پست های برچسب گذاشته شده توسط ‘حقوق برابر’

چرا دختران ازدواج نمی کنند؟

امید علی‌احمدی، جامعه شناس خانواده معتقد است :

«اینک جامعه با رشد قابل توجه حضور زنان و مطالبات اجتماعی آنان روبروست. این مطالبات بخشی معطوف به حق انجام فعالیت های اجتماعی و کسب شغل و پیدا کردن استقلال مالی است و بخش دیگر معطوف به تغییراتی است که در درون خانواده باید روی دهد. مردان به تدریج، با تغییر نسل و مواجه با واقعیت توانایی هاو خواست های زنان برای ایشان در امور مختلف جا باز کردند و برخی از نقش ها و سمت ها و پایگاه های صرفا مردانه شکل و شمای دوجنسیتی گرفتند.

اما در درون خانواده مردان پافشاری بیشتری برای حفظ پایگاه های سنتی خود دارند و نسبت بزرگی از مردان هنوز پذیرای تقاضاها و مطالبات زنان نیستند. زنان برای مواجه به شرایط جدید و ایجاد زمینه های مساعد برای ایفای نقش های امروزی تر، به جای عوض کردن پدر و برادر درصدد ایجاد محیط های خانوادگی عادلانه تر و برابری خواه ترند. بنابراین، از یک طرف مردان به دنبال حفظ مواضع سنتی خود در خانواده اند و از سوی دیگر دختران در شرف ازدواج به دنبال شرکایی هستند که حق آنان را برای داشتن مواضع نسبتا مشابه با مردان به رسمیت بشناسند. این وضعیت متناقض یا پارادوکسیکال به زیان ازدواج تمام شده، سن ازدواج را بالا برده و حضور دختران را در جامعه هر چه بیشتر و به صورتی محسوس، افزایش داده است.»

منبع: خبرآنلاین

برابری در سند ازدواج ایران باستان

مجموعه‌ای از اسناد در جایی به نام کوه مغ در قلعه‌ای پنهان شد، که پس از هزار و دویست سال در قرن گذشته کشف شد. از میان این متون، طولانی‌تر از همه سند ازدواجی است که به خوبی گویای تمدن ایرانیان کهن و نوع روابط میان زن و مرد در ایران شرقی باستان است. برابری حقوق زن و مرد، و آزادی روشن و دادگرانه میان این دو شریک زندگی به همراه ذکر شرط و شروطی که آشکارا برای حفظ این آزادی تدوین شده،از نکات جالب این سند است. در بخشی از آن آمده است: «در آتیه چنانچه اوتکین (مرد) تصمیم بگیرد که این چته (زن) را همچون زوجه دیگر نداشته باشد، در آن صورت بگذار که او را با خوراک، با کالا، و اثاثیه با خود گرفته‌ام و مبلغ دریافتی‌اش بدون هیچ‌گونه تعهد آزاد کند و او را در قبال زوجه‌اش هیچ‌گونه تعهد دیگری نخواهد بود و او به پرداخت هیچ چیز دیگری متعهد نمی‌گردد. سپس او می‌تواند با همان زنی که مورد نظرش است ازدواج کند. همچنین اگر چته تصمیم بگیرد که دیگر همسر اوتکین نباشد، پس بگذار که او را ترک نماید. در آن صورت بگذار او پوشاک قابل استفاده، تزئینات و کالایی را که از اوتکین به او تعلق می‌گیرد، از شوهرش نگیرد. اما اموال خصوصی و دارایی استحقاقی‌اش را بگذار با خودش ببرد. و او را در قبال شوهرش دیگر هیچ گونه تعهدی نخواهد بود و دیگر مدیون به هیچ‌گونه پرداختی هم نخواهد بود. بعد از آن او حق دارد با هر مرد دیگری که دلش بخواهد ازدواج کند.» منبع : وبسایت بنکر

از خودمان شروع کنیم

 

۵

نسرین افضلی

ازدواج موفق و شاد جزی از آرزوهای اکثر جوانان ایرانی است،چه دختر و چه پسر. اما این زوج های عاشق ؛ با هزار امید و آرزو برای آینده ای بهتر و دوشادوش هم، پای قراردادی را امضا می کنند که کمتر نشانی از برابری و مشارکت و عشق در آن است. قراردادی که دست کم نیمی از حقوق انسانی و شهروندی یک طرف قرارداد از او گرفته می شود و به زورِ قانون به دیگری داده می شود و هیچ یک از دو طرف هم نمی توانند قاعده را بر هم بزنند چون “ازدواج” در قانون ما در زمره “معاملات” است و خرید و فروش: نفقه می گیری پس باید تمکین کنی و هر زمان همسرت تمایل داشت و تو نداشتی باید به خواست او تن بدهی، حق حبس* داری، پس تا مهریه ات را نگرفته ای می توانی با همسرت هم بستر نشوی، ریاست خانواده بر عهده توست پس تمام مال و اموال هم به نام توست و در ید اختیار تو؛ اجرت المثل می گیری، پس بی اجازه هم از خانه خارج نمی شوی. بله را از تو می گیرند ولی برای طلاق از تو بله نمی خواهند و خیلی لطف کنند مهرت را کف دستت می گذارند و راهی ات می کنند؛ با اراده و میل خود پای عقدنامه را امضا می کنی اما برای پایان آن، امضایت پشیزی ارزش ندارد، کسی حرفت را نمی شنود و پاسخت این است “نفقه ات را که می دهد پس برو زندگی کن” اگر با هزار مصیبت و گذشتن از همه حق و حقوق، خودت را هم برهانی فرزندانت را نمی توانی، ولایت قهری آنها با پدر و جد پدری است؛ وقتی بعد از چهل سال زندگی و آجر بر آجر گذاشتن صاحب خانه و زندگی می شوی، اگر بیوه و سیاهپوش شوهر شوی یک هشتم از نتیجه زحمتهای کل عمرت را با منت به تو می دهند و روانه ات می کنند. جای شکرش باقی است که فرهنگ عمومی جامعه گاهی پیشرفته تر از این قوانین است و به ویژه زوج های جوان این مسائل را حتا به مخیله خود هم راه نمی دهند. اما کیست که نداند همیشه وقتی قانونی راه را برای ظلم و ستم باز می گذارد، و چه بسا تشویق می کند، افرادی هم یافت می شوند که از آن بهره ببرند و یکه تازی کنند. باید بدانیم تا قوانین خانواده برابر و عادلانه نباشد هر ازدواجی مصداق اولین خشت کج است که نتیجه ای جز ویرانی دیر یا زود دیوار کج ندارد. جوانان آزادی خواه و برابری طلب ایران، پیش از آنکه برابری و آزادی را از حکومت خواستار باشند باید در زندگی فردی خود و در اجتماع اولیه ای که در آن زندگی می کنند یعنی خانواده، دموکراسی و برابری را برقرار کنند و این مجموع خانواده های برابر و آزاد ، بی شک کشوری آزاد را در پی خواهد داشت.

مادری و هویتهای متضاد

در روز 19 فروردین ۱۳۹۴ و به مناسبت زوز مادر در ایران، صفحه همسری در فیس بوک از مخاطبانش دعوت کرد تا از تجربه مادری و رابطه آن با حقوق نابرابر در قوانین بنویسند.

نوشته آیدا یکی از مطالب جالب و قابل تاملی بود که برای «مادری -برابری» به این صفحه ارسال شد.

 ===================================

«سال‌های سال از اون روز گذشته که برگه آزمایش مثبت بارداری رو با رنگ و رویی سپیدتر از گچ تو دستم گرفته بودم و ته دلم به خودم فحش می‌دادم که چرا زن؟ حالا چه غلطی می‌خوای بکنی؟ حال خراب و ویار نزدیک به پنج ماه بارداری رو سر کردم و شب‌های درد و گریه و بی‌قراری جز صدای خر و پفی از همراه اون روزهای زندگی‌م برنخاست. وضع مالی مساعد نبود و باید پول در می‌آوردم اما به فاصله‌ی چندماه و زمانی که به شدت دنبال کار بودم از همه جا جواب رد اومد چون فکر می‌کردند خیلی طبیعیه که کار بیرون و کسب درآمد از این به بعد اولویت من نباشه. از نظر همه خیلی طبیعی بود که باید خونه می‌نشستم و بچه داری می‌کردم. طلاق هم مساوی بود با از دست دادن بچه چون خیلی طبیعی بود که بچه مال مرد باشه و سایر اتفاقات کاملن غیرطبیعی و رنج‌آور که همه و همه خیلی خیلی طبیعی بودند. بعد هم مهاجرت و تنهایی و ترس و غربت و..

با این همه مادری برای من تجربه ای سراسر ماجراجویانه، سرخوشانه و کاملن فمینیستی بوده و حتا یک لحظه هم پشیمون نشدم از این اتفاق. پسرم بخشی از منه که بیرون از من زندگی می‌کنه و از قضا جنگی که حتا تو دوران نوجوانی با من داره، از جنگی که من توی خودم و با خودم دارم کمتر خونریزی و جراحت به جا می‌گذاره.

اگه امکان انتخاب داشتم و شرایط مساعد‌تر بود حتمن قبل از مادرشدن فکر می‌کردم که می‌تونم با دو هویت متضاد که کم‌تر با هم سر سازش دارند زندگی کنم یا نه. مادر شدن مسئولیت داره. سختی داره. از خود گذشتگی و کلی جسارت می‌خواد وقتی خانواده و قانون و مذهب هیچ حمایتی ازت نمی‌کنند.. وقتی تاوان قانونی که بر اساس نابرابری نوشته شده باشه رو پس داده باشی و به خاطر زن بودن از هر حق ابتدایی که داشتی محروم شده باشی این روز تو تقویم چیزی بیش از دهن کجی قانون و مذهب و سنت به هویت زنانه‌ات نیست»

تمسخر برابری٬ در متن٬ در حاشیه

مرجان لقایی

سال ۸۷ شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران پرونده‌ای را رسیدگی کرد که در ان مردی همسرش را کشته‌بود. این مرد دست و پای همسرش را با زنجیر بسته و یک هفته در اتاقی زندانی کرده‌بود در این مدت نه تنها آب و غذا به این زن نداده‌بود بلکه با کابل و تسمه زن جوان را آنقدر کتک زد‌بود که همه جای بدنش زخم و کبود شده‌ و در نهایت هم جانش را از دست داده‌بود. وقتی مرد را به دادگاه آوردند در مورد اختلافاتی که با همسرش داشت توضیح داد و گفت چند باری همسرش در خواست طلاق کرده‌بود،وقتی یکی از پنج قاضی از متهم پرسید چرا چنین رفتاری با همسرش داشته و با اعتراض به او گفت:” آخه مگه با زن همچین رفتاری می‌کنن؟” متهم با جدیت جواب داد: «پس با زن چیکار می‌کنن؟ میخواست طلاق بگیره!» 

انگار که موقعیت کمیک بوجود امده‌باشد همه حاضران جلسه بجز چند نفر که زن بودند همگی به این حرف خندیدند. تماشای چند قسمت از سریال در حاشیه ساخته مهران مدیری همین حس را بر من تحمیل کرد، در این سریال که با معرفی زندگی یک جراح زیبایی آغاز می‌شود همسر او که دارای حقوق برابر با شوهرش است همه دارایی او را به غارت برده و حتی به یک دست کت و شلوار او هم رحم نکرده و آن را هم برای فروش میگذارد. انگار دغدغه آقای مدیری و تیم نویسنده در مورد حقوق برابر زنان در همین قسمت خوب به نمایش گذاشته نشده‌بود که در طول سریال شخصیت‌های زن این سریال طنز همگی افرادی هستند با درک پایین که اقدام به تحقیر مردانی که با انها نسبت دارند می‌کنند و همیشه در حال بدرفتاری با آنها هستند نمونه ان برخوردهای مادر دکتربهروز با شوهرش و یا خواهر دکتر هومن با این پزشک در برابر دیگران است. اوج زن ستیزی نویسندگان و تیم کارگردانی این سریال در قسمتی بود که شب گذشته پخش شد و به صورت مستقیم و علنی داشتن حق تقسیم اموال برای زنان را به مسخره گرفت و نشان داد دو پزشک یکی جدا شده از همسر به دلیل دادن حق داشتن نیمی از اموالش به همسرش به خاک سیاه نشسته دیگری دکتری که در استانه ازدواج است دغدغه این را دارد که اگر حق داشتن نیمی از اموالش را به همسرش بدهد چه آینده شومی در انتظار اوست این دو پزشک دیالوگهای اسفباری در مورد حق تقسیم اموال دارند٬ قانونی که بیشتر کشورهای دنیا به صورت قرارداد بین زوجین یا قانون کشور وجود دارد. در علم ارتباطات نظریه ای وجود دارد به نام نظریه قطره چکانی که مطابق آن فرستنده پیام به صورت ذره‌ای و پراکنده در غالب یک سلسله خبر یا گزارش و در تلویزیون یا سینما دیالوگهای پراکنده در یک فیلم‌نامه پیام خود را خرد خرد به گیرنده ارسال می‌کند. وضعیتی که در این سریال وجود دارد٬ ارسال پیام منفی در خصوص حقوق برابر زنان به صورت خاص تقسیم اموال برای زنان هنگام ازدواج . اوج این ستیز زمانی است که مهران مدیری در نقش پزشک جراح زیبایی خطاب به همکارش عنوان می‌کند بند یک عقدنامه امضا کنی بدبخت شدی.در واقع با نامیدن بند یک قصد دارد قصد یا توطئه زنان بر ازدواجهای مادی را نشان دهد و به این اشاره میکند زنان هم دارایی مردان را می‌گیرند و هم طلاق می‌گیرند.متاسفانه اصل ماجرا به صورت کاملا مخملین در این سریال جای گرفته و پیام سریال در حاشیه نیز همین است اما فرع که برخی تمسخر پزشکان و وکلا می‌دانند بر اصل غلبه کرده‌است. پزشکان و وکلایی که به خاطر شوخی شغلی با انها به سریال «در حاشیه» اعتراض کردند هرکدام در طول دوران کاری خود بسیار زنها دیده‌اند که مورد خشونت‌های جسمی و جنسی شدید از سوی شوهران خود قرار گرفته و کارشان به بیمارستان کشیده‌شده‌است، زنانی که برای انجام عمل‌های جراحی فوری باید منتظر می‌ماندند تا شوهرشان بیاید و اجازه عمل بدهد و اگر هم نمی‌داد عمل انجام نمی‌شد. وکلا نیز بسیار شاهد بودند زنهایی را که به خاطر نداشتن حق طلاق چطور سالیان دراز از عمرشان را در راهروهای دادگاه گذراندند . همین پزشکان و وکلا که بخشی از درامدشان را مدیون همین قوانین و خشونت‌های رایج علیه زنان هستند به تمسخر شغلی خود اعتراض کردند اما به تحقیر نیمی از مردمان کشورشان نه. در امریکا رییس جمهور را مقابل دوربین می‌نشانند و کمدین‌ها به تمسخر انها مقابل چشمانشان می‌پردازند و رییس جمهوری فقط تماشا می‌کند بدون هیچ اعتراضی اما در همین کشور تحقیر یا تمسخر جنسیتی جرم محسوب می‌شود و یکی از خطوط قرمز است چیزی که در یک سریال طنز در ایران از ابتدای اغاز سریال اتفاق می‌افتد و زنانی که مطالبه حق میکنند به سخره گرفته می‌شوند و افرادی شیاد محسوب می‌شوند اما هیچ واکنشی از سوی هیچ کس نشان داده نمی‌شود. سریال مهران مدیری نه به دلیل شوخی با پزشک و وکیل و روزنامه نگار بلکه به خاطر تحقیر جنسیتی و به مسخره گرفتن حقوق برابر برای جامعه مضر است جامعه‌ ای که به خودی خود در روز دهها بار به شکل‌های مختلف زنانش را تحقیر می‌کند و خود نسبت به این تحقیر آگاه است اگر آگاه نبود دولت‌ابادی در سالهای تصدیش بر مسند ریاست دادگاههای خانواده تهران اعلام نمی‌کرد اگر قوانین طلاق برای زنان و مردان برابر باشد نزدیک به ۹۰ درصد خانواده‌ها از هم می‌پاشد.تلکیف سرپرست تیم نویسندگی این سریال روشن است چرا که او قبلا هم شوخی‌های نابجایی در مورد گیرکردن لامپ در واژن یک زن که فیلمش منتشر شده‌بود کرده و واکنش‌هایی دیده‌بود اما انگار قرار بود حداقل برای من تکلیف اقای مدیری در این سریال روشن شود و بفهمم که پیرو نظریه‌ای است که سال ۸۷ مرد متهم به قتل گفت و حاضران هم خندیدند” پس باید با زن چه کرد” اقای مدیری اگر فقط قصد شوخی داشت می‌توانست با قوانین فعلی طلاق شوخی کند قوانینی که زن را مجبور به تمکین از شوهرش میکند، ولایت به فرزند را به پدرش می‌دهد، حق طلاق را حتی بدون دلیل به مرد می‌دهد.

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد