پست های برچسب گذاشته شده توسط ‘طلاق’

طلاق برای زنان سخت تر میشود: تاثیر اجباری شدن مشاوره در طلاقهای توافقی

 

هدی عمید- وکیل پایه یک دادگستری
چند هفته ای از ابلاغ «آیین نامه اجرایی قانون حمایت خانواده» توسط رییس قوه قضاییه می گذرد. در بخش اعظمی از این آیین نامه تمهیدات لازم برای تشکیل و راه اندازی مراکز مشاور خانواده شرح داده شده است٬ با این رویکرد که ایجاد این مراکز مشاوره می‌تواند به تحکیم خانواده و انسجام روابط خانوادگی کمک کند . بر اساس ماده ۸ این آیین نامه وقتی که دادخواست طلاق از سوی طرفین به صورت توافقی ارایه می‌شود دادگاه موضوع را به مرکز مشاوره خانواده ارجاع می‌دهد؛ تا این مرکز بتواند با حمایت‌های مشاوره‌ای طرفین را از طلاق منصرف و موارد توافق را به دادگاه منعکس کند. این موضوع اگرچه در نگاه اول تلاش خوبی برای کمک به استحکام روابط خانوادگی و کاهش آمار طلاق است، اما متاسفانه همانطور که در فرآیند تصویب بسیاری از قوانین و بخشنامه ها شاهد هستیم، تاثیر این موضوع بر زنان و وضعیت آنها دیده نشده است.
Divorce متاسفانه هیچ آمار رسمی وجود ندارد که نشان دهد چه تعداد از دادخواست های طلاق توافقی واقعا بر مبنای توافق طرفین آغاز می شوند و چه تعداد در حقیقت طلاقهایی هستند که متقاضی اصلی آن زوجه است و به دلیل عدم امکان استناد به عسر و حرج و یا به دلیل اطلاع از فرآیند طولانی و طلاقت فرسای دادخواست طلاق از سوی زوجه، با خواهش و التماس و یا بذل مهریه و یا در موارد زیادی پرداخت پول به همسر، او را راضی به امضای دادخواست توافقی می کنند. اما آنچه مسلم است تعداد این زنان اندک نیست. زنانی که خسته از تمام راههای رفته و به بن بست رسیده، با سختی بسیار همسر را راضی به توافق بر طلاق کرده اند. آنها می دانند که این شوهران هر لحظه ممکن است پشیمان بشوند و در میانه راه از همکاری سرباز بزنندتا بار دیگر زن را مجبور به ادامه زندگی یا دادن امتیازات بیشتر کنند. زنان تلاش می کنند با خوش رفتاری و مهربانی همسر را تا آخرین مرحله که امضای سند طلاق است پیش بیاورند. مردانی که با اطلاع از این نابرابری و تبعیض قانونی، با بدرفتاری و بدخلقی و به بهانه های گوناگون از زنان باج مادی و غیر مادی می گیرند و اگر هم زن راضی نباشد یا توانایی نداشته باشد، در میانه راه دادخواست خود را پس می گیرند و یا در دفترخانه حاضر نمی شوند. گروه دیگری از این زنان با آگاهی از این مشکلات و معمولا به توصیه وکلای دادگستری، ، پس از آنکه با شوهر بر سر طلاق به توافق رسیدند، از او می خواهند به دفترخانه مراجعه کند تا با تنظیم سند وکالت در طلاق،مانع این مشکلات شوند و پس از آن دیگر خود به تنهایی و بدون نیاز به حضور شوهر تمام کارهای طلاق را انجام دهند. در موارد بسیاری برای تنظیم این سند، زن مهریه خود را در همان دفترخانه بذل می کند، گاهی علاوه بر بذل حقوق مالی خود، پولی نیز به شوهر می پردازد و امیدوار است که دیگر همه چیز را بتواند به نحوی پیش ببرد تا از رابطه ای که آزارش می دهد، خارج شود. به عبارت دیگر، غیر قابل انکار است که حجم زیادی از پرونده هایی که در ظاهر دادخواست طلاق توافقی هستند، یا طلاق های با وکالت مع الواسطه توسط زوجه هستند که در قالب طلاق توافقی صورت می گیرند و یا اگر هم زن و هم شوهر دادخواست را امضا کرده اند، اما رضایت واقعی از سوی زوج وجود نداشته است و زن او را به سختی راضی به این کار کرده است. حال با این مقدمه مشخص می شود که مقررات آیین نامه جدید، مشکلی بر مشکلات قبلی زنان افزوده است. اگر طلاق به استناد وکالت مع الواسطه باشد، آنها که گمان می کرده اند دیگر نیازی به حضور شوهر در دادگاه ندارند، حالا متوجه می شوند که باید همسر را راضی به آمدن به مشاوره بکنند و آنها که دادخواست طلاق توافقی را با همسر امضا کرده اند ولی شوهر متقاضی واقعی نیست، باید دلهره این را داشته باشند که شوهری که از آمدن و رفتن به دادگاه مدام گله و شکایت می کرده است را چگونه راضی به انجام یک مرحله اضافه تر بکنند، اگرچه قضات در صورت عدم دسترسی به شوهر می توانند از فرستادن زوجین به مشاوره صرفنظر کنند، اما اثبات این موضوع که شوهر در دسترس نیست نه تنها کار بسیار مشکلی است، بلکه می تواند به مستمسکی در دست شوهر برای اتلاف وقت و اطاله دادرسی تبدیل شود. نبودن آمار واقعی و دقیق، بی توجهی به واقعیات پرونده های طلاق، نادیده گرفتن مشکلات زنان در زندگی خانوادگی و نابرابری در دسترسی به حق طلاق، همه و همه سبب می شود تا قانونی که قرار است به کاهش میزان طلاق و تحکیم خانواده ها باشد، خود عاملی برای افزایش بی عدالتی و تبعیض علیه زنان باشد.

مهریه یعنی خرید و فروش زن یا بدلی از حقوق ناداشته؟

6a00e009936fc2883300e55395cda58833-800wi  
مکالمه ای میان یک آقا و یک خانم فمنیست: آقا : چرا زنان خود را مانند كالايي با مبلغى معلوم بنام مهريه و سندى محكم بنام سند ازدواج به مرد مي فروشند؟ اين قانون بايد اصلاح وبه زن شخصيت واقعى ببخشد مانند کشور هايي كه در صورت جدايي، اموال زوجين به نسبت مساوى تقسيم و فرزند يا فرزندان طبق تشخيص مرجع قضايي به يك نفر سپرده می شود. خانم فمنیست : آقای عزیز سوالتون بسیار به جاست. مهریه علیرغم اینکه بسیار بدوی هست در حال حاضر یک تضمین نیم بند برای زنان است. شما اگر به عنوان مرد مخالف قضیه مهریه هستید (من هم هستم و بقیه فمنیست ها هم همین طور) به جنبش فمنیستی و برابری برای زن و مرد بپوندید و فشار بیاورید قوانین طلاق و حضانت برای زنان هم برابر بشود. کمترین کاری که می توانید بکنید این است که با همسر فعلی یا آینده تان توافق کنید که در ازای حضانت مشترک و طلاق و تقسیم مساوی اموالی که بعد از ازدواج به دارایی شما اضافه شده، مهریه را کم در نظر بگیرید. این هم کرامت زن و مرد را حفظ می کند و هم به نفع هر دو است.

چرا شروط ضمن عقد مهم است ؟

تا کنون پژوهش های زیادی درباره نهاد خانواده انجام شده است که نشان می دهد هر چه خانواده به سوی برابری اعضای آن ( برابری زن و شوهر٬ فرزند دختر و پسر٬ بزرگ و کوچک ) پیش برود آن خانواده سالم تر است و اعضای آن رضایت بیشتری از زندگی کسب می کنند؛ چرا که برابری در تصمیم گیری و اجرای تصمیمات، اعضای خانواده را از تحمیل نظر خود، که ممکن است مخالف مصلحت و منافع دیگر اعضای خانواده باشد بازمی دارد و فضایی مشارکتی و دموکراتیک پدید می آورد که در آن هیچ عضوی از خانواده خود را زیردست، مجبور و بی اختیار نمی بیند.

با وجود دشواری روند درخواست طلاق و نیز تبعات شدیدتر آن برای زنان؛ بخش اعظم درخواستهای طلاق را آنها به دادگاه ارائه می دهند که نشانه نارضایتی زنان از ساختار کنونی خانواده است . به عقیده ما سخت کردن طلاق ، تعیین سقف برای مهریه، محدود کردن اختیارات زن در خانواده و تمهیداتی از این دست فقط به فرسایش روانی بیشتر افراد جامعه منجر می شود ودرد اصلی را دوا نمی کند.

10514594_772424489444677_824527224744735674_n

شروط ضمن عقد با اندکی گسترده کردن اختیارات زن در خانواده می تواند درمانی موقتی و کمکی باشد برای نزدیک تر شدن چارچوب نابرابر کنونی خانواده به برابری ؛ و در نتیجه کاهش بسیاری از مشکلات و نابهنجاری های احتمالی در خانواده که گریبانگیر تمام اعضای خانواده از جمله مرد می شود.

شروط ضمن عقد همچنین میتواند به کار مردان نیز بیاید٬ آنان که تعهدات یکطرفه مالی مرد در برابر امتیازات ویژه جنسی و جنسیتی نمی پذیرند و تمایل ندارند زیر بار آن بروند. اکنون شاهد روند رو به افزایش توافق زن و مرد در خصوص درج این شروط هستیم و امیدواریم مسئولان با مشاهده این روند متوجه خواست و نیاز جامعه کنونی ایران بشوند و تغییرات مطلوب را در ساختار قوانین موجود اعمال کنند.

چرا مهریه قابل حذف نیست؟

   

هدی عمید- وکیل پایه یک دادگستری

10420046_866301463390312_673553875557983388_n

مهریه بنا به تعریف قانون، مالي است كه شوهر به هنگام وقوع عقد ازدواج، پرداخت آن را به همسر خود تعهد می کند و در نتیجه مكلف است بلافاصله پس از امضاي قرارداد ازدواج، هر لحظه كه زن مطالــبه كند، آن را بپردازد.(به فرض عندالمطالبه بودن). به اعتقاد بسیاری از فقها مهریه در برابر بضع است به معنی اینکه مرد در برابر تمتع جنسی از زن، باید مهریه را بپردازد. 

برخی از فعالان حقوق زنان، نهاد مهریه را توهینی به شخصیت زنان و نقش آنها در ازدواج می دانند، عده ای دیگر اما دلایلی برای پشتیبانی از آن مطرح می کنند. از دلایل شرعی گرفته تا دلایل اجتماعی٬مانند اینکه مهریه پشتوانه اجتماعی برای زن محسوب می گردد، زیرا در فرهنگ کنونی جامعه ما٬ در صورت جدایی زن و مرد، زن متحمل خسارت بیشتری میشود و همچنین مردان برای انتخاب همسر مجدد امكانات بیشتری دارند ولی زنان بیوه با از دست رفتن سرمایه جوانی و زیبایی امكاناتشان برای انتخاب همسر جدید كمتر است و مهریه چیزی به عنوان جبران خسارت برای زن و وسیله ای برای تأمین زندگی آینده اوست. بسیاری ازاین دلایل و توجیهات در واقع ریشه در فرهنگ مردسالاری دارند که زن مطلقه، مسن و یا غیر باکره را کم ارزشتر از زن جوان و باکره می داند. و به همین واسطه به دنبال جبران خسارتی است که بر او وارد شده است. حال سوال این است که آیا مهریه را باید حذف کرد؟ آیا زنان باید در زمان عقد مهریه تعیین نکنند یا پس از آن مهریه خود را ببخشند؟ این سوالی است که پاسخ دادن به آن ساده نیست. آنچه هرگز نباید فراموش کنیم این است که نمی توان از مهریه، به تنهایی سخن گفت بدون اینکه سایر حقوق زنان در قوانین و یا اجتماع را دید. مهریه را باید در چارچوب وضعیت فعلی زنان بررسی کرد و نه در یک شرایط ایزوله و ایده آل. واقعیت اول این است که بسیاری از زنان ما بعد از ازدواج خانه دار هستند و از آنجا که فعالیت اقتصادی خارج از خانه ندارند، نمی توانند اندوخته مالی داشته باشند. کار در خانه در اکثریت خانواده ها وظیفه زنان محسوب می شود و مابه ازای مالی ندارد. از آن سو، مردان می توانند در خارج از خانه کار کنند، درآمد داشته باشند و اموال مختلفی خریداری کنند. نتیجه آنکه وقتی بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک، زنی به هردلیلی از همسرش جدا شود یا همسرش او را طلاق دهد، اگر مهریه نداشته باشد باید بی هیچ اندوخته ای از زندگی خارج شود بدون آنکه سهمی از اموالی که در تمام این سالها مرد کسب کرده داشته باشد. (در موارد بسیار خاصی امکان مطالبه اجرت المثل وجود دارد که البته مبلغ اندکی است) حقیقت دوم این است که اگرچه توصیه می شود زوجین بر سر تنصیف اموال به توافق برسند و این موضوع را به عنوان شرط ضمن عقد ثبت نمایند اما باید دقت کرد این موضوع به شکل توافقی است و نه قانون و در نتیجه امکان فرار از آن به آسانی فراهم است و ضمانت اجرای بسیار ضعیف تری نسبت به مهریه دارد.به عبارت دیگر اگر مردی هیچ ملک ، خانه، ماشین یا هر مال دیگری به شکل رسمی نداشته باشد هیچ تعهد قانونی هم برای تقسیم اموالش با همسر در صورت جدایی ندارد. واقعیت قانونی دیگری که باید در نظر گرفت بحث ارث زوجین از یکدیگر است. بر اساس مقررات قانون مدنی، در صورت فوت زوج، ارث زن فقط یک هشتم اموال شوهر است در حالی که با فوت زن یک چهارم اموالش به شوهر میرسد. حال با توجه به اینکه اکثر ازدواج ها تا مرگ دوام دارند و احتمال طلاق کمتر است نتیجه این می شود که شرط تنصیف اموال هیچ گاه صورت نمی گیرد (چون طلاقی صورت نمی گیرد) و پس از فوت همسر، سهم ناچیزی از اموال به عنوان ارث به زن می رسد و در نتیجه نقش مهریه پررنگ می شود. بنابراین نمی توان به سادگی هم از مهریه در مقابل تنصیف اموال گذشت.. حقیقت تلخ بعدی، مربوط به جهیزیه است که یک سرمایه اولیه برای زندگی است و طبق عرف نیز”وظیفه” زن است . اگرچه بر اساس مقررات قانونی در صورت طلاق زن می تواند جهیزیه خود را با خود ببرد اما این جهیزیه بعد از یک سال استفاده ارزشش نصف و بعد از مدت بیشتری کاملا بی ارزش و غیرقابل تبدیل به وجه نقد می شود و بنابراین هیچ سرمایه ای برای زن محسوب نمی شود.در نتیجه در مناسبات عرفی، وقتی خانواده زن برای او جهیزیه تهیه می کنند (که به طور متوسط در ایران در حال حاصر حدود ۵۰ میلیون تومان است) انتظار دارند سرمایه ای به نام مهریه برای زن تضمین شود. ، این مساله به ویژه زمانی اهمت می یابد که می بینیم زنان به جز مهریه اهرم فشار دیگری ندارند تا سایر حقوقشان مثل حضانت یا طلاق را به دست بیاورند. علاوه بر موارد قانونی فوق، واقعیات اجتماعی دیگری هم وجود دارد که باید مد نظر قرار بگیرند، نبود فرصتهای برابر شغلی برای زنان در اجتماع و تبعیض در اشتغال و دستمزد از مهمترین این موارد است. علاوه بر این، بسیاری از زنان پس از ازدواج یا مادر شدن به واسطه فرهنگ حاکم بر خانواده، اجازه یا فرصت کار کردن پیدا نمی کنند. مجموعه این موارد به خوبی نشان می دهد که تا زمانی که ساختار حقوق خانواده ما اصلاح نشده باشد و حقوق زنان به شکل مطلوب تری تضمین نشده باشد، سخن از حذف مهریه، نابجا و ناعادلانه است.

«حق طلاق یکطرفه (مرد) خیلی مفلوکانه است»

دست نوشته ای از امید

 ===================== دختران حق دارند از مطرح کردن این حرفها قبل از ازدواج بترسند! آنها می ترسند خاله و خانباجی ها بگویند : «واه واه ! ببین هنوز عقد نکرده صحبت طلاق رو میکنه ور پریده !!» اما به نظر من از آن خاله و خانباجی که انتظار زیادی نیست، برای من آن مرد “جالب” است که حق طلاق را خودش به زنش نمی دهد. خودش پیشنهاد نمی دهد تا آن فشار را از سر زن کم کند. سکوت مردان در برابر حق طلاق یکطرفه و تایید آن، به نظر من یک نوع بی غیرتی است . بی غیرتی نسبت به خودشان. حق طلاق یکطرفه خیلی مفلوکانه است. زیرا به این معنی است که : «من می دانم که تو یکروز مرا ول می کنی , اما نمی گذارم بروی!».

آخرین ویدیو : علاقه زیبای دختر و پدر

تماس با ما

همسری آماده ارایه مشاوره حقوقی رایگان در زمینه شروط ضمن عقد است.

Gmail and GTalk

Skype Id

Facebook messenger

Twitter direct message
 

ساعات تماس

دوشنبه تا جمعه: از ۹ صبح تا ۵ عصر
شنبه و یک‌شنبه: از ۱۱ صبح تا ۳ عصر
شروط ضمن عقد