواده سال ۹۲ در مواردی که زوجه در دادگاه ثابت کند به امر زوج یا اذن وی (یعنی یا اینکه همسرش به او گفته که حقوق خود را خرج کن یا اینکه اجازه گرفته و خرج کرده است) از مال خود برای مخارج متعارف زندگی مشترک (مال خود یا حقوق ماهیانه خود یا ارثی که به خانواده همسر آورده است) که بر عهده زوجه است هزینه کرده و زوج نتواند قصد تبرع زوجه را اثبات کند می تواند معادل آن را از وی دریافت کند.

سردفتر خواست شهادت دهم که حقوق همسرم را در سلامت عقل به او داده ام

نمی‌دانم اولین بار کجا با شروط ضمن عقد آشنا شدم اما فکر می‌کنم چیز عجیبی نباید باشد. یعنی برداشت من این است که هر کسی کمی در این مملکت تحصیل کرده باشد، مجله و روزنامه خوانده باشد می داند که چقدر عادی هستند. حداقل برای من خیلی خیلی چیز واضح و مشخصی بود و اصلا برایم سوال نبوده که آیا دیگران هم آنها را عادی می دانند یا نه. شاید هم به خاطر جامعه اطرافم بوده است. مثلا یکی از فعالان حقوق زنان از دوستان قدیمی من هستند.     زمان ازدواج این خواسته از طرف من مطرح شد. همسرم در این‌باره اطلاع داشت اما نه به اندازه من. مثلا ایشان نمی‌دانستند که باید محضری باشد، در غیر این صورت ارزش حقوقی ندارند. گذاشتن این شروط اصرار من بود چون اعتقاد دارم تا رابطه‌ای از هر نظر برابر نباشد، برای من مطلوب نیست و زمینه‌ساز رشد هر دوی ما نخواهد بود.   photo_2015-11-13_13-55-03       مطرح کردن شروط با خانواده‌هایمان اصلا دغدغه بزرگی برای ما نبود چون هر دو از نظر مالی و احساسی کاملا از خانواده‌ها مستقل هستیم و خانواده‌های در هیچ مرحله‌ای از ازدواج ما درگیر نبودند و صرفا رسوم را به جا آوردند. بنابراین برای مطرح کردن این شروط نیز تنها از جهتن احترام و اطلاع‌رسانی قضیه را با آنها مطرح کردیم.     در زمان ثبت شروط نیز مشکل خاصی ایجاد نشد. بلافاصله بعد از عقد، در همانجا اسناد وکالت را هم تنظیم کردند، فقط از آنجا که یکی از بخش‌های شروط عقد ما این بود که حتی با وجود دادن وکالت در طلاق به همسرم، عروس هم‌چنان می‌تواند مهریه را نیز بگیرد، هر چند مبلغ مهریه خیلی زیاد نیست. سردفتر از من پرسید آیا مطمئن هستید، گفتم بله! بله!     همچنین چون من در مراسم عقد تنها بودم و به عنوان شاهد دو نفر از اقوام عروس را برده‌ بودیم. چون شاهدها اقوام من نبودند، نامه‌ای جدا گانه تنظیم کردند که در آن شهادت دادم همه این کارها را در سلامت عقل می‌کنم. در کل کمی معطلی داشت اما به اندازه سایر معطلی‌های استاندارد مرسوم در ایران بود.     توصیه همسری به شما در خصوص شاهد عقد نکاح هیچ تفاوتی نمی کند که شاهد از اعضای کدام خانواده باشذ.و در نتیجه امضای سندی جداگانه مبنی بر سلامت عقل، نه تنها تخلف است بلکه توهین آمیز است. اگر مجبور به هر یک از این کارها شدید، دست کم به سردفتر اعتراض و اعلام کنید که اقدامش غیرقانونی است و نشان دهید از حقوق خود آگاهید. _____________________________________________________   با تشکر از امیر عزیز که تجربه‌شان را با ما به اشتراک گذاشته‌اند.

باید زودتر از اینها تمام میشد!

ثمین چراغی   فرودگاه امام خمینی، بخش کنترل گذرنامه، عبور از گیت و پرواز… در حال حاضر آرزوی مریم این است که بتواند از این بخش عبور کند و کمی از گذشته‌اش فاصله بگیرد. شاید از قانون ممنوعیت خروج زنان متأهل شنیده باشید، همان قانونی که زمان تصویبش به سال‌های قبل از انقلاب ۵۷ بازمی گردد. مریم زنی پا به سن گذاشته است، یک دختر جوان هم دارد. اما نگران است از اینکه مبادا سفرش به خارج از کشور لغو شود، مبادا همسرش او را ممنوع‌الخروج کرده باشد، مبادا دوباره با برخوردهای سلیقه‌ای همسرش مواجه شود.     نخستین نگرانی‌اش ممنوع‌الخروجی بود   مریم، در حال حاضر خانه دار است، پیشتر البته معلم بود و دختری ۲۰ ساله دارد. به گفته خودش از اوایل زندگی مشترک با همسرش مشکل داشت، اما مثل خیلی‌های دیگر به دلیل داشتن فرزندی کوچک و هزاران ترس دیگر، نخواست که از شوهرش جدا شود. مریم بعدها که دخترش بزرگتر می‌شود تصمیمش را می‌گیرد و جدا می‌شود. اما به دلایلی دوباره زندگیشان پا می‌گیرد. مریم چند سال پیش تصمیم می‌گیرد برای مسافرت از کشور خارج شود، اما در کمال تعجب با‌وجود داشتن وکالت، نتوانست و در نهایت شوهرش با مراجعه به اداره گذرنامه، اجازه خروج از کشور را می‌دهد. این بار مریم می‌خواهد با دخترش برای مسافرتی از کشور خارج شوند و نگرانی‌اش از این است که مبادا دخترش برود و مریم به وسیله شوهرش، ممنوع‌الخروج شود. او این بار تصمیم دیگری هم گرفته است، می‌خواهد زندگی مشترکش را تمام کند که هم طلاق گرفته باشد و هم بتواند از کشور خارج شود. او معتقد است زندگی‌اش باید زودتر از این تمام می‌شد. اینکه چه چیز او را به اینجا رسانده موضوع ما نیست و موضوع او در حال حاضر این است که در این مرحله همسرش مانع تصمیم او برای سفر با دخترش نباشد. عطیه باباخانی، وکیل پایه یک دادگستری در توضیح پرونده موکلش می‌گوید: «مریم کمتر از یک ماه مانده به پایان سال به دفترم مراجعه کرد. زنی جا افتاده به نظر می‌رسید. نخستین نگرانیش ممنوع‌الخروج شدن بود. می‌گفت برای تعطیلات نوروز با دخترش تور خریده‌اند و قصد سفر دارند ولی نگران است که مبادا شوهرش او را ممنوع‌الخروج کرده باشد و دخترش برای سفر تنها شود. گرچه در وکالتنامه‌ای که از همسرش گرفته اجازه خروج از کشور نیز درج شده بود اما بار قبل نتوانسته از آن استفاده کند و مجبور شده بود شوهرش را مجاب کند تا همراه او به اداره گذرنامه برود و ممنوعیت را بردارد. به همین علت عجله داشت تا هر چه سریع‌تر از وکالت در طلاقش استفاده کند. بار قبل که از همسرش توافقی جدا شده بودند در مدت عده رجوع کرده بود و جهت اطمینان به توصیه اطرافیان همسرش را راضی کرده بود تا به او وکالت در طلاق بدهد.» عده در اصطلاح فقهی عبارت است از مدتی که زن پس از جدایی از شوهر در حالت انتظار برای ازدواج مجدد است و بر اساس قانون مدنی عده مدتی است که تا پایان آن، زنی که عقد ازدواجش بهم خورده نمی‌تواند برای بار دیگر ازدواج کند و مهم نیست که بهم خوردن توسط طلاق صورت گرفته باشد، یا فسخ یا بذل مدت در ازدواج موقت. عده طلاق سه ماه و ده روز تعیین شده است.      نخستین سد محکم در برابر وکالتنامه طلاق   باباخانی در خصوص وکالت در طلاق تشریح می‌کند: «ابتدا بر اساس شنیده‌هایش مطمئن بود که با در دست داشتن وکالت در طلاق می‌تواند بدون هیچ گونه مشکلی و بدون اینکه همسرش از طلاق مطلع شود پروسه را در زمانی اندک به پایان برساند. با مراجعه به دادگاه نخستین سد محکم در استفاده از وکالتنامه پیش پایمان قرار گرفت. متأسفانه دفترخانه تنظیم‌کننده سند بدون تصریح متن مواد قانونی که موضوع وکالت بودند صرفاً به ذکر شماره ماده‌ها اکتفا کرده بود که از نظر قاضی به هیچ وجه قابل پذیرش نبود و ابلاغ به زوج برای حضور در جلسه مشاوره را ضروری می‌دانست. با وجود ابلاغ، زوج در جلسه حاضر نشد. اما این تازه ابتدای راه بود. قاضی در اقدامی کاملاً غیر قانونی و سلیقه‌ای موکلم را وادار کرد که در ازای استفاده از وکالتنامه از مهریه خود بگذرد وتأکید کرد که در غیر این صورت نمی‌تواند بدون حضور شوهرش از وکالتنامه استفاده کند. عجله برای اجرای هر چه سریع‌تر صیغه طلاق مانع از آن بود که دادخواست را مسترد کنیم و به مجتمع دیگری مراجعه کنیم. دادگاه گواهی عدم امکان سازش را صادر کرد. اما از آنجا که در وکالتنامه سلب حق تجدیدنظر خواهی و فرجام‌خواهی تصریح نشده بود اجرای صیغه طلاق منوط به ابلاغ رأی و گذشت ۲۰ روز مهلت تجدید نظر خواهی و ۲۰ روز مهلت فرجام‌خواهی از زمان ابلاغ بود! همه تلاش‌ها جهت تسریع رسیدگی و صدور حکم بی‌نتیجه ماند و موکلم فقط می‌توانست امید داشته باشد که زمان گذشتن از بخش کنترل گذرنامه با مشکل مواجه نشود.» به موجب قانون هر زن متاهلی که بخواهد گذرنامه بگیرد یا آن را تمدید کند نیازمند رضایت کتبی همسر خود است. بند ۳ ماده ۱۸ قانون گذرنامه عنوان می‌کند که برای زنان شوهردار ولو کمتر از ۱۸ سال تمام با موافقت کتبی شوهر و در موارد اضطراری اجازه دادستان شهرستان محلدرخواست گذرنامه که ‌مکلف است نظر خود را اعم از قبول درخواست یا رد آن حداکثر ظرف سه روز اعلام دارد کافی است. زنانی که با شوهر خود مقیم خارج هستند و زنانی که شوهر خارجی اختیار کرده و به تابعیت ایرانی باقی مانده‌اند از شرط این بند مستثنی هستند.

در ادامه ماده ۱۹ همان قانون مقرر می‌دارد که در صورتی که موانع صدور گذرنامه بعد از صدور آن حادث شود یا کسانی که به موجب ماده ۱۸ صدور گذرنامه موکول به اجازه آنان است‌ از اجازه خود عدول کنند از خروج دارنده گذرنامه جلوگیری و گذرنامه تا رفع مانع ضبط خواهد شد. متأسفانه امروز برخی از مردان با سوء‌استفاده از حقی که قانون در خصوص سلب اجازه خروج همسرانشان به آنها داده است موانعی را برای آنها ایجاد می‌کنند و بعضاً برآنند تا از این طریق آنها را تحت فشار بگذارند و خواسته‌های خود را به آنها تحمیل کنند. استفاده از این حربه به دلایل مختلفی صورت می‌گیرد که خارج از مجال این بحث است.

 sad-woman-at-airport

شروط ضمن عقد راه چاره اما ناکافی است

وکیل این پرونده با تأکید برثبت شروط ضمن عقد در دفترخانه می‌افزاید: «تنها راه حل عملی که در حال حاضر برای رفع این مشکل وجود دارد استفاده از شروط ضمن عقد و ثبت آنها در دفترخانه‌ای است که تبحر کافی در تهیه چنین اسنادی را داشته باشد و بتواند سندی دقیق و کامل را که در برگیرنده تمامی مراحل لازم برای صدور گذرنامه باشد، تنظیم نماید. نکته حائز اهمیت آن است که اعطای چنین وکالتی به زوجه مانع از آن نیست که زوج نتواند همسر خود را ممنوع‌الخروج کند. بلکه در چنین حالتی زوجه با دردست داشتن این وکالتنامه می‌تواند به مراجع قانونی مراجعه کرده و بدون نیاز به رضایت مجدد همسرش نسبت به رفع این مانع اقدام نماید.» «شروط ضمن عقد»، این روزها بیشتر از قبل به گوش می‌خورد. شروط ضمن عقد ازدواج توافقی است که در سند رسمی ازدواج ثبت می‌شود. حق تحصیل، حق طلاق، حق خروج مکرر از کشور، حق تنصیف اموال و…

 با مشورت یک وکیل، وکالتنامه‌ای صحیح و کامل ثبت کنید

عطیه باباخانی با بیان اینکه در هنگام ثبت شروط ضمن عقد باید تمامی جوانب را سنجید، خاطرنشان می‌کند: «مسأله حائز اهمیت دیگری که در این پرونده منجر به تأخیر در روند اجرای صیغه طلاق شد عدم توجه دفترخانه به تنظیم وکالتنامه‌ای صحیح و کامل بود. از آنجا که برخی از زنان به سختی می‌توانند همسران خود را راضی به حضور در دفترخانه کنند بنابراین لازم است که تمامی جوانب لازم را در نظر گیرند تا هنگام استفاده از وکالتنامه تنظیمی با مشکلات کمتری مواجه شوند. از این‌رو مشورت با وکیل دادگستری در زمان تنظیم این وکالتنامه و مراجعه به دفترخانه‌ای که کاملاً به این نوع وکالتنامه‌ها اشراف داشته باشند ضروری است. بنابراین باید به درج این نکات در قسمت حدود اختیارات وکیل توجه شود. شایع‌ترین مشکلی که در تنظیم وکالت در طلاق وجود دارد عدم موافقت برخی از دفترخانه‌ها با تنظیم وکالتنامه بلاعزل است. این بدین معناست در صورتی که وکیل یا همان مرد حق عزل یا برکنار کردن موکل خود یعنی زوجه را داشته باشد هر زمان که بخواهد می‌تواند از وکالت خود صرف نظر نماید و با مراجعه به دفترخانه موکل را عزل نماید و همچنین زوجه می‌بایست به موجب وکالتنامه حق داشته باشد تا در انجام مورد وکالت به وکیل دیگر نیز وکالت دهد تا بتواند با همراهی یک وکیل دادگستری جهت انجام مراحل طلاق توافقی در دادگاه حاضر شود. بدین ترتیب توصیه می‌شود که حتماً در زمان تنظیم وکالتنامه توجه داشته باشید که عبارات وکیل حق توکیل به غیر ولو کرارا را دارا است و همچنین وکیل ضمن عقد خارج لازم حق عزل وکیل را از خود سلب و ساقط می‌کند در متن وکالتنامه قید گردد.» وی در انتها می‌گوید: «مشکلی که به طور خاص در این پرونده موجب اطاله رسیدگی شد عدم تصریح به سلب و ساقط کردن حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی در وکالتنامه بود که در صورت درج این عبارات حکم به محض صدور قابلیت اجرایی داشت و نیازی به طی کردن مهلت‌های قانونی لازم برای تجدید نظرخواهی و فرجام‌خواهی از جانب زوج نبود بنابراین تنظیم چنین وکالتنامه‌ای با آگاهی کامل می‌تواند به میزان زیادی از وقوع مشکلات احتمالی جلوگیری نماید.»

منبع: ایران بانو 

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد